جنگ با ایران، راهبرد واشینگتن را به بنبست کشاند جوان آنلاین: روند تحولات جنگ امریکا و ایران و دامنه تبعات آن در منطقه نشان میدهد که خروج از جنگ به یکی از مبهمترین و پرچالشترین راهبردهای امریکا رسیده و فعلاً دورنمایی از آن دیده نمیشود. حملات پراکنده و نوسانی امریکا علیه مناطق جنوبی و نفتکشهای ایرانی و تهدیدات فزاینده هوش مصنوعیوار ترامپ نشان میدهد که امریکا در تله راهبردی جنگ گرفتار شده است. البته با توجه به شرایط غرب آسیا، امریکا قصد ندارد جنگ را پایان دهد یا نقطه پایانی بر آن بگذارد، زیرا تحولات منطقه با هدایت امریکا به سمت افزایش تنش در منطقه برای پیادهسازی پروژه مهار مقاومت و جایگزینی آن با نظم اسرائیلی در حال حرکت است. با وجود این، امریکا در نبرد خودساخته خود با ایران به چالش اساسی برخورده، بنابراین تمام اهتمام آن برای باز کردن گره بزرگ تحولات منطقه و هموار کردن مسیر پروژهاش به بنبست رسیده است.
نقطه شروع ارزیابی روند افول امریکا در جهان را میتوان در مقیاس منطقهای جستوجو کرد. کاهش نفوذ امریکا در منطقه پس از آغاز جنگ، یکی از اصلیترین پیامدهای غیرمنتظره بود که در دامنه ارزیابیهای امریکا قرار نداشت. تحلیلگران بسیاری بر این گزاره صحه میگذارند که جنگ با ایران بر خلاف انتظار امریکا موجب کاهش نفوذ آن در بین دولتمردان و حتی متحدان امریکا شده است. به عنوان نمونه، فارنافرز میگوید که نظم امریکایی خاورمیانه که از ۱۹۹۱ حاکم بود، یکی از قربانیان جنگ ایران است. ناتوانی امریکا در محافظت از متحدان خلیجی و باز نگه داشتن تنگه هرمز، اساس حضور نظامی و قراردادهای امنیتیاش را از بین برده و با تغییر نگاه کشورهای عربی، آنها را به تنوعبخشی به قراردادهای دفاعی سوق داده است.
موضوع افول امریکا فقط محدود به منطقه نیست و در عرصه جهانی نیز مصداق دارد. امریکا پس از شش ماه جنگ ترکیبی و متحمل شدن خسارتهای سنگین و پیشبینی نشده به پایگاههای خود در اثر حملات دقیق ایران، نتوانست به اهدافش برسد و در نتیجه، تصویر یک قدرت شکستپذیر را برای جهان به نمایش گذاشت. تغییر راهبرد جنگ ضربتی که با به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب، فرماندهان ارشد نظامی و حملات گسترده به ایران آغاز شد، اکنون به دلیل شکست در هدف تغییر نظام یا حتی تغییر رفتار جمهوری اسلامی، در مسیر فرسایش قرار گرفته و هیچ چشماندازی هم برای آن دیده نمیشود. نیویورکر نتیجه جنگ را پس از شش ماه «شکست استراتژیک عمیق برای امریکا» توصیف کرده است. قدرت و اعتبار امریکا کاهش یافته، ذخایر مهمات دقیق و پدافندی به شدت مصرف شده، پایگاههای منطقهای آسیب دیدهاند و «همه اکنون امریکا را کمتر از قبل میبینند». این را بخشی از «فروپاشی شتابان قدرت و اعتبار امریکا» دانستهاند.
القس العربی نیز با تشریح وضعیت امریکا معتقد است که ترامپ با جنگ علیه ایران، امریکا را وارد مسیر افول کرد، زیرا به طور منطقی، قدرتهای بزرگ زمانی شروع به افول میکنند که برتری تاکتیکی آنها نتواند نتایج استراتژیک را به همراه داشته باشد، زمانی که تعهدات آنها سریعتر از رشد منابعشان گسترش یابد و زمانی که رهبران آنها اولویتها را اشتباه قرار دهند و تصمیمات ضعیفی بگیرند.
باتلاق تنگه هرمز
با وجود ماهها جنگ و تکرار ادعاهایی نظیر نابودی قدرت نظامی ایران توسط ترامپ، اما تنگه هرمز به نقطه عطف جنگ با ایران تبدیل شده و یک جنگ فرسایشی و پرهزینه را برای آن رقم زده است. ایران با استفاده از موقعیت جغرافیایی هرمز، مینهای دریایی، پهپادها و توان موشکی، هزینه بازگشایی تنگه را برای امریکا بهشدت افزایش داد و توانست یک بحران انرژی جهانی به وجود آورد. به این ترتیب، امریکا که جنگ را با هدف تحمیل سریع اراده خود بر ایران آغاز کرده بود، پس از شش ماه ناچار است بخش مهمی از توان و راهبرد خود را صرف حل مسئله هرمز کند. این موضوع به یکی از مهمترین نمادهای ضعف قدرت نظامی امریکا تبدیل شده و در بسیاری از تحلیلها یافت میشود.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی امریکا، CSIS، درباره تنگه هرمز نوشت که جنگ عملاً به یک «جنگ فرسایشی، نه قدرت آتش» تبدیل شده است. به عقیده وی، ایران با پهپادها، مینهای دریایی و قایقهای تهاجمی کوچک توانسته برای عبور و مرور دریایی ریسک و عدم قطعیت ایجاد کند، حتی اگر از نظر قدرت نظامی متعارف قابل مقایسه با نیروی دریایی امریکا نباشد.
در واقع، تحلیلها اذعان دارند که امریکا با وجود برتری نظامی، اما در مقابل قدرت نظامی ایران نتوانسته پس از گذشت ماهها تنگه را باز کند و آن را به عنوان موفقیت جنگی عنوان کند. ناتوانی امریکا در جنگ اکنون در ابعاد کوچکتر به مرحله ناتوانی امریکا در بازگشایی تنگه هرمز رسیده و پیامدهای عدم موفقیت در جنگ را لاجرم تصعید داده است. از این رو، عدم بازگشایی تنگه هرمز و کنترل آن تحت نظارت ایران با بازنمایی محدودیتها و ضعفهای امریکا و مخدوش کردن تصویر قدرت ادعایی و برتر جهانی، نقطه عطفی در روند افول امریکا محسوب میشود. براساس گزارشهای موجود، تنگه همچنان بسته است و تنها شش کشتی روز سهشنبه از تنگه هرمز عبور کردهاند. رویترز میگوید، همین مسئله باعث شده بازار در «مه اطلاعاتی» قرار بگیرد و نفت برنت نیز به حوالی ۱۰۰ دلار برسد که نشان میدهد بحران انرژی در حال تشدید است.
هراس امریکا از رقیبان نظم بینالملل
یکی از نگرانیهای کاخ سفید که کمتر به آن پرداخته میشود، رسوا شدن ضعفهای امریکا در سه بخش عملیاتهای نظامی، اتخاذ راهبرد جنگی و میزان توانایی در حفاظت از داراییهای نظامی است. جنگ با ایران، آسیبپذیری عمیق زیرساختهای امریکا در منطقه را آشکار کرد. حملات مکرر ایران به پایگاههای نظامی، از جمله در بحرین، قطر، عربستان و کویت، خسارات قابل توجهی وارد کرد و نشان داد که قابلیت امریکا در برابر حملات تا چه اندازه صدمهپذیر است. علاوه بر آن، بنبست راهبردی امریکا که بسیاری از ناظران بینالمللی امروز بر آن معترفند، نشان میدهد که تصمیمگیری در کاخ سفید با بحران روبهرو شده است.
رسوا شدن این ضعفها، میتواند ارزیابیها و محاسبات رقیبان امریکا را سادهتر کرده و توانایی آنها را برای طراحی راهبردی برای غلبه بر امریکا با اتکا به نقاط ضعف ارتش آن، به طور کارآمدی افزایش دهد. به طور اجتنابناپذیری، امریکا در برهه کنونی در تلاش است که جنگ را به طرق مختلف در سراسر جهان گسترده کند تا از تغییر نظم بینالملل جلوگیری کند. به همین جهت، احتمال افزایش تنش در جنگ اوکراین و روسیه و همچنین آغاز جنگی دیگر در شرق آسیا برای تضعیف دولت چین هر روز بیشتر شده و مؤلفههای متعددی آن را تأیید میکند. حال در این چارچوب، پاشنه آشیل امریکا کاهش قدرت نظامی و نمایان شدن نقاط آسیبپذیری ارتش آن است. رویدادی که در جنگ ایران رخ داده و تبعات جدی بر آیندهنگاری امریکا خواهد گذاشت. در واقع، جنگ امریکا با ایران توانست توانمندیهای مدعی بزرگترین قدرت نظامی جهان را به چالش بکشاند و ضعفهای سیستماتیک آن را به همگان نمایان کند.