جوان آنلاین: در حالی که ترامپ از شدت استیصال با توئیتهای جعلی، مضحک و فریبنده، تلاش میکند با معرفی خود به عنوان مالک تنگه هرمز، درد ناشی از ناکامی در جنگ با ایران را مداوا کند، ایران در حال تدوین ترتیبات خود برای مدیریت تنگه هرمز است؛ اقدامی که نشان میدهد ایران نه تنها تسلط خود را بر تنگه هرمز حفظ کرده، بلکه فراتر از آن، در مواجهه با هر نوع سنگاندازی سیاسی و حقوقی امریکا و متحدانش در منطقه، عبور و مرور در این تنگه را با قوانین مشروع خود ممکن میسازد.
طی روزهای گذشته، کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، ممنوعیت تردد کلیه شناورهای متعلق به رژیم صهیونیستی یا محمولههای متعلق به این رژیم، به مقصد یا از مبدأ رژیم صهیونیستی را تصویب کرد.
در همین رابطه، روز گذشته ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در توضیح جلسه مذکور، از بررسی برخی مواد طرح «اقدام راهبردی تأمین امنیت و پیشرفت پایدار تنگه هرمز در خلیج فارس» موسوم به «قانون شهید تنگسیری» خبر داد و گفت: «بر اساس یکی از مواد این طرح، تردد تمامی شناورهای متعلق به رژیم صهیونیستی یا محمولههای متعلق به این رژیم، به مقصد یا از مبدأ این رژیم ممنوع خواهد شد.»
وی در ادامه خاطرنشان کرد: «رژیم صهیونیستی باید بداند پس از تصویب این قانون و تأیید آن در مراجع ذیصلاح جمهوری اسلامی ایران، به هیچ وجه اجازه حضور، عبور و مرور و تردد در خلیج همیشه فارس را نخواهد داشت.»
قانون شهید تنگسیری، نام طرح اقدام راهبردی تأمین امنیت و پیشرفت پایدار تنگه هرمز است که به دلیل مجاهدتها و رشادتهای ماندگار شهید بزرگ تنگسیری و نقش ویژه وی در اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز، توسط کمیسیون امنیت ملی تعیین شده است.
در چند روز گذشته نیز، مجلس عبور و مرور امکانات و تجهیزات با مالکیت امریکا و رژیم صهیونی و کشورهای متخاصم از تنگه هرمز را ممنوع کرده بود.
ولیالله بیاتی، سخنگوی کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها، اعلام کرده بود: «بر اساس مصوبه کمیسیون، عبور و مرور امکانات و تجهیزات با مالکیت امریکا و رژیم صهیونی و کشورهای متخاصم از تنگه هرمز ممنوع شد، چراکه این کشورها با استفاده از تنگه هرمز، اقدامات خصمانهای علیه کشورمان انجام داده و تجاوزات و حملات ناجوانمردانهای را علیه ملت ایران مرتکب شدهاند.»
گفتنی است، طرح اقدام راهبردی تأمین امنیت و پیشرفت پایدار تنگه هرمز و خلیج فارس، طرحی است که مجلس برای ایجاد یک چارچوب حقوقی و اجرایی جدید برای مدیریت تنگه هرمز تدوین کرده و هدف آن تقویت امنیت، کنترل و مدیریت تردد شناورها، ناوبری، حفاظت زیستمحیطی و بهرهبرداری اقتصادی پایدار از این آبراه است. در حقیقت هدف اصلی آن، قانونمند کردن کنترل ایران بر این آبراه استراتژیک است. در این طرح برای دولت وظایفی مانند ارائه خدمات ناوبری، اعمال استانداردهای زیستمحیطی، دریافت عوارض و بازرسی شناورها پیشبینی شده و تشخیص شناورهای متعلق به کشورهای متخاصم نیز به نیروهای مسلح سپرده شده است. همچنین طبق توضیحات نمایندگان، قرار است تردد شناورهای متخاصم محدود یا ممنوع شود و منابع حاصل از عوارض و سایر درآمدهای مرتبط با تنگه برای امنیت و توسعه زیرساختهای کشور مورد استفاده قرار گیرد.
تصویب منع تردد کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونیستی، امنیت کشتیرانی را برای این رژیم به مخاطره میاندازد و همچنین زنجیره تأمین، به ویژه در بخش انرژی، را برای این رژیم منحوس با چالش مواجه میسازد. تحلیلگران عبری، تنگه هرمز را مستقیماً به حوزه امنیتی رژیم صهیونیستی مرتبط میدانند.
پیش از جنگ اخیر، حدود یکپنجم نفت و الانجی جهان از هرمز عبور میکرد. در نتیجه، اختلال در هرمز، قیمت جهانی نفت، هزینه بیمه و حملونقل و در نتیجه هزینه انرژی رژیم اسرائیل را بالا میبرد. پس از تصویب کلی طرح تردد در تنگه هرمز و عبور و مرور کشتیها با ضابطه جدید ایران، فشارهای مرتبط با انرژی تنها متوجه رژیم صهیونیستی و متحدانش خواهد شد. بهخصوص که اختلال همزمان در هرمز و بابالمندب میتواند گزینههای جایگزین تجارت را برای رژیم اسرائیل بهشدت محدود کند.
رسانههای عبری، هرمز را یک گلوگاه راهبردی برای امنیت انرژی و اقتصاد این رژیم عنوان میکنند، زیرا اختلال در این آبراه میتواند قیمت جهانی نفت و هزینه حملونقل را افزایش داده و همزمان، دسترسی رژیم اسرائیل به برخی مسیرهای انرژی و تجاری منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
یدیعوت آحارونوت در میانه جنگ ایران و امریکا نوشت که هرمز، که حدود یکپنجم عرضه نفت جهان از آن عبور میکند، به یک نقطه خفگی خطرناک تبدیل شده است و بستهشدن طولانیمدت آن میتواند ماهها طول بکشد تا عبور نفتکشها به حالت عادی برگردد.
اما تبعات آن تنها به بخش اقتصادی محصور نمیشود و بازتعریف قدرت ایران در تدوین قوانین تردد در تنگه هرمز میتواند مباحث نفوذ و امنیت رژیم صهیونیستی را که ستون سیاست این رژیم برای سالهای آینده است، تحت تأثیر قرار دهد.
به گفته رسانههای عبری، حملات به کشتیهای تجاری در این تنگه، به ویژه علیه متحدان اسرائیل در پیمان ابراهیم (مانند امارات)، نشان داده که این آبراه بخشی از جبههای واحد از سوی ایران و نیروهای نیابتی آن است که از خلیج فارس تا مرزهای اسرائیل (لبنان و سوریه) کشیده شده است. به همین دلیل، این تحولات را «زنگ خطری» برای بازتعریف عمق راهبردی اسرائیل خواندهاند.
تحلیلگران میگویند که خطر اصلی برای رژیم صهیونیستی این است که موفقیت ایران در تثبیت معادله تنگه هرمز، به معنای فرسایش یکی از مهمترین ارکان امنیت داخلی آن، یعنی تداوم سلطه امریکا بر نظم امنیتی منطقه است. استراتژی رژیم صهیونیستی طی چندین دهه بر این فرض استوار بوده که ایالات متحده قادر به حفاظت از مسیرهای تجاری و انرژی، بازدارندگی قدرتهای منطقهای و تحمیل قواعد درگیری است. اما اگر ایران توانایی مختل کردن کشتیرانی یا تحمیل شرایط خود بر حرکت کشتیها را پیدا کند، این امر در عمل به معنای انتقال بخشی از ابتکار عمل استراتژیک در منطقه از واشینگتن به تهران خواهد بود.
به همین دلایل، تنگه هرمز برای رژیم صهیونیستی چیزی فراتر از موضوع قیمت انرژی و اقتصاد است. ایران با ایجاد ترتیبات خود و ملزم ساختن کشورهای منطقه به آن، نظم جدیدی را نه تنها در تنگه هرمز، بلکه در کل منطقه تعمیم میدهد که در بطن خود، در مقابله با نفوذ مشترک صهیونیستی- امریکایی موفق بوده است.