امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، و فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، حمایت مطلق خود را از تفاهم ننگین منعقدشده میان رژیم صهیونیستی، بیروت و کاخ سفید اعلام کردهاند. همچنین کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در بیانیهای اعلام کرد که توافق امضاشده در واشینگتن میتواند به کاهش درگیریها، بازگشت ثبات و تقویت حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان کمک کند. این بیانیه از لبنان و رژیم صهیونیستی خواسته تا تعهدات خود را، بهویژه از طریق گروه هماهنگی نظامی سهجانبه که بهتازگی تشکیل شده، به اجرا درآورند.
محتوای بیانیه اخیر اتحادیه اروپا، ترجمانی از نقشه راه این مجموعه در تقابل مطلق با حاکمیت و حق سرزمینی لبنان محسوب میشود. نواف سلام، نخستوزیر، و ژوزف عون، رئیسجمهور لبنان، به رغم آگاهی به این نقشه شوم که سالهاست در اتاقهای فکر پاریس و برلین مورد استناد قرار گرفته، در قبال آن سکوت کرده و حتی متأسفانه در حال زمینهسازی برای اجرای آن هستند. اما این نقشه چیست و چه مؤلفههایی در آن دخیل است؟ در این خصوص دو نکته اساسی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد:
نخست اینکه اصلیترین هدف اتحادیه اروپا در بیروت، تحقق «لبنان منهای مقاومت» است. پس از شکست سهمگین رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه در تابستان سال ۲۰۰۶، تلاشهای وقیحانه برلین، پاریس و دیگر پایتختهای اروپایی برای خلع سلاح مقاومت در کنار امریکا دوچندان شد. در این معادله، تلاش شده است در ابتدا ماهیت مقاومت و متعاقباً مصادیق قدرت نظامی آن، از طریق استقرار سیاستمدارانی غربگرا در بیروت به چالش کشیده شود و سپس در قالب آنچه بهدروغ «حمایتهای بینالمللی» خوانده میشود، پروژه خطرناک حذف مقاومت از معادلات سرزمینی و ماهوی لبنان رقم بخورد. یکی از نقاط قوت حزبالله لبنان، خوانش دقیق نقشه راه اتاقهای فکر غربی- صهیونیستی و مهار این نقشه شوم و ضد ملی در لبنان است.
دوم اینکه اتحادیه اروپا در زمان انعقاد تفاهم اسلامآباد، کمترین حمایتی از اجرای بند اول تفاهم، یعنی خروج رژیم صهیونیستی از خاک لبنان (که شامل همه مناطق این کشور میشد)، نکرد و بالعکس، دولت نواف سلام و ژوزف عون را تشویق به انعقاد تفاهمی کرد که در آن اشغالگری صهیونیستها در جنوب لبنان رسمیت یابد. اگرچه اکنون اتحادیه اروپا به این خواسته وقیحانه خود دست یافته، اما این موضوع به معنای اجراییشدن چنین تفاهم ننگینی نیست. بدون شک اگر قرار بود معادلات سرزمینی لبنان در کابینههای اروپایی و در رایزنیهای مخفیانه سفرای غربی با برخی سیاستمداران لبنانی در بیروت شکل گیرد، تا الان نام و نشانی از لبنان باقی نمیماند. آنچه کمترین اصالت و موضوعیتی برای امریکا و اتحادیه اروپا ندارد، حفظ امنیت و تمامیت ارضی لبنان است. در چنین شرایطی، بیانیههای مکرری که از سوی امثال مکرون، مرتس و کالاس در حمایت از تفاهم اخیر میان دولت نواف سلام با واشینگتن و تلآویو منتشر میشود، کمترین ارزش و اعتباری در نزد شهروندان لبنانی و در رأس آن طرفداران بیشمار گفتمان مقاومت ندارد.