جوان آنلاین: موقعیت جغرافیایی ایران عزیزمان، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از مسیرهای مهم تجارت منطقهای را فراهم کرده است، اما بهرهبرداری اقتصادی از این مزیت، فقط با اعلام برنامهها و تعریف پروژههای زیرساختی محقق نمیشود. کریدور شمال– جنوب نمونه عینی از فاصله میان ظرفیتهای موجود و عملکرد اجرایی است که میتواند درآمدهای ترانزیتی، اشتغال و پیوندهای تجاری ایران با کشورهای پیرامونی را افزایش دهد، اما به دلیل کندی تصمیمگیری، ضعف هماهنگی میان دستگاهها و تأخیر در تکمیل حلقههای مهم زیرساختی، هنوز به سطح مورد انتظار نرسیده است.
تکمیل راهآهن رشت– آستارا بهعنوان یکی از حلقههای مهم این کریدور، سالهاست لقلقه زبان مدیران ریز و درشت اجرایی است، اما طولانی شدن فرآیند اجرا، هزینه فرصت قابل توجهی را به اقتصاد کشور تحمیل کرده است. جالب آنکه این پروژه بخشی از یک شبکه حملونقل بینالمللی است که کارایی آن به اتصال منظم بنادر، راهآهن، گمرکات و مراکز لجستیکی وابسته است و قاعدتاً تأخیر در تکمیل این زنجیره، به معنای از دست رفتن بخشی از فرصت رقابت در بازار ترانزیت منطقه است.
با وجود اهمیت این پروژه، تقلیل مسئله ترانزیت کشور به ساخت یک مسیر ریلی، نگاه کاملی به موضوع نیست و حتی در شرایط فعلی نیز مسیرهایی مانند سرخس، اینچهبرون، بنادر دریای خزر و حملونقل ترکیبی ظرفیت انتقال کالا را دارند، اما ضعف در مدیریت فرآیند عبور کالا، زمان طولانی توقف در مرزها، مشکلات هماهنگی میان نهادهای مسئول و محدودیتهای عملیاتی شبکه حملونقل، مانع استفاده کامل از این ظرفیتها شده است.
بنابراین دولت در حوزه ترانزیت باید از رویکرد پروژهمحور فاصله بگیرد و مدیریت یکپارچه زنجیره لجستیک را در اولویت قرار دهد و ساخت یک مسیر ریلی بدون اصلاح فرآیندهای گمرکی، توسعه سامانههای هوشمند، افزایش قابلیت اطمینان ناوگان و ایجاد هماهنگی عملیاتی میان دستگاههای مرتبط، اثر اقتصادی مورد انتظار را ایجاد نخواهد کرد. بنابراین مزیت ترانزیتی زمانی به درآمد تبدیل میشود که صاحب کالا، مسیر ایران را از نظر زمان، هزینه و اطمینان، گزینهای رقابتی بداند.
از طرفی ضعف در نگهداری زیرساختها و مدیریت ناوگان نیز یکی از چالشهایی است که نیازمند اقدام فوری است و ظرفیت اسمی شبکه ریلی زمانی ارزش اقتصادی دارد که سرعت، نظم و قابلیت پیشبینی حرکت قطارها حفظ شود؛ لذا کاهش خرابی تجهیزات، اصلاح نظام تعمیر و نگهداری و حرکت به سمت مدیریت دادهمحور، اقداماتی است که بدون نیاز به پروژههای چند میلیارد دلاری، میتواند بهرهوری شبکه موجود را افزایش دهد.
همچنین اقتصاد ترانزیت بر پایه اعتماد شکل میگیرد و کشورهای صادرکننده و صاحبان کالا به مسیری گرایش پیدا میکنند که فرآیند عبور در آن شفاف، سریع و قابل پیشبینی باشد. بنابراین تأخیر، توقف غیرضروری یا بیثباتی در خدمات حملونقل، مسیرهای رقیب را جذابتر میکند و فرصتهای اقتصادی را از ایران دور میسازد.
در این چارچوب، کریدور شمال–جنوب برای ایران، بخشی از راهبرد توسعه تجارت خارجی و افزایش نقش کشور در زنجیرههای اقتصادی منطقه است و تحقق این هدف به تصمیمهای سریع، هماهنگی میان دستگاهها و مدیریت فعال نیاز دارد و ادامه وضعیت فعلی، فاصله میان ظرفیت جغرافیایی ایران و سهم واقعی کشور از تجارت منطقهای را حفظ خواهد کرد.
در مجموع دولت باید با تعیین زمانبندی روشن، مسئولیت دستگاهها را مشخص و اجرای برنامههای مرتبط با ترانزیت را از مرحله وعده به مرحله اقدام منتقل کند و تکمیل پروژههای زیرساختی، اصلاح فرآیندهای اجرایی و ارتقای کیفیت خدمات لجستیکی، مجموعه اقداماتی است که باید همزمان دنبال شود تا ایران بتواند از موقعیت جغرافیایی خود درآمد اقتصادی پایدار ایجاد کند.