متهم مدعی است برای پرداخت اقساط خودرویش سرقت میکرد! جوان آنلاین: مردی ۴۰ ساله و تحصیلکرده که برای پرداخت اقساط خودروی مدلبالایش به بنبست مالی رسیدهبود، با نقشهای حسابشده طلافروشیهای تهران را هدف سرقتهای مسلحانه قرار داد. او که تصور میکرد با مخدوش کردن پلاک خودرو و نداشتن سابقه کیفری هرگز شناسایی نمیشود، پس از دومین سرقت در ردیابی دوربینهای شهری گرفتار پلیس شد.
روز شنبه، دوازدهم اردیبهشت، صاحب یک طلافروشی در خیابان ۱۷ شهریور در جنوب تهران سراسیمه از مغازهاش بیرون دوید و فریاد میزد: «دزد! طلاهایم را بگیرید!» کاسبان محل و رهگذران مرد جوان مسلحی را دیدند که ماسک به صورت داشت و با سرعت در حال فرار بود؛ ثانیههایی بعد، سارق ناپدید و حادثه به مأموران پلیس گزارش شد. لحظاتی بعد، تیمی از مأموران به محل حادثه اعزام شدند.
روایت صاحب طلافروشی
صاحب مغازه در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «لحظاتی قبل، مردی به بهانه خرید طلا وارد مغازهام شد. او ماسک به صورت داشت و من به او مشکوک نشدم. گفت میخواهد برای تولد همسرش طلا بخرد و به او کادو بدهد. چند سینی طلا را روی پیشخوان گذاشتم تا انتخاب کند، اما فکر نمیکردم چه نیتی در سر دارد.» وی ادامه داد: «مرد جوان سرویسهای طلا را برانداز میکرد که ناگهان اسلحه کمری از جیبش بیرون آورد و به سمت من گرفت. تهدید کرد هیچ حرکتی نکنم. در حالی که شوکه شدهبودم، با دست چند سرویس طلا را برداشت و به سرعت از مغازه خارج شد. بلافاصله به داخل خیابان آمدم و از مردم درخواست کمک کردم، اما او فرار کرد. ۱۵۰ گرم طلای مرا سرقت کرد.»
ردزنی؛ خودروی آریزوی مشکی با پلاک مخدوش
با ثبت این شکایت، پرونده به دستور بازپرس دادسرا برای بررسی در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس قرار گرفت. مأموران در بررسی دوربینهای مداربسته دریافتند سارق مسلح پس از سرقت، به سرعت خود را به آن طرف خیابان میرساند و سوار بر خودروی آریزوی مشکی رنگی که پلاک آن مخدوش شدهبود، میشود و فرار میکند.
تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت و مأموران با بررسیهای فنی و بازبینی آلبوم مجرمان سابقهدار، هیچ ردی از سارق مسلح پیدا نکردند. بررسیها حکایت از آن داشت سارق نقابدار سابقهدار نیست و این فرضیه برای مأموران قوت گرفت که وی به احتمال زیاد اولین سرقت خود را تجربه کردهاست.
سرقت دوم در خیابان اندرزگو
روز یکشنبه، بیستم اردیبهشت – هشت روز پس از سرقت اول - خبر سرقت مشابه دیگری به مأموران رسید. اینبار یک طلافروشی در خیابان اندرزگو هدف قرار گرفتهبود.
وقتی مأموران به محل حادثه رفتند، دریافتند سارق مسلح با همان شیوه – تهدید با اسلحه کمری – ۱۰۰ گرم طلا از این مغازه را نیز سرقت کرده و از محل گریختهاست.
بر اساس گفتههای صاحب مغازه، مردی که ماسک به صورت داشته، برای خرید طلا وارد میشود. او چند سینی طلا را برای انتخاب روی پیشخوان میگذارد و سارق ناگهان اسلحه به سمت او میگیرد و پس از سرقت موفق به فرار میشود. حدس مأموران درست بود، هر دو سرقت از طلافروشیها از سوی یک سارق انجام شدهبود.
ردزنی تا یک سوپرمارکت
مأموران در بررسیهای بعدی متوجه شدند سارق مسلح در این سرقت هم، پس از فرار سوار بر همان خودروی آریزوی مشکی با پلاک مخدوش میشود و فرار میکند. در ادامه، مأموران دوربین به دوربین سارق را تحت تعقیب قرار دادند.
پس از ردزنیهای دقیق، کارآگاهان دریافتند سارق چند خیابان آنطرفتر از خودرو پیاده میشود و برای خرید به داخل یک مغازه سوپرمارکت میرود. متهم وقتی از مغازه بیرون میآید، برگهای که با آن پلاک خودرو را پوشانده بود برمیدارد و به راهش ادامه میدهد.
شناسایی سارق
در بررسی پلاک خودرو، صاحب آن – مرد جوانی به نام «کمال» – شناسایی شد. همچنین استعلام شماره حسابی که وی از مغازه خرید کرده بود نشان داد کارت هم متعلق به کمال است. او با خودروی مدل بالای خود، دست به سرقتهای سریالی از طلافروشیها زدهبود. بدین ترتیب، محل زندگی سارق مسلح شناسایی شد. مأموران وی را هنگام ورود به خانهاش غافلگیر و بازداشت کردند. در بازرسی از محل زندگی او، مقداری از طلاهای سرقتی کشف شد.
اعتراف و ادامه تحقیقات
متهم پس از انتقال به اداره آگاهی، به سرقت از دو طلافروشی اعتراف کرد. تحقیقات از او برای شناسایی سرقتهای احتمالی دیگر و بررسی احتمال همدست داشتن افراد دیگر در این سرقتها ادامه دارد.
سرقت برای پرداخت اقساط خودرو
کمال، مردی ۴۰ ساله و تحصیلکرده، ادعا میکند که در پرداخت اقساط خودروی گرانقیمتش با مشکلات مالی روبهرو شدهاست. او به همین دلیل تصمیم میگیرد برای تأمین هزینهها، دست به سرقتهای سریالی از طلافروشیها بزند.
کمال، سابقهدار هستی؟
نه، اصلاً. من تحصیلات دانشگاهی دارم و در یکی از رشتههای پیراپزشکی لیسانس گرفتهام. تا قبل از این ماجرا حتی پایم به کلانتری هم باز نشدهبود.
پس چه شد که با این شرایط به سرقت روی آوردی؟
واقعیتش مشکلات مالی داشتم. درست است که تحصیلات دانشگاهی دارم، اما شغل ثابت و مناسبی نداشتم. مدتی بهعنوان نیروی خدماتی کار میکردم، اما کارم دائمی نبود؛ یک روز کار بود و چند روز بیکار میشدم. همین بیکاری باعث شد وضع مالیام به هم بریزد و در نهایت تصمیم به سرقت گرفتم.
اما با وجود مشکلات مالی، با یک خودروی خارجی مدلبالا برای سرقت میرفتی، درست است؟
همه بدبختی من از همان خودرو شروع شد. همیشه دوست داشتم خودم را فردی پولدار نشان بدهم. به همینخاطر مدتی قبل یک خودروی آریزو را به صورت اقساطی خریدم. با آن رفتوآمد میکردم و به قول معروف پز میدادم، اما بعد دچار مشکلات مالی شدم. اقساط عقب افتاد و پولی برای پرداخت نداشتم. همین شد که تصمیم گرفتم از طلافروشیها سرقت کنم تا هم اقساط خودرو را بدهم و هم زندگی بهتری برای خودم بسازم.
چرا طلافروشیها را برای سرقت انتخاب کردی؟ چرا مثلاً سراغ بانک نرفتی؟
سرقت از طلافروشی راحتتر است. قیمت طلا بالاست و با یک سرقت میشود پول زیادی به دست آورد.
مغازهها را چطور انتخاب میکردی؟
در خیابانها پرسه میزدم و طلافروشیهایی را که تجهیزات امنیتی ضعیفتری داشتند، زیر نظر میگرفتم و برای سرقت انتخاب میکردم.
اسلحه را از کجا تهیه کردی؟
مدتی قبل در فضای مجازی با فردی آشنا شدم و اسلحه را به قیمت ۴۰ میلیون تومان از او خریدم.
تا چه زمانی میخواستی به این سرقتها ادامه بدهی؟
قصد داشتم هم اقساط باقیمانده خودرو را پرداخت کنم و هم مقداری پسانداز داشته باشم تا زندگیام را سر و سامان بدهم.
یعنی میخواستی با پول سرقتی زندگیات را بسازی؟
راستش راه دیگری به ذهنم نرسید.
فکر میکردی به این زودی دستگیر شوی؟
نه. همه مراحل سرقت را با نقشه انجام میدادم. ماسک میزدم، پلاک خودرو را مخدوش میکردم و از همه مهمتر سابقهای نداشتم. فکر نمیکردم شناسایی و دستگیر شوم.