روایتسازیهای طرف امریکایی برای برنامه هستهای ایران در فرآیند مذاکرات، به طریقی که خوشایند خودشان و رژیم صهیونیستی باشد، شیوهای برای اقناع افکار عمومی و فریبکاری است. با وجود آنکه ایران همواره به طور مصمم تأکید کرده که موضوع هستهای در مذاکرات پساجنگ وجود ندارد، اما طرف امریکایی تلاش میکند که آن را جزو محوریترین بخش مذاکرات جلوه دهد؛ اقدامی برای پوشش ناکامیهای هستهای امریکا در قبال پیشرفت و ذخیرهسازی مواد هستهای ایران که حتی با جنگ هم به آن دست نیافته و به خیال خود با دیپلماسی کمهزینه دست پیدا میکند. «خوشم نیامد» ترامپ دلالت بر عدم برآورده شدن انتظاراتش در ازای افزایش تهدیداتش دارد. او گمان میکرد که آرایش جنگی جدید امریکا در منطقه که با زمزمههای ورود زیردریایی هستهای همراه بود، اثر واضحی در پاسخ ایران به واشینگتن خواهد داشت و کمی انعطاف در مورد موضوع هستهای و موارد دیگری، چون تنگه هرمز در آن دیده میشود، اما در عمل عکس آن روی داد. دیروز اخباری درباره عدم موفقیت امریکا برای اولویت یافتن مسائل هستهای در مذاکرات منتشر شد. «فیصل نیاز ترمذی»، سفیر پاکستان در روسیه، در گفتوگو با خبرگزاری تاس اعلام کرد که موضوع بازگشایی تنگه هرمز اکنون به اصلیترین محور مذاکرات پیرامون ایران تبدیل شده است.
پیش از این، ابراهیم رضایی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، به نقل از رئیس سازمان انرژی اتمی به صراحت گفته بود که موضوع فناوری هستهای در دستور کار مذاکرات قرار ندارد و غنیسازی نیز قابل مذاکره نیست. وی ادامه داد: اسلامی در جلسه کمیسیون گفته که تمهیدات لازم برای حفاظت از مراکز و داراییهای هستهای پیشبینی و انجام شده است و صنعت هستهای کشور با قدرت به فعالیت خود ادامه خواهد داد و از دستاوردهای هستهای حفاظت میشود.
مذاکرات مربوط به خارج کردن یا اصطلاحاً نابود کردن اورانیوم با غنای ۶۰ درصد به گونهای حیاتی است که بنیامین نتانیاهو از آن به عنوان عامل خاتمه جنگ نام برده و گفت: «این [جنگ]هنوز تمام نشده است، چون مواد هستهای، اورانیوم غنیشده، باید از ایران خارج شود. تأسیسات غنیسازی هم که وجود دارد باید برچیده شوند.» پس موضع امریکا در جنگ دیپلماتیک آن است که اولویت یافتن پرونده هستهای به مثابه یک ضرورت غیرقابل انکار تلقی میشود. به هر نحو، ایران تاکنون که بیش از یک ماه از آغاز مذاکرات گذشته، بر شروط چهاردهگانه خود تأکید دارد و از وارد شدن موضوع هستهای و خروج اورانیوم ممانعت به عمل آورده است. همانطور که سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرده، پیشنهاد متقابل ایران بر پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز پیش از هرگونه گفتوگوی هستهای مورد تأکید است. در واقع، امریکا با وجود محاصره دریایی و اجرای دومینوی پروژههای آزادی و حتی گسیل تسلیحات پیشرفته بیشتر به منطقه، نتوانسته خللی در ترتیبات مذاکراتی ایران ایجاد نماید. به عقیده تحلیلگران غربی، حتی ادامه این روند نتیجه معکوس داشته و انگیزه ایران برای حفظ تواناییهای بازدارنده و سرسختی در مذاکرات را افزایش داده است. به عقیده عضو ارشد اندیشکده کارنگی، گرفتاری ترامپ در ایران، نتیجه قابل پیشبینی این توهم است که قدرت نظامی و اقتصادی برتر میتواند جایگزین آمادگی برای مصالحه شود. این توهم در سراسر دوران پساجنگ سرد بارها برای قدرتهای بزرگ به سرخوردگی راهبردی انجامیده است.
امریکا عملاً از تجدید حملات خود به شکل گذشته ناتوان است و حتی با وجود حملات دیگر نمیتواند نتیجه دلخواه خود را به دست آورد. امریکا هر آنچه که میخواست باید در جنگ رمضان به پشتوانه محاسباتش به دست میآورد و اکنون در موضع ضعف راهبردی نمیتواند عملیاتی را آغاز کند؛ به ویژه که حتی در آزادسازی تنگه هرمز با عناوین پروژههای آزادی به تنگنا رسیده و نمیتواند گره کار را بگشاید. نشریه تلگراف میگوید: امریکا بخش زیادی از تسلیحات پیشرفته خود را به سمت ایران شلیک کرده و نمیتواند دوباره این کار را انجام دهد. بنابراین، ایران با تکیه بر ناتوانیهای فعلی امریکا و بیاثری تهدیدهای لفظی ترامپ، میتواند برگ برندهای برای مقابله با فشارهای مذاکراتی داشته باشد و روند را چنان پیش برد که مستقیماً بر ناکامی واشینگتن تأکید کند.