امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: «إیّاکَ و الکِبرَ فإنّهُ أعظَمُ الذُّنوبِ و ألأَمُ العُیوبِ، و هُو حِلیَةُ إبلیسَ» (میزانالحکمه، ج ۱۱: ۵۰۷۴)؛ «بپرهیز از تکبر؛ زیرا بزرگترین گناه و نکوهیدهترین عیبها و زیور ابلیس است!» جوان آنلاین: امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: «إیّاکَ و الکِبرَ فإنّهُ أعظَمُ الذُّنوبِ و ألأَمُ العُیوبِ، و هُو حِلیَةُ إبلیسَ» (میزانالحکمه، ج ۱۱: ۵۰۷۴)؛ «بپرهیز از تکبر؛ زیرا بزرگترین گناه و نکوهیدهترین عیبها و زیور ابلیس است!» پرهیز از این رذیلت که متأسفانه تخصصگرایی دوره مدرن و تحصیلات عالیه موجب شده است بیش از گذشته مؤمنان در معرض آن قرار گیرند، بیش از هر چیز نیازمند شناخت دقیق تکبر و روشهای ترک و دوری از آن با راهنمایی اولیا و علمای اخلاق است. مرحوم آیتالله فاطمینیا (ره) که خود مصداقی از انسان متخلق به اخلاق الهی بود، تذکرات فراوانی درخصوص پرهیز از تکبر بیان داشتهاند که در ادامه خلاصه گفتاری از آن را به استناد صفحات ۳۲ تا ۳۸ کتاب «نکتهها از گفتهها؛ گزیدهای از گفتارهای استاد فاطمینیا» میخوانید.
«تکبر عبارت است از خودبزرگبینی، برتریجویی، تحقیر دیگران و خود را بالاتر و بزرگتر و برتر از دیگران دیدن و زیر بار حق نرفتن.» این معنایی است که آیتالله فاطمینیا (ره) از تکبر ارائه میدهند. از نظر ایشان تکبر از آنجا که صفتی قائم به غیر است، شامل سه رکن «متکبِّر»، «متکبَّرٌ علیه» و «متکبَّرٌ به» است. مرحوم فاطمینیا (ره) در شرح این سه رکن توضیح دادهاند:
«متکبِّر یعنی شخصی که دارای این صفت است، متکبَّرٌ علیه یعنی شخصی که نسبت به او تکبر ورزیده میشود و متکبَّرٌ به یعنی چیزی که بهجهت آن، تکبر ورزیده میشود؛ مانند ثروت، ریاست، حسب و نسب، علم، زیبایی، قدرت و هر چیز دیگر. در تکبّر این سه رکن لازم است؛ برخلاف عُجب و خودپسندی که قائم به شخص میباشد. هر انسان متکبّری، عُجب هم دارد؛ یعنی خودبین و خودپسند و از خود راضی است، اما هر صاحب عُجبی لازم نیست که متکبر هم باشد؛ زیرا اگر انسان سالها در یک بیابان و جای خلوتی زندگی کند و هیچ کس هم نباشد که با او رابطه داشته باشد باز هم امکان وجود عُجب هست؛ مثلاً با خودش بگوید من چه عبادتی دارم! چه انسان خوبی هستم! یا چه صفت و عمل خوبی دارم! و امثال این پندارها.»
ریشه سلبی تکبر
از حضرت امام صادق (ع) نقل شده است: «ما مِنْ رجُلٍ تکبَّر او تجبَّر الّا لِذِلَةٍ وجدها فی نفسِهِ» (کافی، ج ۲، ص ۳۱۲)؛ «هیچ مردی تکبر یا گردنفرازی نکرد مگر به سبب خواری و حقارتی که در خود مییافت.» آیتالله فاطمینیا (ره) این حدیث را بیان کننده یکی از ریشههای سلبی تکبر میدانند و در توضیح آن میفرمایند: «سابقاً فکر میکردند که تکبر همیشه یک علت ایجابی دارد؛ مثلاً شخصی، زور بازو، علم، پول و ثروت و یا فضیلتی دارد؛ اینها همه میتواند موجب تکبر شود. اما امروزه متوجه شدهاند که علت سلبی هم دارد که همان احساس پستی و حقارت و خواری است که شخص متکبر در خود مییابد.»
ضررها و مفاسد تکبر
در ترک رذایل اخلاقی فهم ضررها و مفاسد آن رذیلت بسیار در طی مسیر مؤثر و متنبهکننده است. در همین راستا آیتالله فاطمینیا (ره) به مفاسد ناشی از تکبر نیز سالکان را توجه میدهند و به بیانی از علامه نراقی (ره) در کتاب نفیس جامع السعادات اشاره میکنند: «إنَّ الأخلاق المَذْمُومَةَ فی القَلبِ هی مَغارِسُ المعاصی»؛ «تحقیقاً اخلاق مذمومه در قلب و جان آدمی، مزرعههای گناهان است.» ایشان به استناد این بیان توضیح میدهند:
«هر یک از صفات رذیله، یک مزرعه معصیت و گناه میباشد. منبع و سرچشمه گناهان فراوان میشوند. ما این صفات را دست کم گرفته و اهمیت نمیدهیم. میگوییم: فلانی آدم خوبی است، چنین و چنان است؛ فقط یک قدری متکبّر است! اما علم اخلاق میگوید: شخصی که متکبر است، مزرعه معصیت با خود حمل میکند! آدم متکبر دل میشکند، قطع رحم میکند و از بسیاری از خیرات عقب میماند. بهجهت تکبّر از تعلّم علم و دانش چه بسا سرباز میزند. خداوند در سوره اعراف فرموده است: «سَأَصْرِفُ عَنْ آیَاتِیَ الَّذِینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ»؛ «صورت متکبران را برمیگردانم تا آیات مرا نبینند!» این بزرگترین مذمت برای متکبرین است. تهدیدی از این بالاتر وجود ندارد. متکبر از نفحات الهی و نسیمهای دلنواز معنوی محروم و متواضع، بهرهمند است.»
تفاوت انفعال و تواضع
بسیار دیده و شنیدهایم که افرادی به بهانه تواضع و مقابله با تکبر تا سر حد انفعال جلو میروند. مرحوم فاطمینیا (ره) به این مهم توجه داشتهاند و در شرح حال این افراد بیان میکنند: «تواضع که در مقابل تکبّر است، به معنای وارفتن و انفعال محض در مقابل هر مطلبی نیست. هرکس هر چه کرد و هر چه گفت و هر پیشنهادی داد به خیال تواضع آن را قبول کردن، صحیح نیست. تواضع برای خدا و در مقابل حق و حقیقت، معنا و حدود خاص خود را دارد. «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» عزّت فقط اختصاص به خداوند و رسولش و مؤمنان دارد. مؤمن نباید ذلیل شود. اگر قبول کردن چیزی موجب کوچکی و از بین رفتن عزت نفس تو میشود نباید بپذیری.»
راه مبارزه با تکبر
درباره راه مبارزه با تکبر نیز از آیتالله فاطمینیا (ره) به ما اینگونه رسیده است: «راه عمده مبارزه با تکبّر این است که تمام نعمتها را از خدا ببینیم و این حقیقت را با جان و قلب خویش احساس و ادراک کنیم.» ایشان در شرح این مطلب به دو آیه از قرآن کریم اشاره میفرمایند: «وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا»؛ «و اگر نعمتهای خدا را بخواهید بشمرید، نمیتوانید آنها را در تحت احصاء و احاطه درآورید.» (سوره مبارکه ابراهیم؛ آیه ۳۴) و در جای دیگر: «وَمَا بِکُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ»؛ «آنچه از نعمتها دارید همه از جانب خداوند است.» (سوره مبارکه نحل؛ آیه ۵۳)
این استاد اخلاق پس از قرائت آیات فوق بیان میدارند: «آیا صحیح است که من با تحفه و هدیهای که خدا به من داده است بر بندگانش تکبر نمایم؟ مال و ثروت، جمال، قدرت و همه نعمتها از خداوند است و هدایای او بر بندگانش میباشد. وقتی اینها را از خدا بدانیم و به این حقیقت ایمان بیاوریم و آن را با جان خود لمس کنیم، محال است تکبر بورزیم. ما همیشه غرق در نعمتها و الطاف و عنایات خداوند هستیم؛ ولی بیشتر اوقات غافلیم! ... بشر هنگامی که خیال میکند مستغنی شده و میپندارد که چیزی از خود دارد، مبتلا به سرکشی و طغیان میشود. غنای حقیقی و بینیازی واقعی فقط منحصر در ذات حق است و بس. دیگر موجودات در همه احوال و شئون خود همیشه نیازمند محض و فقیر محض به ذات اقدس او هستند. اما ممکن است بر اثر غفلت و کثرت معاصی چنین بپندارند که بینیاز شده و در نتیجه طغیان میکنند.»
چرکهای معنوی
آیتالله فاطمینیا (ره) در بیانات ارزشمند خود شرح حالی از آیتالله شیخ جعفر کاشف الغطاء (رضوان الله تعالی علیه)، صاحب کتاب کشف الغطاء و یکی از مراجع تقلید و علمای بسیار عظیمالقدر شیعه، نقل نمودهاند که ذکر آن در اینجا متنبهکننده و مکمل مطلب است. ایشان روایت کردهاند:
«مرحوم کاشف الغطاء از نظر علم و تقوا در حدی بوده است که صفوف اول و دوم نماز جماعت ایشان را افراد مسلّم الاجتهاد تشکیل میدادهاند. ایشان دارای شخصیت و وجهه بسیار بالایی در زمان خودش بوده است. اگر انسان از نظر طهارت باطنی و تقوا در سطح پایینی باشد، این وجهه ممکن است موجب عُجب و غرور و تکبر شود. با این وجود در شرح احوال او مینویسند: ایشان برای پرهیز و حفظ از عُجب و غرور و تکبّر هر روز قبل از درس وارد اتاق خلوتی میشده و به محاسبه نفس پرداخته و خطاب به خودش میگفته است:
کُنْتَ تُراباً «تو خاک بودهای»؛ ثُمَّ صِرْتَ نُطْفَةً «سپس نطفه شدی»؛ ثمَّ صِرْتَ عَلَقَةً «سپس علقه شدی»؛ ثُمَّ صِرْتَ مُضْغَةً «سپس تبدیل به مضغه شدی»؛ ثُمَّ جَنیناً «سپس جنین شدی»؛ ثُمَّ خَرَجْتَ طِفْلاً «سپس به صورت کودکی به دنیا آمدی»؛ ثُمَّ صِرْتَ جُعَیْفِراً «سپس جعفر کوچولو شدی»؛ ثُمَّ صِرْتَ عالِماً «سپس عالم شدی»؛ ثُمَّ صِرْتَ شَیْخَ الْإِسْلَامِ «سپس شیخ الاسلام و مرجع مسلمین شدی!».
این مطالب را میگفت و اشک میریخت و پس از آن وارد مجلس درس میشد! یک عمر ایشان اینطور درس میگفت و این کار یک روز و دو روزش نبوده است. بزرگان ما این چنین از صفات رذیله ترس و پرهیز داشتند و خائف و مراقب بودند که مبادا نفس شریف انسانی و روح ملکوتی در این وادیهای هلاک و سقوط بیفتد! آنان حقیقتاً این رذائل را چرکهای معنوی برای روح میدیدند که هزارها برابر از آلودگیها و چرکهای ظاهری متعفّنتر و مضرتر و خطرناکتر است!»
مرحوم فاطمینیا (ره) با بیان این جملات نتیجهای میگیرند که حسن ختامی نیکو برای بحث میباشد و امید است در عمق جان بنشیند: «باری! اگر تکبر به دلی راه باز کرد مانند این است که کشتی سوراخ شود؛ دیگر امنیتی برایش نیست. دنیا و آخرت انسان از بین میرود.»