پس از گذشت بیش از یک دهه خشکسالی استخوانسوز و سیطره توفانهای شن بر دشت سیستان، ریزش بارشهای فرانرمال زمستانی و بهاری، جانی دوباره به کالبد رنجور تالاب بینالمللی هامون بخشید جوان آنلاین: پس از گذشت بیش از یک دهه خشکسالی استخوانسوز و سیطره توفانهای شن بر دشت سیستان، ریزش بارشهای فرانرمال زمستانی و بهاری، جانی دوباره به کالبد رنجور تالاب بینالمللی هامون بخشید. این پهنه آبی که از سال ۱۳۹۳ تاکنون رنگ آرامش به خود ندیده بود، اکنون میزبان قایقهایی است که بر فراز ترکهای قدیمی زمین شناور شدهاند. بازگشت آب نه تنها شور و نشاط را به میان مردم بازگردانده، بلکه با احیای نیزارها و زنجیره غذایی، نویدبخش بقای حیات وحش، تولیدمثل پرندگان مهاجر و شکوفایی دوباره معیشتهای سنتی، از صیادی تا حصیربافی، در این اکوسیستم استراتژیک و حیاتی است.
صدای برخورد پاروها بر سطح آب، سمفونی غریبی است، که گوش مردم سیستان ۱۲ سال در انتظار شنیدنش بود. جایی، که تا همین چند ماه پیش، جولانگاه «دیو باد» و ریزگردهای برخاسته از بستر خشک تالاب بود، حالا به تفرجگاهی بدل شده که لبخند را بر لبان ساکنان محلی نشانده است. تصاویر منتشر شده از قایقسواری مردم روی پهنهای که سالها کف ترکخوردهاش نماد فروپاشی زیستمحیطی بود، بیانگر زندگی دوباره در کویر خشک و شور است. برای نسلی از کودکان سیستانی که هامون را فقط در خاطرات غبارآلود بزرگترها شنیده بودند، لمس خنکای آب و تماشای پرندگانی، که دوباره به آغوش تالاب بازگشتهاند، معجزهای است که پس از سالها خشکسالی به وقوع پیوسته است. این پرآبی، آزمونی است برای سیاستگذاریهای آبی در حساسترین نقطه مرزی شرق ایران که نشان میدهد چگونه یک موج بارش میتواند معادلات ناامیدی را تغییر دهد.
کالبدشکافی جغرافیایی ۳ تالاب
تالاب بینالمللی هامون که به عنوان سومین دریاچه بزرگ ایران و هفتمین تالاب بینالمللی جهان شناخته میشود، در واقع یک سیستم هیدرولوژیک پیچیده متشکل از سه پهنه اصلی است: «هامون پوزک»، «هامون صابری» و «هامون هلمند» (هیرمند). این سه واحد جغرافیایی در زمان فراوانی آب به هم میپیوندند و پهنهای به وسعت ۵هزارو۶۶۰ کیلومتر مربع را تشکیل میدهند؛ اقیانوسی کوچک در دل خشکی، که ۳هزارو۸۲۰ کیلومتر مربع آن در خاک ایران قرار دارد. شریان حیاتی این سیستم، رودخانه هیرمند است که از کوههای هندوکش در افغانستان سرچشمه میگیرد. وابستگی مطلق هامون به نوسانات جریانی این رودخانه باعث شده تا اکوسیستم تالاب به شدت در برابر تغییرات اقلیمی و مداخلات انسانی در بالادست آسیبپذیر باشد. بارشهای اخیر، به شکلی استثنایی توانستهاند قفل خشکی را بشکنند و آب را در این سه حوضچه به جریان اندازند، به طوری که اتصال دوباره این پهنهها، امید به احیای کل سامانه را زنده کرده است.
طعم گس گردوغبار
برای درک اهمیت این پرآبی، باید به یاد آورد که در یک دهه گذشته، هامون چگونه به کانون بحران تبدیل شده بود. با قطع رگ حیات تالاب، بادهای ۱۲۰ روزه سیستان، که روزگاری تعدیلکننده دما بودند، به حاملان مرگبار گردوغبار تبدیل شدند. فرسایش بستر تالاب و برخاستن ریزدانهها، نه تنها سلامت ریههای مردم را نشانه رفت، بلکه منجر به مهاجرتهای گسترده و خالی شدن روستاها از سکنه شد. فروپاشی زنجیره غذایی در تالاب خشک، به معنای نابودی نیزارها و از بین رفتن زیستگاههای امن برای پرندگان و آبزیان بود. تالابی، که نقش فیلتر طبیعی اقلیم را داشت، خود به عامل بازتولید بحران تبدیل شده بود. حالا با ورود آب، این روند فرساینده متوقف شده و رطوبت بازگشته به خاک، مانند لایهای محافظ، جلوی خیزش غبار را گرفته است؛ نفسی عمیق پس از ۱۲ سال خفقان خاکی.
زنجیره حیات در پناه نیزار
بازگشت آب به هامون، یک دومینوی اثرات مثبت زیستمحیطی را به راه انداخته است. اولین نشانهها، سبز شدن دوباره نیزارهای لوئی و نی در حاشیه تالاب است. این گیاهان، ستون فقرات اکوسیستم هامون هستند؛ آنها پناهگاه تولیدمثل پرندگان مهاجر، محل تخمریزی ماهیان و منبع تغذیه دامهای منطقه محسوب میشوند. با جان گرفتن نیزارها، پرندگانی که سالها مسیر مهاجرت خود را تغییر داده بودند، دوباره به این پناهگاه حیات وحش بازگشتهاند. از دیدگاه بیولوژیک، این پرآبی به معنای بازسازی ذخایر ژنتیکی منطقه و فرصتی برای بقای گونههای در خطر است. حیات وحش هامون که در آستانه انقراض محلی قرار داشت، اکنون با وفور مواد غذایی و بهبود کیفیت زیستگاه، وارد چرخه جدیدی از تولیدمثل شده است که میتواند توازن اکولوژیک را به منطقه بازگرداند.
معیشت گرهخورده به هیرمند
از منظر اقتصادی، هامون برای مردم سیستان یک بانک طبیعی است. پرآبی اخیر مستقیماً بر پنج ستون معیشتی اثر گذاشته است. نخست، دامداری؛ با احیای مراتع پیرامونی و نیزارها، هزاران رأس گاو سیستانی دوباره به چراگاههای طبیعی دسترسی یافتهاند. دوم، صیادی؛ با ورود ماهیان از بالادست و فراهم شدن بستر تکثیر، رونقی دوباره یافته است. سوم، صنایع دستی؛ به ویژه حصیربافی، که ماده اولیه آن از دل تالاب تأمین میشود. چهارم، کشاورزی؛ رطوبت تالاب فشار را از روی منابع زیرزمینی برداشته و کیفیت خاک را بهبود بخشیده است و در نهایت، گردشگری؛ با تصاویر قایقسواری، پتانسیل جدیدی برای درآمدهای جایگزین ایجاد کرده است. اما حقیقت گزنده اینجاست که این سودآوری تنها در صورتی پایدار خواهد بود، که این پرآبی نه یک جرقه زودگذر، بلکه آغازی برای مدیریت مستمر حقابه و حفاظت علمی از تالاب باشد.
دیپلماسی آب و فردای هامون
در این همه شکوه و شادی، یک سؤال اذهان را به خود مشغول کرده است، و آن هم اینکه آیا این شکوه آبی ماندگار است؟
کارشناسان معتقدند، که بقای این معجزه به سه متغیر حیاتی، یعنی تداوم بارشهای مؤثر در حوضه آبریز، دیپلماسی فعال جهت تضمین حقابه قانونی از سوی افغانستان و مدیریت داخلی تالاب برای جلوگیری از هدررفت آب بستگی دارد. هامون امروز با بارشها و احتمالاً عبور جریانهای بالادست، دوباره «دیده» شده است؛ اما برای اینکه این داستان کوتاه به یک رمان بلند حیات تبدیل شود، باید فراتر از هیجان قایقسواری، به فکر حفظ حریم اکولوژیک و جلوگیری از برداشتهای مخرب بود. حکایت قدیمیهای سیستان از ریتم طبیعی زندگی با هامون، یادآور این است که امنیت انسانی این منطقه به امنیت آبی تالاب گره خورده است. هامون باید زنده بماند تا سیستان بماند؛ چراکه این تالاب، قلب تپنده شرق ایران است سکه امروز پس از ۱۲ سال، دوباره شروع به تپیدن کرده است.