در حالی که پویش «جانفدا» بیش از ۳۱ میلیونی شده اکنون باید این سرمایه عظیم را از خیابانها به درون خانهها، مساجد و محلات آورد و برای روزهای سخت جنگ، همدل، مسلح و آماده شد جوان آنلاین: این روزها کشور ما مورد هجوم دشمنانی قرار دارد که سابقه نسلکشی آنها در غزه، لبنان، عراق، افغانستان، سوریه و دیگر نقاط منطقه و دنیا را به کرات دیدهایم. در این شرایط، تهدید به بمباران زیرساختهای کشور توسط دشمنی که با افتخار از دزدی دریایی ثروت ایرانیان صحبت میکند، موضوعی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. ما در حال جنگ هستیم؛ این را نه سیاستمداران، که صدای انفجارها در خیابانهای شهرهای کشور فریاد زدهاند و هنوز این جنگ به پایان نرسیده است.
ما این جنگ را شروع نکردهایم، اما به فضل پروردگار و با اتکا به ملتی که دل به دریا زدهاند تا به پیروزی نهایی برسند، زمانی که جمهوری اسلامی ایران تصمیم بگیرد پایان خواهد پذیرفت. دشمن خط قرمزی نمیشناسد و ما امروز طعم تلخ این بیرحمی را با شهادت رهبر انقلاب، دانشآموزان مینابی و لامردی، ناو دنا و دیگر جاهای کشور و همچنین در حملات هدفمند به زیرساختهای غیرنظامی چشیدهایم. اما در دل همین تهدید، یک فرصت طلایی سربرآورده است و آن میلیونها ایرانی است که در پویش جانفدا ثبتنام کرده و با حضور خیابانی، آمادگی خود را برای هرگونه فداکاری اعلام میکنند. اکنون پرسش سرنوشتساز این است که چگونه میتوان این موج خروشان را از تماشاگرانی مشوق در خیابانها به بازیگرانی فعال و دخیل در زنجیره تابآوری در دل محلهها و خانهها تبدیل کنیم. اگر این سرمایه عظیم مردمی سازماندهی نشود، هم توان ملی هدر رفته و هم بار بحران بر دوش دولت و امدادگران سنگینتر خواهد شد.
هرچند هزینه جنگ از هزینه تسلیم کمتر است، اما جنگ نیز تعارف برنمیدارد. جنگ ممکن است عوارض، سختی، درد، عرق ریختن، خون دادن، غم از دست دادن نزدیکان و حتی گرسنگی داشته باشد؛ اما هرچه این مشکلات را بیشتر نادیده بگیریم، ضرباتش کاریتر میشود. در مقابل، هر چه آمادهتر باشیم (از پیش برای قطعی برق، آب، گاز و ارتباطات یا کمبود مواد غذایی و اختلال در سیستمهای پرداخت بانکی برنامه داشته باشیم)، تابآوریمان بالاتر رفته و پیروزی نزدیکتر میشود.
این گزارش، فریادِ «باید آماده شد» نیست، چراکه شکر خدا مردم آمادهاند؛ بلکه یک راهنمای عملیاتی است برای اینکه هر شهروند (از مادر خانهداری که هر شب پرچم به دست به خیابان میآید تا جوانی که در فضای مجازی فعال است) بداند چگونه میتواند از همین امروز، در سنگر خانه و محله خود، به رزمندهای برای مقابله با جنگ اقتصادی و زیرساختی دشمن علیه کشور تبدیل شود.
قرارگاه را از خیابان به منازل ببریم
دشمن نشان داده که به هیچ خط قرمزی پایبند نیست. از زیرساختهای برق تا پمپهای آب شهری و گاز را ممکن است قطع کند. هرچند ایران کشوری وسیع با زیرساختهای فراوان و توسعهیافته است و به هیچ شکل این زیرساختها کاملاً از بین نخواهد رفت، اما مشخص است که دشمن به دنبال این است که با این رفتارها شرایط زندگی را برای مردم ایران سخت کند و سرما و گرما را به سلاحی علیه روان مردم تبدیل کند. حتی دشمن رسانه ملی را بمباران میکند تا ارتباطات را مختل کند و شایعه جای خبر را بگیرد تا در نتیجه آن، وحدت مردم از هم بپاشد. حمله مستقیم به اقتصاد خانوار با ایجاد کمبودهای مقطعی و گرانی کالا نیز آخرین تیر این ترکش است. در چنین بستری، عزیزان صنعت برق کشور شبانهروز در حال ایجاد راهکارهای پشتیبان مانند ژنراتورهای اضطراری و مسیرهای جایگزین شبکه هستند؛ همکارانشان در صنعت گاز، آب و ارتباطات نیز با تعمیرات جهادی، نمیگذارند کشور از نفس بیفتد؛ ایثارگران در شهرداری یا دیگر ادارات و سازمان نیز هر کدام به شکل دیگری پای کار هستند و همه خدمتگزاران کشور در کنار نیروهای مسلح، یک لشکر در حال نبرد هستند. اما همه این تلاشها اگر با یک نهضت صرفهجویی و خودیاری مردمی گره نخورد، شکننده خواهد ماند.
پویش جانفدا نشان داد امروز بیش از ۳۱ میلیون نفر ایرانی حاضر هستند حتی جان خود را برای کشور فدا کنند. اکنون باید این انرژی را از سطح شعار به لایه عمل آورد. تصور کنید همین مادری که هر شب پرچم میچرخاند، فردا با مدیریت مصرف گاز و آب در منزل، بخشی از بار شبکه را کم میکند؛ یا پسری که در خیابان شعار میداد، داوطلب راهاندازی ژنراتور ساختمان همسایه میشود؛ یا بازنشستهای که کنار مسجد نشسته بود، مسئول تهیه لیست بیماران خاص محل میگردد. آنوقت است که ۳۰ میلیون جانفدا، تبدیل به ۳۰ میلیون جان عمل میشود.
تشکیلات محلهمحور
الگوی موفق دفاع مقدس به ما میگوید زمانی مسجد، هم پایگاه اعزام رزمنده، هم مرکز جمعآوری کمکهای مردمی و هم پناهگاه بمبارانها در محلات بود. امروز هم دولت با احیای طرح محلهمحوری، همین مسیر را در پیش گرفته. اکنون برخی از اخبار نشان میدهد حدود ۷۰۰ مسجد در تهران با اقلامی مانند پنلهای خورشیدی، ژنراتور، مخازن اضطراری آب، انبار غذا یا فضای اسکان موقت برای شرایط بحرانی تجهیز شدهاند که میتوانند پشتیبان نزدیک به یک میلیون نفر باشند. اما این زیرساختها بدون نیروی انسانی سازمانیافته، مثل اسلحه پر بدون فشنگ است. بنابراین، گام نخست، تشکیل گروههای مقاومت محلهای با محوریت مسجد و با بهرهگیری از ظرفیت سرای محلات، ستادهای مدیریت بحران شهرداری، گروههای جهادی و هیئتامنای ساختمانهاست.
امامان جماعت مساجد میتوانند در نماز جماعت، فراخوان بدهند. گروههای جهادی میتوانند نیروهای داوطلب را نامنویسی و دستهبندی کنند و هر بلوک مسکونی میتواند یک فرمانده ساختمان از میان خود انتخاب کند و تشکیلات محلی را برای شرایط بحرانی آماده کنند.
یکی از اولین کارهایی که این تشکیلات میتوانند انجام دهند، شناسایی آسیبپذیران و نقاط ضعف است. نخستین مأموریت باید تهیه نقشه آسیبپذیری محله باشد. مثلاً باید احصا شود که کدام ساختمانها بیش از پنج طبقه دارند و چقدر امکان دارد در صورت قطع برق، ساکنان سالمند یا معلول آنها در آسانسور یا پشت درهای بسته گرفتار میشوند. یا اینکه کدام خانواده بیمار دیالیزی، سرطانی، اوتیسمی، مادر باردار یا نوزاد زیر شش ماه دارد که قطعی آب و برق برایشان تهدید جانی محسوب میشود. حتی اینکه کدام واحدهای مسکونی در معرض موج انفجار قرار دارند که پنجرههای رو به فضای بازشان میتواند به تیغهای شیشهای تبدیل شود نیز مهم است. جمعآوری این اطلاعات (نه در بانکهای رسمی که در حافظه همسایهها و معتمدان محل نهفته است) باید آنها را گردآوری، در دفتری ثبت و در اختیار تیمهای واکنش سریع محلی قرار داد.
یکی دیگر از کارهای اصلی، تهیه فهرست داراییها و مهارتهاست. یعنی درست به موازات شناسایی تهدیدها، باید داراییها را هم فهرست کرد. اینکه کدام یک از همسایهها پزشک، پرستار، داروساز یا امدادگر هلالاحمر است، یا چه کسی برقکار صنعتی، لولهکش، مکانیک دیزل یا آشپز بزرگ است یا از طرف دیگر چه کسی ژنراتور کوچک، کپسول گاز مایع ۱۱ کیلویی، پنل خورشیدی قابل حمل، بیسیم، موتوربرق یا مخزن آب ۱۰۰۰ لیتری دارد، باید فهرست شود و این فهرست، شناسنامه توان رزمی محله خواهد بود.
مسئله مهم بعدی، تشکیل تیمهای تخصصی و تعیین پناهگاههاست. پس از شناسایی، گروهها تقسیم کار میشوند؛ مثلاً تیم آب مسئول مدیریت مخازن و تصفیه آب است، تیم انرژی متولی ژنراتور و پنلهای خورشیدی است، تیم امداد و بهداری برای کمکهای اولیه و توزیع دارو است، تیم تدارکات برای پخت و توزیع غذای گرم وارد خواهد شد و تیم امنیت و ارتباطات برای مقابله با شایعهها و حفظ امنیت محل اقدام خواهد کرد. همچنین لازم است در هر ساختمان، یک راهروی بدون پنجره یا زیرپله بتنی به عنوان پناهگاه موقت حملات تعیین و با برچسب شبرنگ علامتگذاری شود.
صرفهجویی، یک سلاح تمامعیار راهبردی
در اقتصاد جنگ، صرفهجویی دیگر یک توصیه خانهداری یا اخلاق مصرفی نیست؛ بلکه یک تاکتیک نظامی برای فلج کردن تحریم دشمن است. دشمن میخواهد با قطعی برق و آب و کمبود سوخت، زندگی روزمره را فلج کند. پاسخ ما باید نهضت صرفهجویی باشد که فشار بر شبکه را کاهش میدهد، زمان تعمیرات را برای نیروهای فنی میخرد و منابع آزادشده را به خط مقدم جبهه نیازمندان میرساند.
این صرفهجویی باید در دو سطح نهادینه شود که سطح اول آن کاهش مصرف بیرویه و خارج از قاعده است. اگر فقط ۱۰ میلیون خانوار ایرانی، یک لامپ ۱۰۰ واتی اضافی را خاموش کنند، قدرتی معادل یک نیروگاه از روی دوش شبکه برداشته میشود. این یعنی تنفس برای پستهای برقی که زیر حملات دشمن زخمی شدهاند.
در مجموع، راهکارها روشن است. مثلاً در مورد برق: باید فوراً لامپهای پرمصرف را با LED عوض کرد. وسایلی مثل ماشین لباسشویی، اتو، جاروبرقی و کولرهای گازی را فقط در ساعات کمبار (یعنی ۲۳ شب تا ۷ صبح) به کار بگیریم و بعد از اتمام، دو شاخه را از برق بکشیم. مودم اینترنت و تلویزیون را شبها خاموش کنیم. یخچال را روی درجههای بالاتر تنظیم کنیم، کولر را روی دمای ۲۵ درجه بگذاریم یا از پنکههای کممصرف استفاده کنیم.
در مورد آب: یک شیر چکهکن روزی ۳۰ لیتر آب را هدر میدهد. همین امروز همه شیرها و فلاشتانکها را چک کنید. هنگام مسواک زدن، شستن سبزیجات یا وضو گرفتن، شیر آب را باز نگذارید. آب شستوشوی برنج و میوه را جمع کنید و برای آبیاری باغچه و فضای سبز محله استفاده کنید. دوش گرفتن را به کمتر از ۵ دقیقه برسانید و از روش حمام حولهای برای مواقع بحرانی استفاده کنید.
در مورد گاز و گرما: شعلههای بخاری را روی حداقل تنظیم کنید و با پوشیدن لباس گرم در خانه، دمای اتاق را ۲۳ درجه پایین بیاورید. پنجرهها را با نوارهای درزگیر بپوشانید و پردههای ضخیم بیاویزید. پختوپز را با درب قابلمه و در حجم بیشتر انجام دهید تا هم زمان پخت کوتاهتر شود و هم سوخت کمتری مصرف شود.
در مورد بنزین و فرآوردههای پتروشیمی: در شرایطی که بنزین در خط مقدم نبرد، غذای ماشینهای لجستیک و آمبولانسهاست، از هر سفر درونشهری غیرضروری خودداری کنید؛ کودکان را پیاده یا با وسایل عمومی به مدرسه بفرستید. کیسهها و بطریهای پلاستیکی را بارها و بارها استفاده کنید. این کیسههای فریزری که دوباره شسته و مصرف شود، یعنی یک بشکه نفت کمتر در پالایشگاه مصرف شده و این بشکهها میتواند صرف تولید سوخت هواپیمای رزمی یا گازوئیل ژنراتور یک بیمارستان شود. این یعنی مادر خانهداری که دیشب در خیابان پرچم چرخاند، امروز با شستن یک کیسه فریزر، در حال مشارکت در جنگ است.
سطح دوم، تأمین ارزاق برای آسیبدیدگان از محل صرفهجوییهاست. مسئله این است که مصرف کمتر به تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید به همان اندازه که صرفهجویی میکنیم، بخشی از آن را به همنوعان خود برسانیم. این روح مواسات و همدلی است که در دوران دفاع مقدس، محلهها را به یک خانواده بزرگ تبدیل کرد. هر خانوار میتواند با کمی دقت، یک سبد اضافی خوراکی درست کند و وقتی این سبد در کنار صدها سبد دیگر که از سوی همسایهها تهیه میشود جمعآوری گردد و به دست خانواده بیسرپرست یا کارگری که مغازهاش در آشوبهای جنگ تعطیل شده برسد، هم شکم گرسنهای را سیر میکند و هم دلهای مردد را به پای نظام و کشور گرمتر میکند. این همان جهادی است که از دل همین پویش جانفدا زاده میشود.
جعبه ابزار یک رزمنده خط خانگی
برای ۷۲ ساعت نخست بحران، شما یک رزمنده در سنگر خانه خود هستید. آماده این مأموریت بودن، نیازمند یک کیف اضطراری دمدست و شارژ است. این کیف که بر اساس تجربه جنگهای اخیر در منطقه و دستورالعملهای هلالاحمر طراحی میشود، باید شامل این موارد باشد: حداقل ۴ لیتر آب آشامیدنی به ازای هر نفر در روز (یعنی یک خانواده ۴ نفره برای ۳ روز به ۴۸ لیتر آب نیاز دارد و بهترین کار، خرید گالنهای ۲۰ لیتری است). غذای فاسدنشدنی شامل برنج، ماکارونی، کنسرو تن ماهی، کنسرو لوبیاچیتی، کنسرو ذرت، رب گوجه، حبوبات مانند عدس و نخود، خشکبار شامل خرما، کشمش و گردو، بیسکویت و نان محلی کاملاً خشک از دیگر موارد است. همچنین اصل چرخش انبار را اجرا کنید؛ یعنی اقلامی که تاریخ انقضای نزدیکتری دارند، زودتر مصرف شوند و بلافاصله با خرید مجدد جایگزین کنید. غذاهای محلی نیمهآماده مثل رشتههای پلویی خشک و سبزیجات خشک شده نیز عالی هستند.
برای روشنایی، ارتباطات و شارژ: چند چراغقوه LED یا چراغ پیشانی، باتری نیمقلمی و قلمی به مقدار کافی، یک رادیو باتریخور کوچک موج FM، پاوربانک ۲۰ هزار میلیآمپری به تعداد اعضای خانواده و یک پنل خورشیدی تاشو ۳۰ واتی برای شارژ مجدد باید تأمین شود.
در مورد کمکهای اولیه و دارو: گاز استریل، بتادین، پماد سوختگی، چسب زخم، باند کشی، تورنیکه (بندآورنده خونریزیهای شدید)، قیچی، مسکن و داروهای ضروری اعضای خانواده حداقل برای یک ماه باید تأمین شود. بیماران دیابتی حتماً یک کولرباکس با یخ خشک برای انسولین داشته باشند. کپسول آتشنشانی کوچک را هم از یاد نبرید. همچنین کپی مدارک شناسایی، مقداری اسکناس خُرد، یک چاقوی چندکاره، طناب، کبریت ضدآب، پتوی نازک امدادی، دستمال مرطوب و چند کیسه زباله محکم هم لازم است تأمین شود.
پشتیبانی زیرساختی در برجها
قطع برق در ساختمانهای بلندمرتبه، فقط تاریکی نیست. پمپ آب از کار میافتد و طبقات بالا بیآب میشوند. آسانسور قفل میکند و سالمند یا زن باردار عملاً در خانه زندانی میگردد. اگر این وضع ادامه یابد، ممکن است منجر به مشکلات بسیار شدید شود. اینجاست که لازم است هر مجتمع مسکونی به یک قلعه خودکفا بدل شود. البته بار اجرا و هزینه این خودکفایی اکنون بر دوش خود مردم و هیئت مدیرههاست.
اکنون اولین گزینه برای تأمین برق، ژنراتور اضطراری است. برای یک برج ۲۰ تا ۳۰ واحدی، یک ژنراتور دیزلی یا گازسوز ۳۰ تا ۵۰ کیلووات کافی است تا پمپ آب مرکزی، روشنایی راهپلهها، یک دستگاه آسانسور و درب پارکینگ را فعال نگه دارد. ژنراتور پرتابل بنزینی متوسط ۸ تا ۱۰ کیلووات توان راهاندازی پمپ آب و چند یخچال را دارد. اما برای برجهای بزرگ و مراکز تجاری نیاز به ژنراتورهای دیزل با قدرت بیش از ۲۰۰۰ کیلووات مخصوص است. هزینه این ژنراتورها از چند ده میلیون برای برجهای کوچک شروع شده و به چند میلیارد برای برجهای بزرگ میرسد. همچنین لازم است ژنراتور در فضای باز نصب شود تا گازهای سمی مونوکسید کربن، ساکنان را مسموم نکند و سوخت مایع را نیز باید در مخازن دوجداره و دور از حرارت نگهداری کرد. از سوی دیگر، یک نفر از اعضای گروه مقاومت محل باید مسئول راهاندازی و نگهداری آن شود و از قبل، جلسه آموزشی دیده باشد.
گزینه دوم بعدی، نیروگاه خورشیدی است. ایران سرزمین آفتاب است. نصب پنلهای خورشیدی روی پشتبام ساختمانها و مساجد، در بلندمدت یک سرمایهگذاری استراتژیک و کاملاً بیصدا و بدون نیاز به سوخت است. از ۱۵ پنل برای امور اضطراری مانند شارژ موبایل و روشنایی چند لامپ تا اندازههای بزرگ ساختمانی که تا بیش از ۲۰۰۰ را شامل میشود برای راهاندازی پمپ آب و روشنایی مشاعات میتوان استفاده کرد. برای اجرای چنین طرحی، مسجد محله میتواند به عنوان قرارگاه، مجوزهای اداره برق را پیگیری و نصب را با همکاری گروههای جهادی و بسیج مهندسی تسهیل کند.
پختوپز و گرمایش اضطراری
برای روزهای سرد و تاریک، یک وعده غذای گرم خود یک عملیات روانی علیه دشمن است، چون نشان میدهد زندگی جریان دارد. اگر گاز شهری قطع شد، باید سراغ جایگزینها برویم. در این شرایط، پیکنیکهای سفری یا کپسولهای گاز مایع ۱۱ کیلویی به همراه چراغ گازسوز سبکترین گزینه است. همچنین اجاقهای بوتان کوهنوردی، اجاقهای الکلی یا منقل زغالی در بالکن و فضای باز از دیگر گزینههاست. اما باید توجه کرد هرگز و به هیچ عنوان نباید از این وسایل در فضای بسته و بدون تهویه استفاده کرد، چراکه گاز مونوکسید کربن (بیبو و بیرنگ) در چند دقیقه یک خانواده را به کام مرگ میکشاند؛ لذا حتماً باید یک پنجره را باز بگذارید و یک حسگر نشت گاز در صورت دسترسی تهیه کنید. برای گرما، بخاریهای نفتی استاندارد، شومینههای هیزمی در خانههای ویلایی و کیسهخوابهای امدادی گزینههای پیشنهادیاند؛ اما باز هم تهویه، شرط اول ایمنی است.
قرارگاه دلها را هم باید ساخت
جنگ امروز، جنگ شناختی هم هست. دشمن میخواهد با شایعه و ارعاب، ملت ما را در اتاقهای تاریک و سرد، دچار یأس و وحشت کند. پس یکی از مهمترین سلاحهای ما، «امید» و «همبستگی» است. تشکیلات محلهمحور دقیقاً برای این است که بگوید هیچکس تنها نیست. وقتی هر کس بداند تیم الف مسئول آب محله است، تیم ب داروها را جور میکند، تیم ج غذای گرم را در مسجد پخش میکند و تیم د اخبار رسمی را به خانهها میرساند، ترس فلجکننده جای خود را به مسئولیت قدرتبخش میدهد.
برای حفظ آرامش کودکان، در کیف اضطراری خود چند اسباببازی کوچک، دفتر نقاشی و مدادرنگی داشته باشید. برای بزرگسالان، کتابهای کاغذی، یک دفتر خاطرات برای نوشتن از این روزها و بازیهای فکری گروهی تهیه کنید. در تاریکی شب، دور هم جمع شوید و برای یکدیگر از پیروزیهای رزمندگان و خاطرات شیرین گذشته بگویید. هر قطره اشک شوق، یک تیر به قلب روحیه دشمن است؛ و فراموش نکنیم که «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ ینصُرکم». وقتی ما با عمل و ایثار به یاری دین خدا و مردمش میشتابیم، نصرت الهی صدچندان نازل میشود. مادری که مصرف گاز را مدیریت میکند، جوانی که داوطلبانه برق خانه همسایه بیمار را از ژنراتور تأمین میکند، پیرمردی که همراه خانواده شهید داده است، همگی سربازان این نصرتاند.
چکلیست نهایی یک رزمنده محلی
ما شبها در خیابانها با شعار جانفدا ثابت کردهایم که پای کار ایران اسلامی هستیم. از امروز، اما باید با عملیات فدائیان ثابت کنیم که میتوانیم کشور را برای همیشه ایمنسازی کنیم. برای این کار لازم است یک چکلیست از اقداماتی که گفته شد آماده و قدم به قدم اجرا گذاشته شود. مثلاً همین امروز با امام جماعت مسجد محل یا یکی از اعضای گروه جهادی تماس بگیرید و پیشنهاد تشکیل جلسه هماهنگی را بدهید. اگر شما پیشقدم شوید، دهها نفر دیگر راه میافتند. تا فردا شب، فهرست داراییها و مهارتهای خود و یک همسایه دیگر را روی کاغذ بنویسید. یک گالن ۲۰ لیتری آب را پر کنید و در گوشه پارکینگ بگذارید. در این هفته، مصرف برق و گاز خانه خود را ۲۰ درصد کاهش دهید. لامپهای اضافی را باز کنید و پاوربانکها را شارژ کنید. یک کیف اضطراری کوچک کنار در خروجی بگذارید. در هیئت مدیره ساختمان، موضوع خرید یک ژنراتور اشتراکی یا پنل خورشیدی را مطرح و پیشفاکتور تهیه کنید و برای همیشه، هر پیامی که در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود را قبل از باور، با رادیو و تلویزیون یا اطلاعیههای رسمی تطبیق دهید. شایعه، موشکی است که دشمن مجانی شلیک میکند؛ با عقل و صبر، آن را در آسمان منفجر کنیم.
در پایان اینکه این جنگ را ما شروع نکردیم، اما به کوری چشم دشمنان، پایانش را ما با سربلندی رقم خواهیم زد. ممکن است دشمن گمان کرده باشد که میتواند با خاموشی و تشنگی، ملت امام حسین (ع) را به زانو در آورد، اکنون در حالی که این ملت ثابت کرده آماده است تا جان خود را فدای ایران اسلامی عزیز کند، از سوی دیگر آنقدر توانمند و شکستناپذیر که حتی فشار آوردن به آن نیز وجود ندارد. امروز قرارگاههای مقاومت ایران عزیز، همین خانهها و مساجدی است که چراغ تدبیرشان هرگز خاموش نمیشود و با همراهی این مردم غیور و بصیر، نصرت خداوند از راه میرسد و پیروزی نزدیک است؛ انشاءالله.