امریکا امروز در جنگ دیپلماسی به عملیات روانی روی آورده و با ابزارهای رسانهای و ایجاد تردید و گمراهی در فرآیند مذاکرات، تلاش میکند که شکست میدانی خود را در مذاکرات جبران کند جوان آنلاین: امریکا امروز در جنگ دیپلماسی به عملیات روانی روی آورده و با ابزارهای رسانهای و ایجاد تردید و گمراهی در فرآیند مذاکرات، تلاش میکند که شکست میدانی خود را در مذاکرات جبران کند.
در حال حاضر، موضوع مذاکرات در مورد مسائل هستهای به خصوص در مورد اورانیوم غنیشده، با وجود آنکه بارها از سوی رهبر معظم انقلاب و مقامات جمهوری اسلامی رد شده است، همچنان به عنوان محوریترین بخش مذاکرات در اظهارات رسانهها و مقامات سیاسی امریکا مطرح میگردد. رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، به نقل از وزیر امور خارجه اعلام کرد که در حال حاضر هیچ مذاکره هستهای با دشمن نداریم، اما برای هر سناریویی آمادگی کامل وجود دارد؛ همچنین بر آتشبس در لبنان تأکید داریم و در حال تدوین سازوکاری برای تنگه هرمز هستیم. باوجود این همچنان رسانههای غربی از وجود بحث اورانیوم غنیشده در مذاکرات لاف میزنند و ایران نیز آن را رد میکند. طی دو روز گذشته، با وجود ماجراجویی رسانههای غربی در این زمینه، ایران با رد ادعاهای مطرحشده، بر حق خود برای غنیسازی و حفظ صنعت هستهای تأکید کرده است. اما نکته مهم این است که چرا امریکا و اسرائیل روی خروج یا به تعبیر واقعیتر نابودی اورانیوم غنیشده ایران تأکید دارند و چه دستاوردهای راهبردی برای آنها در بر خواهد داشت؟ در همین رابطه، نتانیاهو روز گذشته در ادامه گزافهگوییهای خود تهدید به خروج اورانیوم غنیشده از طریق تجاوز به خاک ایران کرد و افزود که اگر توافقی حاصل شود، این «بهترین راه» برای خروج اورانیوم غنیشده با غلظت بالای ایران خواهد بود.
به طور کلی، امریکا با این اقدام چند هدف را دنبال میکند:
اعلام پیروزی نهایی در جنگ و به تسلیم واداشتن ایران: تاریخچه مذاکرات هستهای ایران و امریکا نشان میدهد که امریکا با وجود توسل به تمام ابزارهای اعمال فشار از جمله فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی و حتی سناریوهای متعددی در خلال جنگ از جمله بمباران مراکز هستهای و سرقت مواد به وسیله ناوگان هوایی در اصفهان، نتوانست مانع پیشرفت و ضربه راهبردی به صنعت و فناوری هستهای ایران شود. از این رو، برای امریکا موفقیت بزرگی است که بتواند با اعمال فشارهایی از جمله افزایش تهدید و تداوم محاصره دریایی، خواسته هستهای دیرینه خود را بر ایران تحمیل کند و در ازای آن، روی کاغذ امتیازاتی بدهد که کمترین تضمینی برای آن وجود دارد.
امریکا و اسرائیل به دنبال آن هستند که با کسب دستاورد سیاسی به ویژه در مورد مسائل هستهای ایران، جنگ را تنها عامل وادار کردن و تسلیمپذیری ایران نشان دهند. آنها در صدد هستند با تحمیل اراده خود، راهی جز پذیرش شرایط تحمیلی برای ایران باقی نگذارند و بدین ترتیب مقاومت را بینتیجه جلوه دهند.
از منظر امریکا، اگر ایران شروط هستهای امریکا از جمله خروج یا رقیقسازی را به طور کامل بپذیرد، با عقبنشینی از موضع خود در برابر اراده امریکا تسلیم شده و تهدیداتش را کارساز تلقی کرده است. عاملی خطرناک که میتواند تداوم جنگ علیه ایران و سایر جبهه مقاومت را در برابر دولتهای جهان توجیه کند و از این رو منجر به تشدید سایه جنگ علیه کشور شود، جایی که مذاکرهکنندگان ایرانی این معامله را برای پایان دادن به جنگ در تمام میدانها معرفی کردهاند.
بازدارندگی را شکننده کنند: امریکا مذاکرات در مورد جنگ را به مذاکرات هستهای گره زده تا از این طریق و به طور همزمان تمام آوردههای جنگ را نصیب خود کند. امریکا و رژیم صهیونیستی به طور ویژهای بر امحای اورانیوم غنیشده ۶۰درصد ایران تأکید دارند، زیرا این مواد هستهای نتیجه سالها جهد و کوشش و تحقیقات دانشمندان هستهای بوده و کاربردهای فراوانی در آینده دارد و از الزامات هر کشور در دنیای فرداست. به فرموده رهبر شهید انقلاب اسلامی، دنیا روزبهروز دارد به انرژی هستهای وابستهتر میشود، ما هم دیر یا زود نیاز مبرم پیدا میکنیم به انرژی هستهای صلحآمیز. بنابراین، مواد هستهای غنیشده هم نماد پیشرفت کشور است و هم به عنوان یک عامل مهم بازدارندگی در اتاق فکر دشمن مطرح است. پیش از جنگ، ایران بارها تهدید کرده بود که میتواند تغییراتی در دکترین هستهای خود بدهد. در دو سال گذشته که تهدیدات اسرائیل علیه ایران تشدید شد، برخی مقامات داخلی از جمله شهید کمال خرازی با تأکید بر اینکه ایران تصمیمی برای تولید بمب هستهای ندارد، اظهار داشتند اگر موجودیت ایران تهدید شود، ناچاراً دکترین هستهای خود را تغییر میدهد. ایران طی سالهای اخیر رویکرد هستهای خود را تغییر داده و با پیگیری سیاست ابهام هستهای تلاش کرده که تهدیداتش را علیه دشمن موازنه کند و عوامل بازدارنده خود را ارتقا و توسعه دهد. بر همین اساس، ایران میکوشد که توانایی خود در ساخت سلاح هستهای را در میانه تهدیدات فزاینده امریکا و رژیم اسرائیل حفظ کند. در واقع، ایران به طور معماگونه، خود را در مرز تولید سلاح هستهای تعریف میکند. این توانایی گرچه به معنای داشتن سلاح هستهای نیست، اما در عمل القاکننده ایران به عنوان یک قدرت هستهای (در آستانه) در بین کشورهای جهان است. در دنیای امروز، قدرت هستهای از مهمترین مؤلفههای قدرت سختافزاری برای قرار گرفتن در معادلات تراز اول جهان است و کشورهای دارای این قدرت، برگهای برنده بسیاری برای تعامل با جهان دارند. به عنوان نمونه، در چانهزنیهای سیاسی، کشور دارای قدرت هستهای قدرت تحمیل اراده خود بر سایر بازیگران خارجی را دارد و در برابر فشارهای خارجی از آن به عنوان ابزاری بازدارنده و اهرمی برای چانهزنی استفاده میکند. این ابزار در جنگ و تهدیدات وجودی نیز اثر مثبت و تعیینکنندهای در کاهش تهدیدات دشمن دارد. در جنگی که با متجاوزی برتر از نظر نیروی متعارف رخ میدهد، قدرت هستهای به عنوان «توازنبخش نهایی» عمل میکند و از تجزیه یا اشغال کشور جلوگیری مینماید، زیرا خطر پاسخ هستهای میتواند دشمن را از ادامه فعالیت و پیشرویهایش باز دارد. از این رو است که حتی در مذاکرات پساجنگ ایران و امریکا، موضوع مواد هستهای ایران بخش محوری روند مذاکرات قرار گرفته و امریکا و اسرائیل به شدت بر روی آن تأکید دارند.
ایجاد مسیر و روندی برای گرفتن امتیازات بیشتر: رهبر شهید انقلاب اسلامی بارها تأکید کردند که مناقشه امریکا با ایران روی مسئله هستهای نیست. به فرموده ایشان، مذاکرات هستهای بهانهای برای مداخلات بعدی، چون مسائل موشکی، منطقهای و به طور کلی، دستاویزی برای مقابله با جمهوری اسلامی ضداستکباری است. در حال حاضر، امریکا با مذاکرات با ایران تنها به گرفتن امتیازات هستهای نمیاندیشد و در صدد ورود بسیاری از مسائل مهم کشور به میز مذاکرات بعد از کسب امتیاز هستهای است. برای امریکا پایان دادن به جنگ زمانی معنا دارد که ایران به مرور مؤلفههای قدرت خود را کنار بگذارد و بدون داشتن توانایی دفاع از خود در برابر امریکا بایستد. از این رو، پذیرش شروط هستهای امریکا یعنی خروج اورانیوم غنیشده از کشور، یک عقبنشینی غیرتاکتیکی برای کشور خواهد بود که زمینه ورود تمام منافع کشور را در حلقه معامله با دشمن ایجاد خواهد کرد. امروز به اذعان همگان، پیروز جنگ تا اینجا ایران است و دست برتر با ماست؛ بنابراین این دشمن است که باید به مطالبات ما تمکین کند و اگر همچنان دنبال ماجراجویی باشد، ضربات دردناکتری دریافت خواهد کرد.