کد خبر: 1350116
تاریخ انتشار: ۰۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
داوود گودرزی

در دنیای امروز، نظام بین‌المللی بیش از هر زمان دیگری با اتهام دوگانگی استاندارد رو‌به‌رو است. همان‌طور که تحلیل‌گران برجسته جهانی بار‌ها تأکید کرده‌اند، ایالات متحده در بسیاری از تحولات خاورمیانه به نوعی بازیچه دست رژیم اسرائیل تبدیل شده است.

کشور‌های عربی خلیج فارس نیز با ارائه امکانات مالی و لجستیکی گسترده به آمریکا، انتظار دارند ایران پایگاه‌های آنها را هدف قرار ندهد - انتظاری غیرمنصفانه که نه تنها با اصول حسن همجواری اسلامی همخوانی ندارد، بلکه نقض آشکار عدالت و امنیت مشترک منطقه‌ای است. کشور‌های اروپایی هم با محکوم کردن حملات ایران به خاک کشور‌های عربی، اما سکوت یا حتی حمایت ضمنی از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، این دوگانگی را برجسته‌تر می‌کنند.

آمریکا، بازیچه اسرائیل و تأمین مالی بی‌سابقه ایالات متحده با ارائه کمک‌های نظامی عظیم به اسرائیل، نقش خود را به عنوان حامی بی‌قیدوشرط این رژیم تثبیت کرده است. طبق گزارش‌های معتبر، از مهر ۱۴۰۲ تا شهریور ۱۴۰۴، آمریکا حداقل ۲۱/۷ میلیارد دلار کمک نظامی مستقیم به اسرائیل ارائه کرده است. این رقم شامل ۱۷/۹ میلیارد دلار در سال اول جنگ غزه و ادامه آن در سال‌های بعد است. علاوه بر این، توافق ده‌ساله ۳۸ میلیارد دلاری (از ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۷) همچنان ادامه دارد و سالانه ۳/۸ میلیارد دلار (شامل ۵۰۰ میلیون دلار برای دفاع موشکی) به اسرائیل اختصاص می‌یابد. حتی پس از حملات اخیر، کمک‌های اضافی مانند ۸ میلیارد دلار فروش تسلیحاتی در سال ۱۴۰۴ و ۴ میلیارد دلار فوری تحت اختیارات اضطراری تصویب شده است. این ارقام هنگفت، در حالی که ایران تحت تحریم‌های شدید قرار دارد، نشان‌دهنده آن است که آمریکا نه بر اساس حقوق بین‌الملل، بلکه بر اساس لابی و منافع اسرائیل عمل می‌کند.

حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای و نظامی ایران در سال ۱۴۰۵، بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل، نمونه‌ای آشکار از این بازیچه‌سازی است. این اقدامات نه تنها نقض حاکمیت ایران است، بلکه منطقه را به آستانه جنگ گسترده کشانده است. کشور‌های عربی خلیج فارس: حمایت مالی و لجستیکی از امریکا و انتظار غیرمنصفانه کشور‌های عربی خلیج فارس (مانند قطر، امارات متحده عربی، بحرین، کویت و عربستان سعودی) با میزبانی پایگاه‌های نظامی امریکا، امکانات لجستیکی و مالی گسترده‌ای فراهم کرده‌اند که مستقیماً در عملیات علیه ایران استفاده می‌شود. بزرگ‌ترین پایگاه امریکا در خاورمیانه، پایگاه العدید در قطر (مقر فرماندهی مرکزی آمریکا با حدود ۱۰ هزار سرباز)، پایگاه نیروی دریایی پنجم در بحرین، پایگاه الظفره در امارات، پایگاه پرنس سلطان در عربستان و پایگاه علی السالم در کویت، همگی میزبان تجهیزات و عملیات امریکایی هستند. این کشور‌ها نه تنها پایگاه‌ها را در اختیار امریکا گذاشته‌اند، بلکه با سرمایه‌گذاری‌های عظیم (مانند تعهد عربستان به ۶۰۰ میلیارد دلار، امارات به ۱/۴ تریلیون دلار و قطر به ۵۰۰ میلیارد دلار در آمریکا) و تأمین نفت و لجستیک، از جنگ حمایت کرده‌اند. با این حال، وقتی ایران در پاسخ به حملات آمریکا و اسرائیل، این پایگاه‌ها را هدف قرار داد (مانند حملات موشکی به العدید در قطر، نیروی دریایی پنجم در بحرین، پایگاه‌های امارات، کویت و عربستان در بهمن و اسفند ۱۴۰۴)، همان کشور‌ها فریاد «نقض حاکمیت» سر دادند و انتظار داشتند ایران دست روی دست بگذارد. این انتظار، کاملاً غیرمنصفانه و دور از اصول اسلامی «حسن همجواری» است.

ایران بار‌ها هشدار داده بود که پایگاه‌های آمریکایی در خاک کشور‌های عربی، این کشور‌ها را به هدف تبدیل می‌کند، اما آنها با گستاخی، امنیت خود را فدای حمایت از آمریکا کردند. اکنون، این کشور‌ها با آسیب اقتصادی (کاهش ۱۴ درصدی تولید ناخالص داخلی در قطر و کویت، بررسی خروج سرمایه‌ها از آمریکا) رو‌به‌رو هستند و حتی برخی از آنها از آمریکا می‌خواهند «ایران را کاملاً نابود کند»   رفتاری که نه تنها امنیت منطقه را تهدید می‌کند، بلکه نشان‌دهنده اولویت منافع خارجی بر همسایگی اسلامی است. محکومیت یک‌طرفه و استاندارد دوگانه کشور‌های اروپایی در محکومیت حملات ایران به اسرائیل (مانند فروردین ۱۴۰۳ و مهر ۱۴۰۳) و اخیراً به کشور‌های عربی (بهمن ۱۴۰۴)، لحنی تند و یکپارچه دارند. اتحادیه اروپا حملات ایران را «غیرقابل توجیه»، «تهدیدی برای ثبات» و «نقض حاکمیت» خوانده و حتی در قطعنامه‌های پارلمان اروپا، از اسرائیل حمایت کامل کرده است. اما در مقابل، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را یا «دفاع مشروع» می‌دانند یا با سکوت و درخواست ملایم «کاهش تنش» از کنار آن می‌گذرند. برای مثال، در خرداد ۱۴۰۴ و بهمن ۱۴۰۴، رهبران فرانسه، انگلیس و آلمان حملات به ایران را بدون محکومیت مستقیم توجیه کردند، در حالی که هرگونه پاسخ ایران را محکوم کردند.

این دوگانگی، در حالی است که اروپا خود را مدافع حقوق بین‌الملل می‌داند، اما در عمل، منافع اقتصادی و سیاسی با آمریکا را بر عدالت ترجیح می‌دهد. حتی سازمان ملل نیز در قطعنامه‌های شورای امنیت (مانند قطعنامه بحرین‌محور در اسفند ۱۴۰۴ با ۱۳۵ حامی که تنها ایران را محکوم کرد) این استاندارد دوگانه را نشان داد؛ قطعنامه‌ای که حملات آمریکا و اسرائیل را نادیده گرفت. تقبیح نظام بین‌المللی دوگانه این دوگانگی استاندارد «حمایت بی‌قیدوشرط از آمریکا و اسرائیل، گستاخی کشور‌های عربی در میزبانی پایگاه‌های اشغالگر، و محکومیت یک‌طرفه اروپا» نه تنها صلح منطقه را نابود کرده، بلکه اعتبار کل نظام بین‌المللی را زیر سؤال برده است. سازمان ملل و قدرت‌های غربی، که خود را حامی «قانون بین‌الملل» می‌دانند، در عمل فقط وقتی فریاد می‌زنند که منافع‌شان تهدید شود.

ایران، به عنوان کشوری که در برابر تجاوز دفاع کرده، حق دارد انتظار عدالت داشته باشد. زمان آن رسیده که جامعه جهانی این استاندارد‌های دوگانه را کنار بگذارد و بر پایه اصول واقعی «نه منافع قدرت‌ها» به سمت صلح واقعی حرکت کند. حسن همجواری اسلامی و حقوق بشر، نمی‌تواند قربانی لابی و پایگاه‌های نظامی شود. این نظام ناعادلانه، تنها به ضرر همه ملت‌های منطقه تمام خواهد شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار