قرار ما ساعت ۸:۳۰ شب است در مقابل مسجد محله؛ قرار نانوشتهای که بیش از پیش ۲۰ شب است همگی به آن وفاداریم جوان آنلاین: نه فقط در محله کوچک ما در شرق تهران، بلکه در تمامی شهرها و روستاهای ایران میلیونها ایرانی بیش از ۲۰ شب است گرد هم میآیند و با مشتهای گره کرده نفرت و انزجارشان را از آمریکا و اسرائیل و سیاستهای کثیفشان ابراز میکنند. قرارهای شبانهای که هر بار بیعت با نظام جمهوری اسلامی ایران را تازه میکنند و رفراندوم میلیونی را هر شب پیش چشم جهانیان به تصویر میکشند. آخر ما با نیروهای نظامی مان قرار گذاشتهایم مرزها با آنها و خیابانها با ما و همانطور که انها سرشان برود پای قرارشان هستند ما هن پای قرارمان هستیم حتی اگر تصاویر این حضور میلیونی کمتر از رسانههای جریان اصلی سر در آورد و رسانههای معاند هم همچنان این قرارها و این حضور میلیونی مردم کشورمان را سانسور کنند.
ایام نوروز است، اما نوروز امسال با همیشه تفاوتهای زیادی دارد. امسال دید و بازدیدهای مان با همیشه متفاوت است. امسال انگار گستره خانواده و اقواممان وسیعتر شدهاند. امسال قرار است با هم محلهایهایمان هم آشنا شویم. آنهایی که چند کوچه بالاتر یا چند کوچه پایینتر از ما زندگی میکنند. کسانی که ساکن محلههای کناری هستند.
یک تلنگر
جنگ این بار هم برای مان دانشگاه بوده است. دانشگاهی که به ما یاد داده بیشتر از قبل قدر همدیگر را بدانیم و لحظههای در کنار هم بودن را بیشتر از همیشه گرامی بداریم.
به همین خاطر است که امسال در کنار دید و بازدیدهای معمول با اعضای خانواده و اقوام و خویشاوندان، هر شب به دیدار هم محلهایها و آدمهایی میرویم که شاید پیش از این کمتر میدیدیم و میشناختیمشان، اما حالا با تلنگری که جنگ تحمیلی امریکای صهیونیستی به ما زده، متوجه شدیم چقدر همسایه هم محلی همشهری و هم وطنان ما برایمان عزیزند. حالا انگار فرصتی فراهم شده تا همه همدیگر را ببینند و بشناسند.
حضور همه اقشار و همه تفکرات و سلایق
درست شبیه راهپیماییهای روز قدس یا ۲۲ بهمن حاضران در راهپیماییها و تجمعات شبانه این روزها از همه سن و سال و همه اقشار و همه تفکرات هستند پیرمرد و پیرزنی که عصا زنان و با قد خمیده خودشان را به تجمع میرسانند تا جوانان و نوجوانان و حتی کودکان شیرخوارهای که در کالسکه یا در آغوش پدر و مادر در این جمعها حاضر میشوند تا از همین شیرخوارگی درس وطن دوستی را مشق کنند.
شیرخوارگان که عشق بع میهن را مشق میکنند
شش، هفت ماهه به نظر میرسد. در کالسکهاش با مادر به راهپیمایی آمده مانند بسیاری از خانوادههای جوانی که با فرزندان شیرخواره خود به این تجمعات شبانه میآیند. دختر است با همان نگاهش معصوم و لبخند شیرینش جان تازهای را در وجودمان میریزد.
مادرش میگوید: «امشب خوش اخلاق شده بد اخلاقیهایش رو کرده است.»
سقف کالسکه را پایین کشیده تا باران روی سر و صورت کودک شیرخوارش نریزد.
کمی آن طرفتر خانم کهنسالی روی چهارپایه پلاستیکی نشسته ر یک دستش اساس و در دست دیگرش پرچم کوچک ایران را آرام آرام تکان میدهد و همراه با گوینده شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر میدهد. چند دختر نوجوان با چفیه و کفن پوش آمدهاند هنگام شعار دادن شتهایشان را با انگیزه بیشتری گره میکنند و انزجارشان را سیاستهای جهانخوارانه امریکا و اسرائیل ابراز میکنند.
از آنها میپرسم چرا با کفن آمدهاید؟ میگویند: «میخواهیم آمریکا و اسرائیل بدانند تا پای جان برای وطن ایستادهایم ما آمادهایم برای میهنمان خون بدهیم.»
زن جوان دیگری کودک شیرخوارهای در آغوش دارد و کودک دیگرش در کالسکه است. بچهها دوقلو هستند. تاریکی شب باران و سختی نگهداری از دو کودک شیرخوار مانع از آن نشده که مادر به تجمعات شبانه و حضور خیابانی نیاید.
میپرسم سخت نیست با بچه شیرخواره هر شب ر قرار حاضر میشوی؟ میگوید: «قرارمان است ما خیابانها را حفظ کنیم سربازانمان میدان جنگ را.»
به عشق این پرچم
در عبور از کوچهها و خیابانهای محله بعضیها بر سر در خانههایشان پرچم مقدس کشورمان را به اهتزاز درآوردهاند. پرچم سه رنگی که هم نماد صلح دارد و هم نماد جنگ!
اصلاً همین پرچم کشور ما گویای همه چیز است؛ اینکه هرچند با همه دنیا در صلحیم، اما اگر کسی بخواهد به سرزمینمان تجاوز کند، متجاوزان را سر جایشان مینشانیم و همچنان که نام مقدس الله در میانه پرچممان میدرخشد، خدا پشتوانه ایران و ایرانی است و به لطف خدا هرگز نمیگذاریم این پرچم بر زمین بیفتد.
چه مایی که در خیابانها با حضور مان نقشههای دشمن را نقش بر آب میکنیم و چه سربازان و نظامیان جان بر کفمان که در میدان نبرد. پای لانچرها و هر کجا که لازم باشد مردانه ایستاده و دشمن را مأیوس کردهاند.