اقتصاد کشورهای غربی در تلهای گرفتار شده است که خود در طراحی آن نقش داشتهاند جوان آنلاین: اقتصاد کشورهای غربی در تلهای گرفتار شده است که خود در طراحی آن نقش داشتهاند. نادیده گرفتن اهرمهای ژئواکونومیک ایران و تمرکز صرف بر قدرت سخت، باعث شده است جبهه اصلی نبرد از رویارویی نظامی به پمپبنزینها، فروشگاهها و قبوض پرداختی شهروندان امریکایی و اروپایی منتقل شود. واقعیت امروز اقتصاد جهان این است که تا زمانی که شریانهای انرژی در خلیج فارس و تنگه هرمز به ثبات و امنیت واقعی دست نیابند، هیچ ترفند رسانهای یا مسکن پولی از سوی بانکهای مرکزی، نخواهد توانست اقتصاد غرب را از زیر بار سنگین این دومینوی تورم نجات دهد.
آغاز یک درگیری نظامی در جنوب غرب آسیا همواره لرزه بر اندام بازارهای جهانی میاندازد، اما تحولات اخیر نشان میدهد که ما با یک رویارویی کلاسیک نظامی مواجه نیستیم؛ بلکه در میانه یک جنگ تمامعیار و هوشمند اقتصادی قرار داریم. ترکشهای این تقابل، اکنون از خطوط مقدم جبهه فراتر رفته و مستقیماً قلب اقتصاد کشورهای غربی، سفره شهروندان و شاخصهای کلان مالی را هدف قرار داده است. در این میان، خطای محاسباتی سیاستگذاران غربی در ارزیابی تواناییهای ایران، به خلق بحرانی دامن زده است که مهار آن با ابزارهای سنتی پولی و مالی تقریباً غیرممکن به نظر میرسد.
عبور شوک از والاستریت به اقتصاد حقیقی
در روزهای ابتدایی تنش میان ایران و امریکا، نگاه تمام تحلیلگران و رسانهها به تابلوهای قرمز بورس دوخته شده بود. نوسانات اولیه خود را در قالب سقوط شاخصهای سهام و خروج سرمایه از بازارهای پرریسک نشان داد. (تصویر یک)،
اما این تنها پوسته ظاهری ماجرا بود. بررسی دقیق روندهای کلان نشان میدهد که در موج جدید نوسانها، نقطه ثقل بحران به سرعت تغییر موقعیت داد و از بازارهای مالی و سهام، به سمت بازار انرژی و در نتیجه، هزینه روزمره زندگی شهروندان حرکت کرد. این انتقال فاز به این معناست که بحران دیگر محدود به ضرر چند درصدی سرمایهگذاران والاستریت نیست، بلکه به شکل ملموسی گریبانگیر طبقه متوسط و کارگر در امریکا و اروپا شده است.
با رسیدن قیمت نفت به مرز ۹۰ دلار در گامهای نخست، قیمت بنزین در ایالات متحده با جهشی ۱۰ درصدی به طور میانگین به ۳۲/۳ دلار در هر گالن رسید. اما این تازه آغاز ماجرا بود. این موج تورمی به سرعت از اقیانوس اطلس عبور کرد و به اروپا رسید؛ به طوری که در آلمان، قیمت بنزین به بالاترین سطح خود در ماههای اخیر دست یافت و تنها در عرض یک ماه، میانگین قیمت هر لیتر بنزین جهشی ۱۲ درصدی را تجربه کرد. پر کردن یک باک استاندارد ۵۰ لیتری، حالا بین ۶ تا ۹ یورو بیشتر از گذشته برای یک شهروند آلمانی هزینه در بر دارد. وضعیت در امریکا نیز به نقطه جوش اجتماعی نزدیک شده است؛ گزارشهای میدانی نشان میدهد که یک راننده تاکسی در ایالت کالیفرنیا، اکنون مجبور است درآمد خالص سه روز کار کامل خود را صرفاً برای تأمین سوخت خودرویش هزینه کند. این اعداد، فراتر از آمار اقتصادی، نشانههایی هشداردهنده از یک بحران قریبالوقوع اجتماعی در غرب در صورت تداوم و ادامهدار بودن جنگ با ایران است.
تنگه هرمز پاشنه آشیل زنجیره تأمین جهانی
دلیل اصلی ناتوانی غرب در مهار این موج تورمی، وابستگی ساختاری اقتصاد جهانی به یک شاهراه حیاتی است به نام تنگه هرمز. انسداد یا حتی اختلال در عبور و مرور امن از این آبراهه، کل معادلات انرژی جهان را به هم میریزد.
تحلیلهای منتشر شده در روزنامه نیویورک تایمز به صراحت پرده از یک واقعیت تلخ برای کاخ سفید برداشتند. دولت امریکا در یک خطای محاسباتی فاحش، واکنش اقتصادی ایران را به شدت دستکم گرفته بود. استراتژیستهای واشینگتن گمان میکردند تقابل محدود به حوزههای نظامی و نیابتی خواهد بود، اما استراتژی استفاده از تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار اقتصادی، غرب را کاملاً غافلگیر کرد.
برآوردهای موسسه معتبر وود مکنزی ابعاد این فاجعه را به روشنی تصویر میکند. بر اساس گزارش این نهاد، با تشدید بحران در تنگه هرمز، روزانه حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت از دسترسی بازار جهانی خارج میشود. وود مکنزی پیشبینی کرده است که در صورت تداوم این وضعیت، قیمت نفت به راحتی مرز ۱۵۰ دلار در هر بشکه را خواهد شکست و در صورت انسداد کامل یا درگیری گسترده، سناریوی نفت ۲۰۰ دلاری کاملاً محتمل و عملیاتی خواهد بود.
عمق فاجعه برای اروپا زمانی مشخص میشود که بدانیم این قاره به شدت به محصولات پالایشی خاورمیانه وابسته است. طبق دادههای وود مکنزی، پالایشگاههای حوزه خلیج فارس تأمینکننده ۶۰ درصد از سوخت جت و ۳۰ درصد از گازوئیل مصرفی در اروپا هستند. قطع این شریان، عملاً سیستم حملونقل هوایی و ترانزیت جادهای اروپا را فلج خواهد کرد.
شکست استراتژی اسکورت نظامی و دستکاری رسانهای بازار
با آشکار شدن عمق بحران و قفل شدن شاهراههای انرژی، امریکا تلاش کرد تا با استفاده از ترکیبی از بلوفهای نظامی و عملیات روانی در فضای رسانهای، ترمز افزایش قیمتها را بکشد و بازار ملتهب را آرام کند؛ اما این اقدامات نه تنها کارساز نبود، بلکه به یک رسوایی تمامعیار و نتایج معکوس و تحقیرآمیزی برای واشینگتن منجر شد.
در حوزه میدانی، با بالا رفتن سرسامآور حق بیمهها، شرکتهای بزرگ کشتیرانی و غولهای انرژی از ائتلافهای نظامی غربی مستقر در منطقه التماس میکردند تا امنیت ناوگان آنها را تأمین کنند. با این حال، واقعیت روی آبها با آنچه سیاستمداران غربی تصور میکردند بسیار متفاوت بود. نیروی دریایی ایالات متحده با درک سطح بسیار بالای تهدیدات و خطر قطعی درگیری مستقیم و ویرانگر، عملاً از ورود به یک رویارویی مستقیم برای اسکورت ناوگان تجاری پرهیز کرد. استیصال در بالاترین سطوح رهبری امریکا تا جایی پیش رفت که دونالد ترامپ در واکنشی انفعالی به افزایش قیمت نفت، در پیامی ملتمسانه و عجیب از نفتکشها خواست که «جرئت به خرج دهند و از تنگه هرمز عبور کنند!» این اظهارنظر به وضوح نشان داد که چتر امنیتی و نظامی امریکا بر فراز خلیج فارس سوراخ شده است و واشنگتن از شرکتهای خصوصی میخواهد با به خطر انداختن سرمایههای خود، جور ناتوانی ارتش این کشور را بکشند.
در غیاب قدرت بازدارندگی نظامی، رویارویی به فضای مجازی و رسانهای کشیده شد. ماشین پروپاگاندای غرب تلاش کرد با یک خبرسازی جعلی و هدفمند قیمتها را به صورت مصنوعی بشکند. در یک نمونه بارز از این دستکاری آشکار، کریس رایت، وزیر انرژی امریکا، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر) مدعی شد: «پرزیدنت ترامپ در طول عملیات نظامی علیه ایران، ثبات انرژی جهانی را حفظ میکند. نیروی دریایی ایالات متحده با موفقیت یک نفتکش را از تنگه هرمز اسکورت کرد تا اطمینان حاصل شود که جریان نفت به بازارهای جهانی ادامه دارد»
همین توییت به ظاهر رسمی کافی بود تا الگوریتمهای معاملاتی بازار سریعاً واکنش نشان دهند. این خبرسازی باعث شد تا قیمت نفت به صورت حبابی و کاملاً هیجانی، سقوطی ۳/۸ درصدی را در کسری از زمان تجربه کند و امیدهای کاذبی در بازارهای مالی غرب شکل بگیرد. (نمودار ۲)،
اما این دروغ دوام چندانی نیاورد و حباب رسانهای واشینگتن با واکنش قاطع مقامات ایرانی ترکید. سردار علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران، به سرعت وارد عمل شد و این ادعا را کذب محض خواند. وی در پیامی هشدارآمیز و بازدارنده اعلام کرد: «هر تردد ناوگان امریکایی و متحدانش، در تور موشکها و شهپادهای (شناورهای هدایتپذیر از راه دور) ایرانی متوقف خواهد شد.» در کنار این هشدار قاطع نظامی، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران نیز در توییتی کنایهآمیز به زبان انگلیسی، این بلوف واشینگتن را به سخره گرفت و نوشت: «عبور یک نفتکش با اسکورت ناوهای امریکا از تنگه هرمز؟ شاید در پلیاستیشن!»
این تکذیبهای مستند و صریح، دولت امریکا را وادار به یک عقبنشینی مفتضحانه کرد. دقایقی بعد، وزیر انرژی امریکا توییت خود را بیسروصدا حذف کرد. ابعاد این رسوایی زمانی گستردهتر شد که یک خبرنگار شبکه فاکسنیوز به نقل از منبعی در کاخ سفید برای توجیه این گاف بزرگ گزارش داد که «این اعلامیه خیلی زود منتشر شده بود». این اعتراف ناخواسته نشان داد که ادعاهای دولت امریکا نه بر اساس واقعیتهای جاری، بلکه متکی بر متنهای از پیشتنظیمشده و سناریوهای عملیات روانی است که بدون صحتسنجی و صرفاً برای کنترل انتظارات بازار پمپاژ میشوند.
بازار فیزیکی انرژی، اما، با توییت و دروغ اداره نمیشود. به محض اینکه کذب بودن این خبر مسجل شد و توییت کریس رایت پاک گردید، فنر فشرده شده بازار رها شد و قیمتها با یک جهش خیرهکننده ۵/۵ درصدی مجدداً رو به بالا پرتاب شدند.
*پژوهشگر اقتصادی