کد خبر: 1343925
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
کشف خون ملیکا در پراید بلاگر مسافر کش + گفت‌وگو با متهم عصر سه‌شنبه هفتم بهمن‌ماه، ناپدید شدن دختری ۲۳ ساله به نام ملیکا که از ایستگاه متروی جوانمرد قصاب سوار یک خودروی عبوری شده‌بود، با تماس اضطراری دوست دانشگاهی‌اش به پلیس تهران و قرچک ورامین گزارش شد؛ حادثه‌ای که دو روز بعد با کشف جسد این دختر جوان در بیابان‌های حسن‌آباد فشافویه و با تحقیقات فنی کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت و دستگیری یک راننده پراید سفیدرنگ پایان یافت. 
غلامرضا مسکنی 

جوان آنلاین: عصر روز سه‌شنبه هفتم بهمن ماه همزمان مأموران پلیس تهران و پلیس شهرستان قرچک ورامین از حادثه‌ای برای دختر ۲۳ ساله‌ای به نام ملیکا که سوار خودروی عبوری از متروی جوانمرد قصاب به مقصد خانه‌شان در قرچک ورامین شده‌بود، با خبر شدند. 

آنطور که به دو اداره پلیس گزارش شد، دختر جوان محل کارش در تهران و محل زندگی‌اش در قرچک ورامین بوده و هر روز پس از خارج‌شدن از محل کارش قسمتی از مسافت را با مترو و قسمت دیگری با خودروی سواری یا خودروی پدرش به خانه‌شان می‌رفته است. 

فردی که با اداره پلیس تهران تماس گرفته‌بود، یکی از دوستان ملیکا بود که خطر آدم‌ربایی و درگیری دوستش را به پلیس و سپس به خانواده او خبر داده‌بود. خانواده ملیکا هم پس از این خبر وقتی دخترشان به تلفن‌های آنها جواب نمی‌دهد، با اداره پلیس قرچک تماس می‌گیرند و در‌خواست کمک می‌کنند. 

صدای درگیری و قطع تماس

آن شب دقایقی از ساعت ۱۸:۳۰ عصر گذشته‌بود، دختر جوان با پلیس تهران تماس گرفت و گفت دوستش ملیکا که همکلاسی دانشگاهش است لحظاتی قبل با او تماس گرفت و گفت به راننده خودرویی که برای رفتن به خانه‌شان سوار آن است، مشکوک است و احساس خطر می‌کند. ملیکا گفته بود که به نظر می‌رسد راننده زورگیر و سارق است. حین صحبت صدای درگیری ملیکا با راننده به گوشم رسید و بعد هم صدای التماس و گریه‌های دوستم را شنیدم که از راننده می‌خواست او را رها و اموالش را سرقت کند و سپس تلفن قطع شد. 

ورود پلیس آگاهی به پرونده

با توجه به حساسیت حادثه رخ داده، تیمی از کارآگاهان اداره چهارم پلیس آگاهی به دستور مقام قضایی برای پیدا کردن ردی از ملیکا وارد عمل شدند. بررسی‌ها نشان داد ملیکا دانشجوی ترم آخر گرافیک دانشگاه هنر و معماری پارس است و قرار بوده به زودی پایان‌نامه‌اش را ارائه دهد. وی همزمان با تحصیل در یک شرکت معتبر مواد غذایی در نزدیکی میدان آرژانتین مشغول به کار بوده و هر روز پس از پایان کارش با مترو به ایستگاه نیرو هوایی می‌رفته و از آنجا پدرش با خودرویش او را به خانه‌شان می‌برده‌است. 

آخرین تصمیم سرنوشت‌ساز

او که همراه پدر و مادر، خواهر و دو برادرش در یکی از محله‌های قرچک ورامین زندگی می‌کرده روز حادثه از پدرش خواسته به دنبال او نرود. به همین دلیل در ایستگاه مترو جوانمرد قصاب پیاده می‌شود و با خودروی سواری به سمت خانه‌شان حرکت می‌کند. 

ملیکا در میانه راه به راننده مشکوک می‌شود و ابتدا لایو لوکیشن برای دوستانش در گروهی مجازی می‌فرستد و سپس با همکلاسی‌اش تماس می‌گیرد تا راننده احساس خطر کند، اما به طرز مشکوکی ناپدید می‌شود. 

کشف جسد در بیابان‌های حسن‌آباد

مأموران در ادامه تحقیقات گسترده‌ای را درباره این حادثه آغاز کردند و در حالی که فرضیه قتل دختر جوان قوت گرفته‌بود، ردی از او و راننده خودرو پیدا نکردند تا اینکه دو روز بعد از حادثه، پنج‌شنبه نهم بهمن ماه جسد دختر جوانی در بیابان‌های حسن‌آباد قم کشف شد. 

جسد که شباهت زیادی به ملیکا داشت به پزشکی قانونی منتقل شد و خانواده ملیکا در آنجا جسد دخترشان را شناسایی کردند. 

قتل با ضربات چاقو

مأموران دریافتند مقتول در درگیری با راننده با ضربات چاقو به قتل رسیده و راننده هم طلاها، کیف، کارت‌های بانکی و گوشی تلفن همراه او را سرقت و پس از رها کردن جسد در کانال آبی حوالی فشافویه فرار کرده‌است. با اعلام خبر قتل دختر جوان، پرونده روی میز تیم زبده‌ای از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت. 

رد خودرو در دوربین‌ها

کارآگاهان جنایی در نخستین گام تمامی دوربین‌های مسیر رفت و آمد ملیکا از محل کارش تا ایستگاه‌های مترو را بررسی و بازبینی کردند. دوربین‌ها تصویر ملیکا را که از ایستگاه جوانمرد قصاب بیرون آمده‌بود، ثبت کرده‌بودند. 

در ادامه بازبینی‌ها مأموران مشاهده کردند او سوار خودروی پراید سفید رنگی شده و راننده که مرد جوانی بود با خودرویش حرکت کرده است. با توجه به دور بودن تصویر خودرو، مأموران تلاش زیادی کردند و در نهایت پلاک خودروی پراید را به دست آوردند و مشخص شد خودرو متعلق به مردی به نام رامین است. 

دستگیری متهم پس از ۱۳ روز

رامین تحت تعقیب قرار گرفت و تیم جنایی ۱۳ روز بعد از حادثه رامین را در کهریزک بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند. خواهر ملیکا درباره حادثه به «جوان» گفت: «پدرم همیشه دنبال ملیکا می‌رفت و او را به خانه می‌آورد، اما آن روز ملیکا حالش خوب نبود و سرما خورده‌بود و تصمیم گرفت زودتر به خانه بیاید. او آن روز بر خلاف روز‌های دیگر از ایستگاه متروی جوانمرد قصاب سوار خودروی سواری به مقصد خانه‌مان شده‌بود، چون خودروی اینترنتی پیدا نکرده‌بود. به راننده مشکوک می‌شود و برای دوستش لوکیش می‌فرستد و بعد هم دوستش به ما خبر حادثه را می‌دهد.» وی ادامه داد: «همان شب ساعت ۷:۳۰ به پلیس خبر دادیم و تحقیقات برای پیدا کردن خواهرم آغاز شد. ساعتی قبل متوجه شدم قاتل خواهرم دستگیر شده‌است. ما از دستگاه قضایی برای متهم خواهان اشد مجازات هستیم و از خون خواهرم نمی‌گذریم.»

گفت‌و‌گو با متهم | انکار متهم

متهم پس از دستگیری با اینکه دلایل و شواهد نشان می‌دهد قاتل ملیکاست، جرم خود را انکار می‌کند. به گفته سرهنگ مرتضی نثاری، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ تحقیقات از متهم ادامه دارد. مأموران پلیس تهران در بررسی‌های داخل خودروی متهم آثار خونی پیدا کردند که نشان می‌دهد مقتول داخل خودرو با چاقو به قتل رسیده‌است، اما قاتل ادعا می‌کند آثار خون متعلق به خودش است که خودزنی کرده‌است. 

خودت را معرفی کن؟ 
رامین هستم ۳۹ ساله.

چه کاره‌ای؟ 
بلاگرم و تبلیغات اینترنتی می‌کنم. البته دیپلم دارم، اما در کار‌های تبلیغاتی حرفه‌ای هستم. 

یعنی مسافرکشی نمی‌کردی؟ 
زمانی که بیکار بودم، مسافر هم جابه‌جا می‌کردم. 

ملیکا را می‌شناختی؟ 
نه. آن روز به عنوان مسافر سوار خودرویم کردم. 

چه شد که سوار خودروی شما شد؟ 
فکر کنم می‌خواست برای رفتن به خانه‌شان تاکسی اینترنتی بگیرد که موفق نشد. وقتی کنار خیابان دیدمش که منتظر تاکسی است، حدود دو یا سه دقیقه بعد کنارش توقف کردم و او را برای رساندن به مقصدش سوار کردم. 

چرا او را به قتل رساندی؟ 
من قاتل نیستم و خبر ندارم چه کسی او را به قتل رسانده‌است. 

اما مقتول در میانه راه به شما مشکوک می‌شود، چون مسیر را تغییر داده‌بودی و به دوستش تلفنی خبر می‌دهد، درست است؟ 
بله. من فکر کردم می‌خواهد به باقر شهر برود، به همین دلیل مسیرم را به سمت قمصر تغییر دادم. او هم ترسیده و برای دوستش لوکیشن فرستاده‌بود. 

موضوع درگیری شما داخل خودرو چه بود که دوستش صدای شما را از پشت تلفن شنیده بود؟ 
وقتی متوجه تغییر مسیرم شد، شروع به داد و فریاد کرد و من هم خواستم او را آرام کنم، اما فایده‌ای نداشت. 

بعد چه شد؟ 
بعد ترسیدم و او را پیاده کردم به راهم ادامه دادم و خبر ندارم چه اتفاقی برای او رخ داد. 

یعنی ادعا می‌کنی شما قاتل نیستی؟ 
بله. 

آثار خون داخل خودروی شما پیدا شده است؟ 
بله، اما آثار خون متعلق به خودم است. من مشکل خانوادگی دارم و حالم آن روز خوب نبود و آن شب به سمت کاشان رفتم و تصمیم گرفتم خودکشی کنم. رگ دستم را زدم که مقداری خون آمد، اما پشیمان شدم و جلوی خونریزی را گرفتم. 

چه مشکل خانوادگی داری؟ 
متأهل هستم و سه فرزند هم دارم، اما با همسرم مشکل پیدا کرده‌ام و قرار است طلاق بگیرد. 

پس از حادثه به کجا رفتی؟ 
گفتم که ابتدا به کاشان رفتم، اما برگشتم و در این مدت هم خانه یکی از دوستانم در کهریزک بودم که بازداشت شدم.

برچسب ها: مترو ، پلیس ، قرچک
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار