«هیئت صلح غزه» به ابتکار ترامپ بیش از آنکه یک راهکار عملی برای بحران غزه باشد، به نمادی از پیچیدگیهای سیاست بینالملل، بحران مشروعیت نهادهای بینالمللی و رقابت قدرتهای جهانی تبدیل شده است. جوان آنلاین: در سالهای اخیر بحران غزه بهعنوان یکی از پیچیدهترین مناقشات منطقهای جهان، همواره کانون توجه سیاستمداران و نهادهای بینالمللی بوده است. با این حال، تلاشهای رسمی برای تثبیت آتشبس و بازسازی این منطقه، اغلب با ناکامی و انتقادهای گسترده همراه بوده است. در این چارچوب، تشکیل «هیئت صلح غزه» به ابتکار
به گزارش مهر، دونالد ترامپ نه تنها بهعنوان یک ابزار صلحآفرین بلکه بهعنوان نمادی از رقابت قدرتها و بحران مشروعیت نهادهای بینالمللی مطرح شده است. این هیئت با هدف رسمی بازسازی غزه و پیشبرد صلح معرفی شد، اما از همان ابتدا با واکنشهای منفی، تردیدهای منطقهای و بینالمللی و نقدهای جدی از سوی ذینفعان محلی مواجه شد. بررسی ساختار، ترکیب اعضا، اهداف و پیامدهای این ابتکار، تصویری از چالشهای پیچیده سیاست بینالملل و محدودیت ابزارهای یکجانبه برای حل بحرانهای منطقهای ارائه میدهد.
ساختار و ترکیب هیئت
هیئت صلح غزه که به شکل رسمی بهعنوان نهادی بینالمللی معرفی شد، شامل اعضای برجسته سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک است. رئیس هیئت به طور مادامالعمر دونالد ترامپ است و همراه او چهرههایی چون مارکو روبیو، جرد کوشنر و تونی بلر در هیئت اجرایی حضور دارند. حضور تونی بلر، به دلیل نقش وی در جنگ عراق ۲۰۰۳، باعث بروز بحثهای جدی و اعتراض افکار عمومی شده است. این ترکیب نشان میدهد که هیئت عملاً تحت نفوذ مستقیم آمریکا قرار دارد و تصمیمگیریها بر اساس رویکردهای یک کشور و چند شخصیت نزدیک به ترامپ صورت میگیرد.
نکته قابل توجه دیگر، غیبت نمایندگان فلسطینی در ردههای کلیدی هیئت است. فلسطینیان تنها به شکل کمیتهای تکنوکرات برای مدیریت اجرایی فعالیتها حضور دارند، اما در تصمیمگیریهای استراتژیک و امنیتی نقش مستقیم ندارند. این ساختار بهوضوح نشاندهنده یکجانبهگرایی و تمرکز قدرت در دست آمریکا است و مشروعیت هیئت را نزد فلسطینیان و ناظران بینالمللی کاهش میدهد. علاوه بر این، شرط عضویت دائمی و پرداخت یک میلیارد دلار که ادعا شده قرار است صرف بازسازی غزه شود، بحث «تجاریسازی صلح» را مطرح کرده است و مانعی برای مشارکت گسترده کشورهای دیگر به شمار میرود.
اهداف اعلامی و اختلافهای عملیاتی
از نگاه رسمی، هیئت صلح مأمور بازسازی غزه، تثبیت آتشبس و پیشبرد صلح اعلام شده است. با این حال، تحلیل روند شکلگیری و اظهار نظرهای اعضای مؤثر نشان میدهد که اهداف واقعی فراتر از این موارد است. رئیس هیئت، صراحتاً اعلام کرده که فعالیت شورا محدود به غزه نخواهد ماند و میتواند به سایر منازعات جهانی نیز گسترش یابد. این رویکرد نشان میدهد که هیئت از یک نهاد فنی و محدود برای نظارت بر آتشبس، به ابزاری سیاسی برای بازتعریف روابط بینالملل و افزایش نفوذ آمریکا تبدیل شده است.
انتقال مأموریتهایی مانند خلع سلاح حماس، نظارت بر امنیت و مدیریت موقت غزه به نهادی خارج از چارچوب سازمان ملل، نگرانیهای حقوقی و سیاسی جدی ایجاد کرده است. چنین اقدامی میتواند نظم چندجانبه و سازوکارهای رسمی بینالمللی را تضعیف کند و اعتماد میان بازیگران منطقهای و جهانی را کاهش دهد. به عبارت دیگر، تمرکز قدرت در یک نهاد با ترکیب محدود و بدون نمایندگی ذینفعان اصلی، بیش از آن که راهکاری برای صلح باشد، ابزاری برای اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی است.
واکنشها و نقدهای فلسطینی
پیش از آغاز رسمی فعالیت هیئت، واکنش فلسطینیان و تحلیلگران منطقهای بسیار منفی بود. جنبش جهاد اسلامی ترکیب هیئت را «مطابق خواست و منافع اسرائیل» دانست و آن را نشانهای از نیتهای سیاسی برای تحمیل ترتیبات آینده معرفی کرد. دکتر منیر البرش، مدیرکل وزارت بهداشت غزه، با لحنی عاطفی بیان کرد که «آنها صلح را میان خود تقسیم میکنند و ما خیمهها را»، و این شورا را نماد شکاف میان گفتار دیپلماتیک و وضعیت انسانی واقعی توصیف کرد. نویسندگان و تحلیلگران فلسطینی نیز هشدار دادهاند که این هیئت ممکن است بهطور تدریجی مسئله فلسطین را از دستورکار بینالمللی حذف کند.
واکنش اسرائیل و شکاف داخلی
واکنش اسرائیل نسبت به هیئت صلح غزه نیز پیچیده و متناقض بود. دفتر بنیامین نتانیاهو اعلام کرد که ترکیب هیئت بدون هماهنگی با این کشور و مغایر با سیاستهای رسمی آن است. برخی وزرای اسرائیلی، مانند ایتمار بنگویر و بتسلئیل اسموتریچ، صریحاً خواستار جنگ مستقیم یا مهاجرت فلسطینیان شدند و نسبت به واگذاری نقشهای امنیتی به نهادی خارجی هشدار دادند. این اختلافات نشان میدهد که حتی نزدیکترین متحد آمریکا نیز نسبت به هدف و جهتگیری هیئت دچار تردید است و بهنوعی مشروعیت داخلی آن در سطح منطقه زیر سؤال رفته است.
نکته مهم دیگر، اعتراض به حضور نمایندگانی از ترکیه و قطر در هیئت اجرایی است؛ کشورهایی که از منتقدان سرسخت عملکرد اسرائیل در جنگ غزه محسوب میشوند. این موضوع تضادهای داخلی اسرائیل و پیچیدگی مدیریت بحران در غزه را برجسته میکند و نشان میدهد که تصمیمگیری درباره امنیت و بازسازی منطقه بدون مشارکت ذینفع اصلی، به تشدید تنشهای سیاسی منجر خواهد شد.
واکنشها و شکافهای بینالمللی
سطح بینالمللی نیز با واکنشهای دوگانه و متفاوت مواجه شد. برخی کشورها، بهویژه در جهان عرب و برخی متحدان نزدیک آمریکا، با پذیرش عضویت یا همکاری با هیئت موافقت کردند؛ اما کشورهای اروپایی مانند فرانسه، سوئد و نروژ، با نگرانی از تضعیف سازمان ملل و مشروعیت چندجانبهگرایی، از پیوستن به آن خودداری کردند. برخی کشورها نیز رویکرد محتاطانهای اتخاذ کردند و تصمیم نهایی خود را به آینده موکول کردند. پرداخت هزینههای بالای عضویت (یک میلیارد دلار)، یکی دیگر از عواملی است که نگرانیها را افزایش داده و مانع مشارکت گستردهتر شده است. این موضوع همچنین انتقادهایی درباره «تجاریسازی صلح» و امکان تبدیل هیئت به نهادی اقتصادی ـ سرمایهمحور را مطرح کرده است. تحلیلها نشان میدهد که بدون شفافیت، پاسخگویی و نمایندگی واقعی ذینفعان، این هیئت بیش از آنکه راهکاری عملی برای بحران غزه باشد، به صحنهای برای رقابت قدرتهای بزرگ و آزمون مشروعیت نهادهای بینالمللی تبدیل شده است.
نتیجه
«هیئت صلح غزه» به ابتکار دونالد ترامپ بیشتر از آنکه یک راهکار عملی برای بحران غزه باشد، به نمادی از پیچیدگیهای سیاست بینالملل، بحران مشروعیت نهادهای بینالمللی و رقابت قدرتهای جهانی تبدیل شده است. ترکیب هیئت، ساختار تمرکزگرای آن و غیغیبتاب نمایندگی فلسطینیان، مشروعیت آن را از همان ابتدا تحت فشار قرار داده و واکنشهای منفی فلسطینیان، اسرائیل و کشورهای مختلف را برانگیخته است. تمرکز قدرت در دست یک کشور، امکان اعمال نفوذ یکجانبه و واگذاری مأموریتهای امنیتی و سیاسی به نهادی غیررسمی، نشانهای از چالشهای ساختاری در نظم بینالملل است. این ابتکار، نه تنها نمیتواند به صلح پایدار در غزه منجر شود، بلکه احتمال دارد بحران مشروعیت سازمانهای بینالمللی، بیاعتمادی منطقهای و پیچیدگیهای سیاسی را افزایش دهد.