چهار سارق سابقهدار وقتی در میهمانی متوجه شدند پزشک سرشناسی کلکسیونی از وسایل نفیس و باارزش در خانهاش نگهداری میکند، نقشه سرقت را طراحی و اجرا کردند. سارقان که هیچ ردی از خود بهجای نگذاشته بودند در یک قرار ساختگی حین فروش یکی از وسایل به دام افتادند. جوان آنلاین: چند روز قبل به مأموران پلیس تهران خبر رسید سارقانی به خانه پزشک سرشناسی در یکی از خیابانهای شمالی پایتخت دستبرد زده و با سرقت میلیاردها تومان از محل فرار کردهاند.
اولین سرقت
مأموران در محل حادثه دریافتند پزشک جوان کلکسیونی از سلاح، چاقوها و دوربینهای نفیس و قیمتی در خانهاش داشته و سارقان هم در کمتر از نیم ساعت تمامی وسایل کلکسیونهای او را که دهها میلیارد تومان ارزش داشته به سرقت بردهاند.
شاکی که یکی از پزشکان معروف قلب و عروق است به مأموران گفت که سال ۹۸ هم سارقانی به خانهاش دستبرد زدهاند، اما آن زمان سارقان فقط طلا، دلار و سکه سرقت کردند که پلیس هیچ ردی از آنها پیدا نکرد و اینبار سارقان کلکسیونیهای باارزش او را سرقت کردهاند.
وی در توضیح ماجرا گفت: «سال ۹۸ برای شرکت در کنفرانسی به خارج از کشور رفتم. وقتی برگشتم دیدم سارقانی وارد خانهام شده و هرچه طلا، سکه و دلار داشتم سرقت کردهاند. گزارش سرقت را پلیس ثبت کرد و تحقیقات برای دستگیری سارقان هم آغاز شد، اما مأموران هیچ ردی از سارقان پیدا نکردند.»
سرقت کلکسیون ۳۰ میلیارد تومانی
وی ادامه داد: «من علاقه زیادی به وسایل تزئینی و قیمتی مانند اسلحه، چاقو و دوربین دارم و از همان زمان جوانی سعی کردم کلکسیونی از این وسایل داشته باشم. هر مسافرتی که به هر نقطهای از ایران یا جهان میرفتم برای کلکسیونهایم این وسایل تزئینی نفیس را میخریدم و حتی سفارش هم میدادم. زمانی که برای اولین بار سارقان به خانهام دستبرد زدند، وسایل کلکسیونیام را سرقت نکردند، جز یک چاقو، اما امروز وقتی از محل کار به خانه برگشتم، متوجه شدم سارقان وارد خانهام شده و تمام اجناس کلکسیون اسلحه، چاقو و دوربین را که بیش از ۳۰ میلیارد تومان ارزش داشت، سرقت کردهاند.»
تحقیقات پلیسی
با ثبت شکایت پزشک معروف، پرونده به دستور قاضی خاکزد، بازپرس شعبه دهم دادسرای ویژه سرقت برای بررسی و شناسایی و دستگیری سارقان در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. مأموران در بررسی پروند شاکی دریافتند سال ۹۸ دو سارق به شیوه بالکنروی وارد خانه پزشک شده و اموال او را سرقت کردهاند. سارقان در آن سرقت هیچ ردی از خود بهجا نگذاشته بودند و پلیس هم موفق به شناسایی آنها نشده بود. مأموران در بررسی دوربینهای مداربسته محل پس از دومین سرقت متوجه شدند اینبار سارقان چهار نفر هستند که سه نفر از داخل خودروی پراید پلاک مخدوش بیرون میآیند و از طریق پنجره وارد خانه میشوند و راننده هم داخل کوچه کشیک میدهد.
قرار صوری
اینبار هم بررسیهای پلیسی نتیجهای نداد، چون سارقان حرفهای عمل کرده بودند، اما پلیس تحقیقات خود را در شاخه دیگری متمرکز کرد و احتمال داد سارقان وسایل سرقتی باارزش را در فضای مجازی بفروش برسانند. بنابراین فضای مجازی تحت نظر گرفته شد تا اینکه شاکی به مأموران پلیس خبر داد یکی از سلاحهای نفیس کلکسیونش به قیمت ۶۰۰ میلیون تومان در فضای مجازی به فروش گذاشته شده است. سپس مأموران با آموزش شاکی با فروشنده قرار صوری گذاشتند و وی را که مردی ۳۵ ساله به نام کامبیز است بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند.
اعتراف
متهم ابتدا با تناقضگویی قصد فریب مأموران را داشت، اما وقتی در مخفیگاهش تعدادی از وسایل سرقتی کشف شد، چارهای جز اعتراف نداشت و در ادعایی گفت: «در میهمانی شرکت داشتم و یک نفر از دوستان خلافکارم خاطرهای از سرقت خانه پزشکی در شش سال قبل تعریف کرد که فهمیدم آن پزشک وسایل گرانقمیت زیادی در خانهاش نگهداری میکند و بعد با دوستانم نقشه سرقت را طراحی و اجرا کردیم.» با اعتراف متهم، مأموران سه همدست وی و همچنین دو سارق سرقت اولی را شناسایی و بازداشت کردند.
متهمان برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس پرونده در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفتند.
گفتوگو با متهم/ توبهام را شکستم
کامبیز سارق سابقهداری است که ادعا میکند چند سال قبل توبه کرده بود، اما وقتی متوجه میشود پزشک سرشناس در خانهاش وسایل گرانقیمت نگهداری میکند، وسوسه میشود و توبهاش را میشکند.
کامبیز سابقه داری؟
بله، یکبار سابقه دستگیری دارم. سال ۹۳ همراه باندی سرقت منزل میکردم که دستگیر شدم و، چون بار اولم بود چند سال بعد آزاد شدم.
بعد از آزادی دوباره سرقت میکردی؟
نه، وقتی آزاد شدم تصمیم گرفتم دور خلاف را خط بکشم و توبه کردم. در این مدت در شرکتی به صورت راننده کار میکردم.
چه شد که توبهات را شکستی؟
وسوسه شدم. وقتی فهمیدم پزشک معروف وسایل قیمتی و نفیسی در خانهاش نگهداری میکند، وسوسه شدم که سرقت کنم و پولدار شوم. واقعیتش با خودم گفتم توبهام را میشکنم و فقط یکبار سرقت میکنم و فکر نمیکردم دستگیر شوم.
چرا وسوسه شدی دوباره دست به سرقت بزنی؟
چند روز قبل از سرقت در میهمانی شرکت داشتم. تعدادی از خلافکاران کهنهکار هم بودند. یکی از آنها خاطره سرقتی از چند سال قبل برای ما تعریف کرد. او گفت سال ۹۸ همراه همدستش به خانه پزشکی دستبرد زده و طلاها، پول و سکه سرقت کرده است. چاقوی تزئینی خیلی خاصی داشت که گفت از کلکسیون پزشک سرقت کرده است و بعد هم درباره وسایلی مانند اسلحه، چاقو و دوربین صحبت کرد که صاحبخانه در خانهاش نگهداری میکرد. فهمیدم که صاحبخانه کلکسیون باارزشی در خانهاش دارد و وسوسه شدم که نقشه سرقت از آنجا را طراحی کنم. بعد با سه نفر از دوستانم که آنها هم سابقهدار هستند در میان گذاشتم و نقشهمان را اجرا کردیم.
چطور سرقت کردید؟
ما ابتدا چند روزی خانه پزشک را به صورت نامحسوس تحت نظر گرفتیم و ساعت ورود و خروجش از خانه و مطبش را در این چند روز در دفتری ثبت کردیم. کاملاً متوجه شدیم که او چه ساعتی از خانهاش بیرون میرود و چه ساعتی دوباره برمیگردد. با اطلاعاتی که به دست آوردیم روز حادثه چهار نفری با خودروی سرقتی وارد کوچه شدیم و حدود ساعت ۱۰:۳۰ صبح صاحبخانه از خانهاش بیرون آمد و سپس سه نفری از طریق پنجره وارد خانهاش شدیم و تمام وسایل کلکسیونش را سرقت کردیم.
بعد از سرقت چه کار کردید؟
وسایل سرقتی را به مخفیگاهمان منتقل کردیم. ابتدا از طریق فضای مجازی قیمت حدودی وسایل سرقتی را به دست آوردیم و تصمیم گرفتیم وسایل را یکییکی بفروشیم. تعدادی را در بازار فروختیم، اما حین فروش یکی از وسایل در فضای مجازی به دام افتادیم.
فکر میکردید به این زودی شناسایی و دستگیر شوید؟
نه، فکر نمیکردیم که پلیس فضای مجازی را هم برای فروش اموال سرقتی رصد میکند، اما پلیس مرا فریب داد و بازداشت شدم. الان با بازداشت من همدستانم و حتی دوستانم که شش سال قبل از خانه شاکی سرقت کرده بودند، شناسایی و دستگیر شدند.
حرف آخر؟
کاش توبهام را نمیشکستم.