رقابتهای دوچرخهسواری قهرمانی آسیا در دو بخش پیست و جاده در مالزی و تایلند برگزار شد که حاصل تلاش رکابزنان دو مدال طلا و نقره در بخش پیست بود. در بخش جاده، اما هیچ سهمی در مدالها نداشتیم. مسابقات قهرمانی آسیا در پنج سال اخیر بسیار متفاوت بوده و دلیل آن هم این است که تیمها معمولاً برنامهریزیهای مدون چهار ساله انجام میدهند و امسال سال چهارم برنامهریزی آنها بود. به عبارتی آنها در اوج آمادگی عملکرد چهار ساله خود قرار داشتند، چراکه باید امسال تکلیف سهمیه المپیک را مشخص کنند و از طرفی در بازیهای آسیایی نتیجه بگیرند. همه تیمهای حاضر چه در بخش جاده و چه در بخش پیست بعد از بازیهای آسیایی جاکارتا ۲۰۱۸ طبق برنامه مشخصی پیش رفتهاند. نمونه بارز آن هم تیم نیمهحرفهای ازبکستان بود که نشان دادند در بخش بانوان چه برنامهریزی دقیقی را در این چند سال داشتهاند. آنها همین الان در رده هفدهم جهان قرار دارند و فکر میکنم این جایگاه برای یک تیم آسیایی برای نخستین بار است که به دست میآید. این تیم تا همین الان با این رنکینگ دو سهمیه المپیک پاریس را برای خود قطعی کرده است. در بخش تایمتریل انفرادی باید گفت که این ماده بسیار تخصصی است و ورزشکارانش باید به صورت پیوسته در کل سال تمرین و مسابقه در این ماده داشته باشند. بیشتر تیمها تلاششان برای کسب مدال در این بخش بود و ما در این شرایط حرفی برای گفتن نداشتیم، چون کاری نکرده بودیم. ورزشکار جوان ما هرگز ۳۰ کیلومتر تایمتریل مسابقه نداده بود. معتقدم ورزشکاران ما پتانسیل موفقیتهای بزرگ را دارند، اما حمایت، سیستم و برنامهریزی بلندمدت ندارند، به همین دلیل هم در جلسات دروناردویی هم به ریاست فدراسیون و هم در خبرگزاریها اعلام کردم که هدایت یک تیم آماتور را به دست گرفتهام. وقتی دوچرخهسواری دنیا یک رشته حرفهای است، قطعاً کارشناسان آن نیز باید حرفهای باشند. منتقد باید سیستمی را که ساختار دارد نقد کند، نه سیستمی که از پایه خراب و ویران است. دوچرخهسواری حرفهای یک ورزش بلندمدت است، بدینگونه که تیمها معمولاً برای اهداف خود برنامههای چهار و هشت ساله طراحی میکنند. اینکه فکر کنیم یک تیم که یکسال رها شده و در ۴۰ روز به جای چهار سال میتواند معجزه کند و نتیجه خاصی بگیرد، دیوانگی محض است.