سجادی به سختی از مجلس رأی اعتماد گرفت. با این وجود به نظر میرسید به واسطه سالها حضور در ورزش، عملکرد قابل توجهی به عنوان وزیر در این حوزه داشته باشد. وزیر ورزش، اما انتظارات را برآورده نکرد، بهطوریکه بارها بابت عملکرد ضعیف و پرحرف و حدیثش روانه مجلس شد و در مرتبه آخر نیز کارت زرد گرفت! اما حتی اخطارهای نمایندگان مجلس نیز تغییری در روند مدیریت او در ورزش ایجاد نکرد، بهطوریکه حالا دیگر نه فقط مجلس که مردم و حتی ورزشکاران نیز از او شاکی و دلخور هستند، خصوصاً که واکنش سجادی با برخی مسائل بهگونهای است که گویا هیچ شناختی از ورزش ندارد! حال آنکه او جدا از سابقه مدیریتی، سالها به عنوان یکی از ورزشکاران مطرح دوومیدانی برای ایران به میدان رفته و نهتنها اشراف کاملی به مشکلات و کاستیها دارد که به خوبی از ریز و درشت مسائل ورزشکاران، مدیران، مربیان و ورزش آگاهی دارد. با این وجود در کمال ناباوری مدعی میشود که دوران سرپرستی در فدراسیونها دوران بدی نیست! حال آنکه او بهتر از هر شخص دیگری میداند که سرپرست فرصتی برای برنامهریزی بلندمدت ندارند و این تنها یک مورد از مضرات اداره فدراسیونهاست، بهخصوص در آستانه رقابتهای حائز اهمیت.
در واقع سرپرستها مدیرانی موقت هستند برای رتق و فتق امور تا برگزاری مجمع انتخاباتی، اما در ورزش ایران این مسئله کمترین اهمیتی ندارد، بهطوریکه گاهی برخی فدراسیونها یک تا چند سال با سرپرست اداره میشوند و این نشان از ضعف مدیریت کلان ورزش دارد. با این حال وزیر ورزش قبل از جام جهانی نیز با بیاهمیت خواندن این مسئله (اداره فدراسیونها با سرپرست) از دادن پاسخی قانعکننده طفره رفت و مدعی شد اداره برخی فدراسیونها با سرپرست هیچ مشکلی ندارد و گاهی پیش میآید. پاسخی که شنیدن آن از زبان وزیر ورزش، آنهم وزیری که خود نیز سابقه ورزشی دارد اصلاً قانعکننده و پذیرفتنی نیست، خصوصاً که سجادی معاونت تربیت بدنی را نیز در کارنامه دارد. اما به جای استفاده از تجربه سالها حضور در ورزش، ترجیحش نقل خاطرات و ادعاهای سؤالبرانگیز است.
این، اما نخستین بار نیست که صحبتهای وزیر، شناخت او از ورزش و حتی مدیریتش را زیر سؤال میبرد. واکنشها و تصمیمات وزیر ورزش همواره سؤالبرانگیز بوده، بهطوریکه گویی هیچگونه شناختی از ورزش، مشکلات و اولویتهای آن ندارد. این را میتوان از گلههای بیپایان ورزشکاران رشتههای مختلف که هر روز بر تعداد آنها افزوده میشود و بلاتکلیفی تیمهای ملی فوتبال از بزرگسالان گرفته تا امیدها دریافت.
سجادی که پیشتر پای خود را از داستان انتخاب سرمربی تیمهای ملی بیرون کشیده و تأکید کرده بود که وزارت ورزش در خصوص انتخاب سرمربی تیم ملی فوتبال نظر خاصی نمیدهد، بعد از گذشت هفتهها از پایان جام جهانی میگوید که اهمیت انتخاب هرچه زودتر سرمربی برای ما هم وجود دارد. با این وجود به جای آنکه فدراسیون را برای روشن شدن تکلیف نیمکت تیم ملی تحت فشار بگذارد به توضیح واضحات میپردازد و با اشاره به اینکه گزینههای داخلی سرمربیگری تیم ملی درگیر لیگ هستند و اگر قرار باشد از مربیانی که در لیگ برتر فعال هستند استفاده کنند باید رضایت باشگاهها جلب شود از پرداختن به اصل ماجرا خودداری میکند. حال آنکه تنها هشت ماه تا آغاز انتخابی جام ملتها زمان باقی مانده و نه فقط هنوز تکلیف نیمکت تیم ملی روشن نشده که هنوز آقایان هیچ موضعگیری صریحی نکردند که سرمربی آینده تیم ملی قرار است داخلی باشد یا خارجی! تعللی که بیشک به ضرر تیم ملی تمام خواهد شد، اما این مسئله گویا برای وزیر اهمیت چندانی ندارد که به جای پرداختن به آن به توضیح واضحات و یادآوری گذشتههای دور میپردازد، بهطوریکه نمیتوان به مجلس بابت احضارهای مکرر او خرده گرفت.