نیمکت تیم ملی در حالی همچنان بلاتکلیف یک انتخاب است که چندی پیش سخنگوی فدراسیون مدعی شد دو گزینه سرعت و دقت در اولویت انتخاب مربی در خصوص تیمهای ملی است. با این وجود فدراسیون هنوز به هیچ جمعبندی خاصی نرسیده است!
پچپچهای در گوشی در ساختمان فدراسیون نشان از اختلافنظر شدید بین اعضای هیئت رئیسه دارد، بهطوریکه آقایان هنوز در خصوص ایرانی یا خارجی بودن سرمربی تیم ملی به هیچ جمعبندی مثبتی نرسیدهاند. هرچند تاج همچنان روی کیروش نظر دارد، اما به نظر میرسد اخطار دوباره مجلس به وزیر باعث شده تاج هم حساب کار دستش بیاید، بهطوریکه حفظ جایگاه برایش اهمیت بیشتری دارد تا توافق با مرد پرتغالی که در حال دور زدن است و میخواهد در صورت عدم یافتن گزینهای مناسب به نشستن چندباره روی نیمکت تیم ملی فوتبال ایران بیندیشد. به همین دلیل ذهن تاج این روزها بیش از زمان دیگری معطوف انتخاب سرمربی تیم ملی شده است. گزینهای که در صورت خارجی بودن باید انتخابی قابل قبول باشد تا داستان ویلموتس را بار دیگر تکرار نکند.
به نظر بسیاری، مربی داخلی بهترین گزینه برای نیمکت تیم ملی است. اتفاقاً بسیاری از تیمهای ملی در سطح دنیا نیز از مربیان داخلی استفاده و نتیجه لازم را هم کسب کردهاند. ضمن اینکه با توجه به شرایط نامناسب اقتصادی کشور، انتخاب مربی داخلی میتواند تا حد زیادی نیز در هزینهها صرفهجویی کند. علاوه بر آن بسیاری با اشاره به نتایج ضعیف مربیان خارجی تأکید دارند مربی داخلی بهتر از مربی خارجی نتیجه نگیرد بدتر از آن هم نخواهد گرفت. برخی نیز، چون قاسمپور بر این باورند که وقتی امکانات لازم را نداریم، چرا باید مربی خارجی جذب کنیم. با این وجود مسئله مهم کیفیت و توانمندی گزینهای است که باید سکان هدایت تیم ملی را در دست بگیرد، چراکه در صورت بیکیفیت بودن انتخاب دیگر هیچ تفاوتی بین ایرانی یا خارجی بودن آن نیست.
از سوی دیگر عدم سرمایهگذاری روی جامعه مربیان ایران باعث شده امروز انتخاب مربی تراز اول از بین گزینههای ایرانی برای نشستن روی نیمکت تیم ملی سختترین کار ممکن باشد. اگرچه همواره دو، سه مربی نامشان در این میان مطرح میشود، اما نگاهی به نتیجهگیری آنها طی یکی، دو سال اخیر در لیگ باشگاهی ایران نشان میدهد که هیچ یک نمیتوانند گزینههای قابل اتکا و مورد اعتمادی باشند.
جواد نکونام یکی از همان گزینههایی است که اتفاقاً طی چند ماه گذشته و قبل از حضور ایران در جام جهانی قطر بحث نشستنش کنار دستکیروش در تیم ملی نیز مطرح شد که به دلیل عدم موافقت باشگاه فولاد منتفی شد. مربی که این فصل نتوانسته نتایج قابل قبولی با فولاد بگیرد و عملکرد تیمش چنگی به دل نمیزند، آنهم در شرایطی که فولاد از معدود تیمهای لیگ برتری است که به لحاظ مالی مشکلات چندانی ندارد و میتواند خواستههای سرمربی را تا حد زیادی فراهم کند. امیر قلعهنویی دیگر مربی ایرانی است که همواره یکی از گزینههای نشستن روی نیمکت تیم ملی بوده و البته تجربه آن را هم دارد. مربی پرافتخار لیگ که طی چند سال اخیر عملکرد قابل توجهی نداشته است، آنهم در گلگهر که هزینههای هنگفتی برای کسب قهرمانی کرده، اما عملکردش رضایت مدیران باشگاه را جلب نکرده است. البته گلمحمدی هم میتواند یکی از گزینهها باشد. مربی جوانی که تیمش صدر جدول را در اختیار دارد، اما منصفانه اگر نگاه کنیم سرخپوشان با وجود صدرنشینی زیبا بازی نمیکنند و یحیی بعد از سالها حضور روی نیمکت پرسپولیس هنوز موفق به حل مشکلات خط حمله این تیم نشده است.
سردرگمی در انتخاب سرمربی داخلی و نرسیدن به یک گزینه مطمئن بیشک به دلیل بیتوجهی فدراسیون به آموزش مربیان داخلی است و بس. اینکه مربیان داخلی نه دانش بهروزی دارند و نه آنطور که باید با سطح روز فوتبال دنیا آشنا هستند، مقصر صفر تا صد آن فدراسیونی است که تصور میکند برگزاری کلاسهای A پرفشنال نهایت کاری است که باید برای ارتقای سطح مربیان داخلی انجام دهد! اما انتخاب مربی خارجی هم کارساز نیست اگر گزینههای مدنظر آقایان نفراتی، چون ویلموتس بلژیکی باشند که سود انتخاب آنها تنها به جیب دلالها میرود!
انتخاب دقیق، یعنی بررسی همهجانبه مربیان تراز اول، نه دست گذاشتن روی گزینههای خانهنشینی که تفاوت چندانی با مربیان درجه چندم داخلی ندارند و حتی در حد لیگ دسته ۲ ایران هم نیستند، اما تنها دقتنظر فدراسیون تاکنون در این خصوص در زمینه فریب افکار عمومی بوده است، چراکه درست زمانیکه تاج در تقلای جلب نظر دوباره کیروش برای نشستن روی نیمکت ایران بود، ارکان فدراسیون نموداری دیگر را برای مردم ترسیم میکردند که دقت و سرعت در رأس آن بود، درست برعکس راهی که در تاج و دوستانش در پیش گرفته بودند.
گزینه خارجی بیشک میتواند باعث رشد فوتبال ایران شود. این در فوتبال دنیا مرسوم است و اتفاقی کاملاً طبیعی. با این وجود استفاده از مربی خارجی زمانی میتواند مثمرثمر باشد که آقایان دست روی گزینهای نگذارند که در قوطی هیچ عطاری نیست؛ گزینهای، چون ویلموتس یا گزینه امتحان پسدادهای، چون کیروش که اگرچه به تیم ملی دیسیپلین میدهد، اما ثابت کرده مربی نیست که در کوتاهمدت جواب بدهد. ضمن اینکه کیروش اعتقاد عجیبی به ستارهها دارد و جسارت جوانگرایی را ندارد، درست برخلاف برانکو که همواره یکی از گزینههای خارجی است، مربی که انعطاف زیادی در خصوص مسائل مالی دارد. علاوه بر آن ضمن شناخت کافی از فوتبال ایران، جسارت زیادی در بها دادن به بازیکنان جوان را دارد و شاید کمحاشیهترین گزینه هم برای نیمکت تیم ملی باشد.
مسئله، اما امروز علاوه بر انتخاب اصلح، زمانی است که از دست میرود. انتخاب درست زمانی نتیجه میدهد که سرمربی فرصت کافی برای آمادهسازی تیمش داشته باشد. درحالیکه تعلل فدراسیون همواره زمان زیادی را هدر میدهد و این باعث میشود تیم ملی در رویدادهای پیشرو به دلیل از دست دادن فیفادیها، نداشتن بازیهای دوستانه و عدم زمان کافی نتواند به نتیجهای که باید دست یابد، آنهم در شرایطی که آقایان مدعی سرعت و دقت هستند، همان کاری که در فدراسیون کوچکترین معنایی ندارد!