بیستمین فصل از رقابتهای لیگ برتر فوتبال ایران نیز به پایان رسید؛ فصلی خالی از تماشاگر با ورزشگاههایی که امسال نیز درهای آن به دلیل شیوع کرونا به روی هواداران فوتبال بسته بود. حتی کرونا و سکوهای خالی نیز مانعی برای برچیده شدن بساط حاشیههای جنجالی آن نبود و داستانهای تلخ و شیرین بسیاری با خود به همراه داشت. بیستمین فصل از رقابتهای لیگ برتر فوتبال ایران نیز به پایان رسید؛ فصلی خالی از تماشاگر با ورزشگاههایی که امسال نیز درهای آن به دلیل شیوع کرونا به روی هواداران فوتبال بسته بود. حتی کرونا و سکوهای خالی نیز مانعی برای برچیده شدن بساط حاشیههای جنجالی آن نبود و داستانهای تلخ و شیرین بسیاری با خود به همراه داشت.
جامی دیگر برای پرسپولیس
نوار موفقیتهای پرسپولیس در لیگ بیستم هم پاره نشد و سرخپوشان پایتخت با بالا بردن جام قهرمانی این فصل، پنجمین قهرمانی پیاپی خود را که بیشک شاهکاری تکرار نشدنی است، جشن گرفتند. پرسپولیس بدونشک یکی از مدعیان اصلی قهرمانی در این فصل بود؛ تیمی که در طول فصل تنها یک مرتبه تن به شکست داد و با وجود تمام ایرادهایی که به خط حمله آن گرفته میشد، بیشترین برد را به همراه سپاهان (۱۹ برد) در این فصل داشت و با ۴۷ گل زده بعد از زردپوشان اصفهانی بهترین خط حمله را داشت و همچنین بهترین خط دفاع را با ۱۴ گل خورده. در واقع میتوان گفت پرسپولیس با ۱۱ هفته صدرنشینی که هم قهرمانی نیمفصل را از آن خود کرد و هم قهرمانی پایان فصل را، یکی از بهترین تیمهای این فصل از رقابتهای لیگ برتر بود و مستحق کسب پنجمین جام که رکوردی بینظیر برای شاگردان یحیی گلمحمدی است. مربی که اگرچه گاهی مشکلاتش با مدیریت باشگاه را رسانهای میکرد، اما با مدیریت حاشیهها و جنجالها، تیمش را در مسیر قهرمانی نگه داشت و ثمره آن را هم که جام لیگ بیستم بود، دید.
از تجربه اولیها تا جوانان آیندهدار
یکی از اتفاقات جالب این فصل حضور پرتعداد مربی اولیها بود و حضور شش مربی زیر ۴۰ سال. مربیانی، چون وحید بیاتلو در ماشینسازی، رحمان رضایی در ذوبآهن، شجاعی در تراکتور، رحمتی در پدیده و نویدکیا در سپاهان که در این بین اگرچه ماشینسازی، تراکتور و ذوبآهن با تجربه اولیهای خود کنار نیامده و عذر آنها را خواستند، اما رحمتی و نویدکیا با نمایشی قابل قبول نشان دادند که بهرغم نداشتن مدرک مربیگری میتوانند مربیان قابل اتکایی در فوتبال ایران باشند. رحمتی با وجود مشکلات مالی و پر تعداد پدیده توانست با نتایجی قابل قبول با حضور در میانههای جدول و رده نهم لیگ را به پایان برساند و نویدکیا نیز با نمایشی درخشان تا دقایق آخر پرسپولیس را برای قهرمانی تعقیب کرد و دست آخر به نائبقهرمانی در لیگ رضایت داد؛ عنوانی که برای مربی تازهکاری، چون نویدکیا شاهکاری قابل قبول و ستایش است و برای فوتبال ایران نوید آیندهای روشن برای این مربی جوان. البته لیگ امسال علاوه بر مربیاولیها مربیان جوان و موفق دیگری را هم در خود جای داده بود که مجیدی در استقلال، تارتار در پیکان، نکونام در فولاد از جمله آنها بودند که هر سه نیز نتایج قابل قبولی گرفتند. خصوصاً مجیدی که استقلال را با مشکلات بسیار صاحب خانه سوم جدول و سهمیه لیگ قهرمانان کرد. هرچند که نبرد این تیم در جام حذفی همچنان ادامه دارد.
پیشی گرفتن از کشورهای عربی
یکی از اتفاقات تأسفبار لیگ بیستم، اما بیشک تغییرات پر تعداد در رأس کادر فنی تیمهای لیگ برتری بود. به طوری که تا پایان هفته هجدهم رقابتهای لیگ برتر ۲۸ مربی روی نیمکت تیمهای لیگ برتری جا به جا شدند که در این بین پنج تیم ماشینسازی، نساجی، تراکتور، ذوب آهن و آلومینیوم اراک میانگین هر شش هفته یک مربی را ثبت کردند. اما این پایان جابهجاییهای فنی در لیگ بیستم نبود و استقلال، سایپا و نفت مسجد سلیمان هم در ادامه تغییراتی را در رأس کادر فنی خود ایجاد کردند برای عقب نماندن از این قافله. با این وجود، اما تراکتورسازان در این بین رکورددار بودند. تیمی که با منصوریان آغاز کرد، با مسعود شجاعی و خطیبی ادامه داد و دست آخر هم سراغ فیروز کریمی رفت و در واقع از ۱۶ تیم حاضر در لیگ تنها نیمکت پنج تیم دستخوش تغییرات فنی نشد. این درحالی است که فوتبال ایران همواره مدیریت کشورهای عربی را بابت تصمیمگیری سریع برای تغییر سرمربی مورد شماتت و مضحکه قرار میداد. حال، اما خود از کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس پیشی گرفته است!
بیکفایتیهایی به قیمت سقوط
تلخترین اتفاق، اما سقوط تیم ریشهدار سایپا به لیگ دسته یک بود. بدونشک دو تیم باید در پایان فصل بساط خود را برای خداحافظی با سطح اول فوتبال کشور جمع میکردند، اما بیکفایتی مدیریتی بدون شک در انتخاب تیم سقوطکننده نقش مؤثری داشت. تکلیف ماشینسازی خیلی زود روشن شد. تیم با سابقه تبریزی نتوانست نتایج خود را مدیریت کند و دست آخر نیز باوجود ایجاد تغییرات اساسی در کادر فنی با لیگ برتر وداع کرد. مسیری که ذوب آهن نیز در پیش گرفته بود. تیم باسابقهای که بارها و بارها عنوان نائبقهرمانی لیگ برتر را از آن خود کرده بود و سابقه حضور در لیگ قهرمانان را هم داشت، اما حتی ریشهدار بودن آن نیز باعث نشد تا نگاه مدیریتی به نماینده سبزپوش اصفهان به گونهای باشد که این تیم هفتهها در جمع فانوس به دستان به سر نبرد. البته که نساجی مازندران و نفت مسجد سلیمان نیز در این شیب تند قرار گرفته بودند، اما دست آخر این تیم با سابقه سایپا که تجربه قهرمانی در لیگ برتر را هم دارد به دلیل تفاضل گل کمتر نسبت به ذوبیهای اصفهانی بود که راهی لیگ یک شد! سرنوشتی که میتوانست یقه ذوبآهن را نیز بگیرد. سرنوشتی که پیش از رقم خوردن نتایج در زمین بازی نحوه مدیریت آقایان بود آن را رقم زد. مدیریتی که مرتبه بعد میتواند تیمهایی، چون ذوب آهن، نفت مسجد سلیمان یا حتی نساجی مازندران را در راهی بدرقه کند که این فصل سایپا را روانه کرد!
قضاوتهای پر سر و صدا
در لابهلای حاشیههای جنجالی این فصل نحوه قضاوت داوران نیز سهم پررنگی داشت. با توجه به عدم نظارت در انتخاب داوران و گزینش آنها لیگ بیستم شاهد اشتباهات فاحشی بود که بارها و بارها جنجالآفرین شد. داوریهای پراشتباهی که بحث تبانی و شرطبندی در فوتبال ایران را بار دیگر بر سر زبانها انداخت. خصوصاً که اتفاقات رقم خورده در یک بازی صدای یکی از مربیان لیگ را نیز درآورد. داستانی که اگرچه به درازا نکشید، اما نشان داد شایعات مطرح شده پر بیراه نیست. با این وجود، اما بدون شک قضاوتهای پر حرف و حدیث داوران نیز به این مسئله دامن زد. به طوری که بارها و بارها صدای اعتراض مربیان درآمد، اما نه اعتراضها راه به جایی برد و نه تصمیمات عجیب و غریب داوران که از جمله آن گرفتن پنج پنالتی تنها در یک بازی بود و باعث شد کمیته داوران دقت بیشتری به چیدمانهای داوری داشته باشد. به طوری که فدراسیون فوتبال برای پایان دادن به این داستانها بحث استفاده از VAR را به میان کشید.