
با وجود آنکه حزب دموکرات مسیحی خانم آنگلا مرکل در انتخابات اخیر پارلمان فدرال آلمان توانست با کسب 5/33 درصد آرا، در صدر دیگر احزاب قرار بگیرد و او بار دیگر موفق شد به مقام صدر اعظمی آلمان نائل شود، اما این نتیجه به معنای موفقیت کامل وی و حزبش نبود. در واقع این انتخابات نشانگر زوایای مختلفی از تحولات سالهای گذشته جامعه آلمان بود که یکی از آنها کاهش پنج در صدی کل آرا نسبت به انتخابات 2005 بود که از عدم رغبت بخشی هر چند کوچک از مردم آلمان به سیاستمداران آن کشور حکایت می کرد. تنزل پنج درصدی آرا تنها پیامد این انتخابات نبود، بلکه خانم مرکل شاهد ریزش حدود سه درصد آرای حزبش نسبت به انتخابات چهار سال پیش بود و طرف مقابل وی، سوسیال دموکراتها، با 4/23 درصد آرا به بدترین نتیجه انتخاباتی از زمان جنگ جهانی تا کنون رسید.
بر خلاف این دو حزب بزرگ آلمان، تحلیلگران برنده انتخابات 27 سپتامبر آلمان را احزاب کوچک دانستهاند که در نتیجه آن احزاب لیبرال دموکرات، حزب سبز و چپ آلمان نسبت به انتخابات گذشته به ترتیب افزایش 8/4، 6/2 و 1/3 درصدی آرا را داشتند. در این میان، دو حزب لیبرال دموکرات و چپ افزایش رأی قابل توجهی به دست آوردند و برای نخستینبار توانستند به میزان بیش از 10 درصد آرا دست یابند، به صورتی که لیبرال دموکراتها به میزان چشمگیر 5/14 درصد و چپها به حدود 11 درصد آرا دست یافتند. این اعداد و ارقام قبل از هر چیز باعث خشنودی خانم مرکل شد چرا که خیال او بابت طرف ائتلافیاش در دولت آینده را راحت می کرد. او طی مبارزات انتخاباتی خود ائتلافی را با لیبرال دموکراتها تشکیل داده بود و امیدوار بود که با موفقیت در انتخابات بتواند به ائتلاف مورد نظر خود با آنان در دولت آینده نائل شود. او تا اینجای کار موفق بوده و به همین جهت، بعد از انتخابات تا کنون رایزنیها بین احزاب دموکرات مسیحی و لیبرال دموکراتها برای تشکیل کابینه جدید آلمان شروع شده است. با وجود آنکه خانم مرکل در این مذاکرات به دنبال خواسته خویش مبنی بر دولت ائتلافی با لیبرال دموکراتهاست اما به نظر می رسد که باید از دو سو با مشکلات فراروی کابینه جدیدش دست و پنجه نرم کند.
اولین مشکلات فراروی کابینه جدید وی از سوی متحدان جدیدش به وجود خواهد آمد. لیبرال دموکراتها با وجود همخوانی مبنایی با او و حزب متبوعش، در پارهای از مسائل مهم اختلاف نظرهای اساسی با وی دارند که می تواند دردسرهایی را برای کابینه ائتلافیاش به وجود بیاورد. نخستین مشکل او در سیستم مالیاتی است که با توجه به بحران مالی فزاینده طی سال گذشته و مشکلات مالی که دولت آلمان به واسطه آن دچار شده، خانم مرکل قصد دارد با افزایش مالیاتها بخشی از بدهیهای دولت را جبران کند. لیبرال دموکراتها نه تنها در مبارزه انتخاباتی خود به شدت با افزایش مالیاتها مخالفت کردهاند، بلکه خواستار کاهش مالیاتها و تصویب قوانینی سهلتر در سیستم مالیاتی آلمان شدهاند؛ امری که با سیاستهای مالی خانم مرکل تعارض جدی دارد. موضوع ساختار سیستم بهداشت آلمان یکی دیگر از مشکلات خانم مرکل در دولت ائتلافیاش خواهد بود، زیرا لیبرال دموکراتها به شدت با سیستم صندوق بهداشتی که وی در چند سال اخیر به وجود آورده مخالفند و خواستار برچیده شدن فوری آن شدهاند. هرچند حزب خانم مرکل در این زمینه حاضر به تعدیل مواضع خود شده اما به نظر نمیرسد حاضر باشد این سیستم را که با زحمت زیاد به وجود آورده به کلی از جامعه آلمان حذف کند. مشکل دیگر خانم مرکل در دولت ائتلافیاش بر سر نقش ارتش آلمان در امور داخلی و مسأله به کارگیری نیروی انسانی در آن است. لیبرال دموکراتها به شدت مخالف با هرگونه مداخله ارتش در امور داخلی آلمان حتی در مبارزه با تروریسم هستند، اما کابینه فعلی خانم مرکل در حال تنظیم قوانینی است تا چنین اجازهای را به ارتش بدهد. از سوی دیگر، لیبرال دموکراتها در مورد تأمین نیروی انسانی ارتش از به کارگیری نیروی انسانی در ارتش به طریق استخدام طرفداری میکنند، حال آنکه احزاب دموکرات مسیحی و سوسیال دموکرات طرفدار سیستم سربازگیری در ارتش هستند. موضوع حق کار و تضمینهای شغلی یکی دیگر از مشکلات فراروی دولت ائتلافی خانم مرکل خواهد بود. اکثر احزاب آلمان با تعیین حداقل دستمزد مخالفتهایی داشتهاند، اما لیبرال دموکراتها به شدت با چنین امری مخالفت کردهاند. در این میان، حزب خانم مرکل موافق تعیین حداقل دستمزد برای کارگران کم درآمد است تا به این وسیله تضمین شغلی برای آنان فراهم شود. این موارد از جمله مسائل و مشکلاتی هستند که خانم مرکل و حزب متبوعش را در برابر متحد آیندهاش قرار می دهد و با وجود هماهنگی اساسی در منش دو حزب دموکرات مسیحی و لیبرال دموکرات به نظر میرسد اختلافنظرها در این موارد مشکلات مهمی را در پیش آنگلا مرکل ایجاد کند تا آنجا که به نقل از دویچه وله آلمان، «اگر حزب او برخلاف وعدههای انتخاباتی ناچار شود مالیاتها را افزایش دهد، روزهای خوش این حزب پایان خواهد یافت.»
حزب سوسیال دموکرات به دلیل شکست سنگین خود قصد دارد تا پس از 11 سال، به نقش خود در دولت خاتمه دهد و به همراهی احزاب سبز و چپ در مجلس فدرال نیروی اپوزیسیون قدرتمندی را تشکیل دهد. فرانتس مونتفرینگ، رهبر حزب سوسیال دموکرات، پس از انتخابات با قبول شکست اعلام کرد «مقامهای حزب خود را برای دور آتی انتخابات در چهارسال آینده آماده کرده و تلاش میکنند فراکسیونی قوی در پارلمان تشکیل دهند.» تحقق چنین امری به معنای مناقشه سنگین کابینه آینده خانم مرکل با مجلس فدرال خواهد بود. باید توجه داشت که ائتلاف حزب وی با سوسیال دموکراتها در چهار سال گذشته که به نام ائتلاف بزرگ خوانده میشد، موجب شده بود تا نیروی قدرتمند مخالفی در مجلس فدرال در برابر دولت شکل نگیرد و خانم مرکل دورانی آسوده را در برابر مجلس بگذراند. هر چند موافقان ائتلاف بزرگ معتقد بودند این ائتلاف به کارایی کابینه در چهار سال گذشته کمکهای بسیاری کرده، اما مخالفان بر تضعیف نقش انتقادی مجلس دست گذاشتهاند که اینک با ورود سوسیال دموکراتها در جرگه اپوزیسیون این نقش به شدت تقویت خواهد شد. در حال حاضر زمینههای متعددی وجود دارد که سوسیال دموکراتها در آنها اختلافنظر جدی با حزب دموکرات مسیحی و خانم مرکل دارند و همین امر کار را بر کابینه آینده وی مشکل خواهد کرد. یکی از این موارد قانون برچیدن رآکتورهای اتمی آلمان تا سال 2013 است که اپوزیسیون آینده در مجلس سخت خواهان اجرای آن هستند، اما خانم مرکل قصد تغییر قانون مذکور و تداوم فعالیت رآکتورها بعد از این تاریخ را دارد. با توجه به اپوزیسیون قدرتمند در مجلس فدرال و حضور لیبرال دموکراتها در کابینه آینده، به نظر میرسد که خانم مرکل پس از دوره چهار ساله موفق در مقام صدر اعظم آلمان، اکنون باید خود را برای چهار سال پر فراز و نشیب و مشکلات پیش رو آماده کند.