
الهام طباطبایی
حتی یک دنیا گوش هم نمیتواند معنای یک آخ گفتنی که ابروهای در هم یک ناشنوا را بیهیچ صدایی فریاد میکند شنوا باشد، دیگر هیچ نگو که نخواهم شنید. چشمانم را تنگ میکنم تا بدانی از معنای کلام تو رنجیدهام، دستانم را ستون چانهام میکنم تا بدانی تمام وجود تو را گوش میکنم.
کمی تأمل کن که اندک نیستند افراد ناشنوایی که از بین 365 روز خدا تنها یک روز هست که با نام آنها جهانی شده و نگاه مسؤولان و دردمندان، چهره غریب و آشنای آنها را میان جمعیت خاموش میکاود.
آیا همین یک روز و یک هفته کافی است تا به گوش مردم و مسؤولان برسد که معلولان چه مشکلاتی دارند و...
هشتم مهرماه هر سال برابر با سیام سپتامبر، روز جهانی ناشنوایان نامگذاری شده است؛ هدف از این نامگذاری ارتقای فرهنگ ارتباط با ناشنوایان، دانستههایی از زبان اشاره و آگاهی مسؤولان و همچنین عموم مردم از مشکلاتی است که این قشر با آن روبهرو هستند.
سعید ملایری، شنواییشناس، ازدواجهای فامیلی را یکی از معضلات فرهنگی و عوامل کمشنوایی و ناشنوایی اعلام میکند و با یادآوری اینکه 25 درصد از عوامل کم شنواییها در دنیا ناشی از عوامل ژنتیکی است، میگوید: براساس تحقیقات صورت گرفته در کشور بیش از 70 درصد از علتهای کم شنوایی افراد در ایران مربوط به ازدواجهای فامیلی میشود.
وی توضیح میدهد: 60 تا 70 درصد از علتهای ناشنوایی و کم شنوایی در سطح تهران ناشی از ازدواجهای فامیلی است، در حالی که این معضل فرهنگی در برخی استانها، همچون استانهای جنوبی، مازندران و مناطق روستایی بیشتر است که در این رابطه نیازمند اطلاعرسانی هستیم.
ملایری در رابطه با شناسایی ژن ناشنوایی، ادامه میدهد: برای درمان کمشنوایی باید ژن ناشنوایی مشخص شود که البته تعدادی از این ژنها شناسایی شدهاند ولی برای درمان راه طولانیتر را در پیش داریم و با مهندسی ژنتیک میتوان به درمان ناشنوایی کمک کرد که در حال حاضر در کشور در مرحله کارآزمایی بالینی این امر قرار داریم.
وی با بیان اینکه ناشنوایی یکی از معلولیتهای پنهان است خاطر نشان میکند: پیشبینی میشود تا سال 2020 درمانهای مبتنی بر سلولهای بنیادی در این زمینه نتیجهبخش باشد.
براساس برآوردهای جهانی، در حال حاضر حدود 450 هزار ناشنوا و کمشنوا در کشور زندگی میکنند که تاکنون حدود 121 هزار نفر آنها شناسایی شدهاند و از این تعداد نیز تنها 93 هزار نفر تحت پوشش سازمان بهزیستی به عنوان متولی امور ناشنوایان و مابقی پشت نوبت دریافت خدمات این سازمان قرار دارند.
همچنین دو تا چهار در هزار کودک متولد شده در کشور، دچار ناشنوایی و کمشنوایی میشوند که 50 درصد علل ناشنوایی ناشناخته، 25 درصد ژنتیکی و 25 درصد ناشی از سایر عوامل است.
رضا غلامی، سرپرست توانبخشی معلولان جسمی- حرکتی و حسی سازمان بهزیستی کشور، درباره کمک دولت و پرداخت بخشی از هزینههای کاشت حلزون شنوایی به افراد کاندید و معرفی شده به سازمان بهزیستی کشور، میگوید: هزینه کاشت حلزون شنوایی و گذراندن دورههای تربیت شنیداری در بیمارستانها 26 میلیون تومان است که براساس تفاهمنامه امضا شده، 20 میلیون تومان از این هزینهها را هیأت امنای ارزی و سه تا چهار میلیون تومان را نیز سازمان بهزیستی به کاندیداهای معرفی شده میپردازد و بقیه این مبلغ را نیز باید خودشان هزینه کنند.
به گفته غلامی طی سالهای 86 و 87، حدود 900 نفر از کمکهزینههای کاشت حلزون بهرهمند شدهاند. وی تأمین هزینههای تحصیلی و پرداخت شهریه دانشجویان ناشنوا را از دیگر خدمات قابل ارائه سازمان بهزیستی به این قشر میخواند و میگوید:« در راستای اجرای ماده هشت قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، از حدود 12 هزار و 700 دانشجوی تحت پوشش، حدود 500 نفر ناشنوا هستند.»
سازمان بهزیستی شهریه این دانشجویان را از مقطع کاردانی با رقمی بالغ بر 300 هزار تومان تا دو میلیون و 500 هزار تومان در مقطع دکترا میپردازد و همچنین در راستای تشویق محصلان رقمی بالغ بر 500 هزار تومان هم به دانشجویانی که در دانشگاههای دولتی پذیرفته شوند، پرداخت میکند.
سرپرست توانبخشی معلولان جسمی- حرکتی و حسی سازمان بهزیستی، ضمن اشاره به مشکلات ناشنوایان در اجتماع و نیازمندی آنها به وجود رابط ناشنوا، توضیح میدهد: چنانچه در سه ماهه اول تولد نوزاد، مشکلات شنوایی آن تشخیص و قبل از شش ماهگی وسایل توانبخشی در اختیارش قرار گیرد، میتواند در سنین مدرسه همچون افراد عادی فعالیت کرده و وارد مدرسه معمولی شود.
غلامی در پایان گفتههای خود، ایجاد فرصتهای شغلی و اجتماعی برابر، مناسبسازی محیط برای ناشنوایان، ایجاد فرصتهای تحصیلی، تقویت مراکز و استفاده از پتانسیل ناشنوایان برای توانمندسازی آنها و... را از سیاستها و برنامههای پیش روی سازمان بهزیستی در حمایت از ناشنوایان و کمشنوایان اعلام میکند.
شاید دور از انصاف باشد که در این روز خاص یادی از جبار باغچهبان، پدر ناشنوایان ایران نکنیم که الفبای دستی گویا را برای کودکانی ابلاغ کرد که هیچ نشانی از دنیای گفتاری و شنیداری نداشتند. نوع صداها و اشکال متنوع حروف، اساس این ابداع باغچهبان بود که هنوز هم پس از سالها رنگ از رخساره پرافتخار خود نشسته است.
به دستهای من نگاه کن! به این کلام اشاره و نشانه. چه میفهمی از این لبخوانی پررمز؟ چه میشنوی از این سکوت پرهیاهو؟ مرا چگونه میبینی؟ موجودی که برای همکلام شدن با تو چیزی کم دارد؟ کسی که چون هوا مزه حرفهایش را نچشیده، به دنیا چیزی مدیون است یا اینکه دنیا به او؟ کسی که چون حرفی نمیزند گفتن و نگفتنش با هم فرقی ندارد؟ نگاه و اشاره و سکوت چه؟ من از تو چیزی کم ندارم؛ شاید فقط کلمات ما با هم متفاوت باشند یا شاید لهجههایمان. به هر حال من که احساس کاستی ندارم، تو چه؟