سرویس جامعه جوان آنلاین: به گزارش خبرنگار ما، اواخر اسفندسال قبل بود که مأموران پلیس پایتخت در جریان سرقت خودروی وانتی قرار گرفتند که سارق صاحب خودرو را با نوشابه مسموم بیهوش کرده بود. مردی که روی یکی از تختهای بیمارستان در جنوب تهران خوابیده بود، گفت: من ساکن شهرستان قزوین هستم و با خودروی وانتم کار میکنم. چند روز قبل پسر جوانی به سراغم آمد و خودروی مرا برای بردن محموله چرخ خیاطی از تهران به قزوین کرایه کرد. دیروز با او از قزوین راهی تهران شدیم. وقتی به ترمینال جنوب آمدیم تا محموله چرخ خیاطی را تحویل بگیریم او برای من ناهار خرید. دو نفری داخل خودروی من ناهار خوردیم که دقایقی بعد حالم خراب شد و در حالی که نیمه بیهوش بودم مرا از داخل خودروام پایین انداخت و خودروی مرا سرقت کرد. پس از این رهگذران مرا به بیمارستان منتقل کردند که الان پس از ۲۴ساعت به هوش آمدم و فهمیدم او مرا با نوشابه مسموم بیهوش و خودرو، تلفن همراه و تمامی پول و مدارکم را سرقت کرده است. با طرح این شکایت پرونده به دستور قاضی مدرس دادیار، دادسرای ناحیه۳۴ برای بررسی در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. در حالی که مأموران تحقیقات خود را برای سارق آغاز کرده بودند، دریافتند سارق با اعضای خانواده شاکی تماس گرفته و مدعی شده سرهنگ نیروی انتظامی است و مدارک خودروی آنها را پیدا کرده است و برای تحویل آن باید مژدگانی بدهند.
در حالی که ارتباط پیامکی سارق و خانواده شاکی ادامه داشت مأموران موفق شدند وی را که پسر ۲۸سالهای به نام کامبیز است در کرج بازداشت کنند. وی در بازجوییها گفت: من اهل کرج هستم. مدتی بود که با مشکل مالی روبهرو شدهبودم. از طرفی هم به شب عید نزدیک میشدیم و خیلی دوست داشتم خودرویی داشته باشم تا با آن عید به تفریح بروم و بعد هم با آن کار و کسب درآمد کنم. به همین علت تصمیم گرفتم خودرویی سرقت کنم. از آنجایی که احتمال میدادم در کرج شناسایی شوم برای سرقت به قزوین رفتم. چند روزی پشت سر هم به قزوین رفتم تا اینکه راننده وانتی را به عنوان طعمه انتخاب کردم و خودرواش را به بهانه آوردن چرخ خیاطی از تهران به قزوین کرایه کردم. روز حادثه به تهران آمدیم و به او گفتم که چرخ خیاطی در ترمینال جنوب است. آنجا برای او ناهار خریدم و داخل نوشابه راننده را با تعداد زیادی قرص که از دستفروشهای ترمینال خریده بودم مخلوط کردم و به او دادم. وقتی بیهوش شد خودرواش را سرقت کردم و ابتدا در تعطیلات عید به تفریح رفتم و بعد از تعطیلات هم شروع به کار کردم تا اینکه تصمیم گرفتم از خانوادهاش به بهانه تحویل دادن مدارکشان اخاذی کنم. من خود را سرهنگ نیروی انتظامی معرفی کردم، اما دستم رو شد و دستگیر شدم. تحقیقات از متهم ادامه دارد.