
یکی از دلایل اصلی اوجگیری نهضت انقلابی مردم ایران که به پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 انجامید، سلطه بیگانگان بر این کشور و احساس حقارتی بود که آحاد مردم و به ویژه نخبگان از تسلط امریکاییها بر ایران داشتند، به گونهای که عملاَ در بسیاری از عرصهها، اداره کشور به جای اینکه در اختیار شاه و هیئت حاکمه او باشد، در اختیار سفارت امریکا و مستشاران نظامی و غیرنظامی امریکایی بود.
با وجود اینکه انگلیسیها در سرکار آوردن محمدرضا خان بعد از عزل پدرش نقش اساسی داشتند، اما این سلطه به مرور و متأثر از نتایج جنگ جهانی دوم و فرسودگی و ضعف انگلیسیها به امریکاییها منتقل و با کودتای 28 مرداد دائمی شد. امریکاییها برای تثبیت حضور خود از یک سو با ایجاد ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) که نسخه ایرانی سازمان سیا و موساد بود، عملاَ به سرکوبی هرگونه مخالفت با رژیم شاه و سلطه خود بر این کشور پرداختند و از سوی دیگر با ایجاد بزرگترین سفارتخانه خود در تهران و اعزام هزاران مستشار نظامی و غیرنظامی عملاَ اداره ارکان اصلی این کشور را در اختیار گرفتند. به گونهای که تصمیمات سازمان مستشاری نظامی آنها در ستاد ارتش وقت بر تصمیمات و نظرات کارشناسی افسران ارتش ایران اولویت داشت.
مبتنی بر این بود که برای تسهیل حضور مستشاران خود مجدداً قانون کاپیتولاسیون را بر ایران تحمیل و عملاَ کشور را به عرصه تاخت و تاز خود تبدیل کردند. اهمیت تصویب این قانون برای محمدرضا پهلوی آنچنان بود که زمانی که در آبان 1343 حضرت امام خمینی متوجه تصویب این قانون در مجلس شورای ملی و مجلس سنا و ابلاغ آن توسط کابینه حسنعلی منصور شدند و اعلام کردند که قصد اعلام مخالفت با آن را دارند، اعلم وزیر دربار وقت از طرف شاه برای امام پیغام برد که محمدرضا اعتراض علیه خود را تحمل میکند اما اعتراض به امریکاییها را به هیچ وجه تحمل نخواهد کرد و به دلیل همین مخالفت امام در چهارم آبان 1343 با قانون کاپیتولاسیون بود که به دستگیری و تبعید ایشان به ترکیه و پس از آن به نجف انجامید.
پس از تبعید امام و تصویب و اجرای این قانون بود که سلطه امریکاییها روز به روز بر کشور بیشتر شد و عملاَ ایران به ژاندارم امریکا در منطقه تبدیل شد، ژاندارمی که وظیفهاش حفظ منافع امریکا و مقابله با هر حرکتی بود که در منطقه منافع امریکا را تهدید میکرد. خریدهای نظامی ایران در دهه 50 که پس از افزایش قیمت نفت و جنگ سال 1973 اعراب و اسرائیل اتفاق افتاد، برای تأمین تجهیزاتی بود که برای حفظ منافع امریکا، نظیر قرارداد خرید سیستمهای راداری آواکس و یا هواپیماهای نظامی کاربرد داشت. نکته مهم این بود که شاه در این جنگ به اعراب خیانت کرد و در حالی که آنها با بستن شیرهای نفت عملاَ در پی مقابله با امریکا و رژیم صهیونیستی بودند، شاه با دستور امریکا و با چند برابر کردن میزان صدور نفت عملاً استراتژی تحریم اعراب را شکست.
این سلطه در روند تحکیم خود به آنجا رسید که زمانی که متأثر از حرکت امام در 15 خرداد 1342 و پس از آن جایگاه مذهب روز به روز در این کشور تحکیم میشد، شاه با دستور امریکا و مزدوران داخلیاش و با هدف حذف نشانههای مذهب از تاریخ و زندگی مردم ایران در سال 1355 اقدام به تغییر مبدأ تاریخ کشور از هجرت پیامبر گرامی اسلام به تاریخ شاهنشاهی کرد که البته این اقدام خود به اوجگیری نهضت انقلابی مردم ایران انجامید.
هزینهکرد بخش اعظم درآمدهای نفتی کشور برای تأمین منافع منطقهای امریکا در شرایطی بود که وضعیت رفاهی و زندگی مردم به ویژه در نقاط محروم بسیار رقت انگیز بود، اما بهرغم آن این فقر و تنگدستی سبب نشد که شعار اصلی و محوری مردم ایران در آغاز انقلاب، مطالبه رفاه اقتصادی باشد، همانگونه که گروههای مارکسیستی سعی کرده بودند شعار «نان، مسکن، آزادی» را مردمی کنند، بلکه شعار اصلی مردم «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود و انتخاب شعار «استقلال» به عنوان شعاراصلی و لبیک مردم به آن نشاندهنده به پاخاستن مردم در برابر اوج سلطه بیگانگان بر این کشور بود.
در سالهای پس از انقلاب نیز اگرچه مردم ایران بالاترین هزینهها و حتی هشت سال جنگ را برای حفظ استقلال خود متحمل شدند، اما حفظ و تحکیم این استقلال و تبدیل ایران به مستقلترین کشور جهان نشاندهنده این است که این شعار هم به درستی انتخاب و هم در طول سالهای پس از انقلاب تحکیم و تثبیت شد، به گونهای که اگرچه دشمنان نظام اسلامی در مورد برخی از دستاوردهای انقلاب تردید ایجاد میکنند، اما هیچکس و حتی اصلیترین دشمنان نظام نیز در استقلال این کشور نمیتوانند تشکیک ایجاد کنند، استقلالی که در تمامی فرآیندها، از اداره بخشهای مختلف نظام، اتخاذ تصمیمات خرد و کلان، استقلال و آزادی در انتخاب مدیران و مسئولان تسری داشته و برعکس گذشته این قدرتها و کشورهای بزرگ جهان هستند که با تلاش برای ارتباط با ایران در پی کسب وجاهت برای خود هستند. درست یک سال پیش از این در 15 بهمن سال 1395، ترامپ رئیسجمهور امریکا در گفتوگو با CNN با تلاش برای برگرداندن بخشی از سلطه امریکا اعلام میکند که «ایران» اگر با «امریکا» باشد، امریکا نه تنها با موشکی، حتی با توان هستهای ایران نیز مشکلی ندارد. این با «ما بودن» مفهومی جز بازگشت سلطه گذشته نداشت.
آنچه این روزها در نوع و نحوه مواجهه قدرتهای سلطه با ایران در موضوعاتی نظیر قدرت و توان موشکی، توان هستهای و یا نفوذ منطقهای باز میگردد، هرکدام به این شاخصه استقلال و صلابت ایران اسلامی باز میگردد و این در حالی است که این قدرتها در طول 39 سال گذشته برای شکست هیمنه نظام اسلامی و بازگرداندن حداقلی از سلطه گذشته علاوه بر تحمیل جنگ نظامی در دهه اول و جنگهای نیابتی در سالهای اخیر، فلجکنندهترین تحریمها را علیه مردم ایران تحمیل کردهاند و این در حالی است که نظام اسلامی این توفیق را داشته است که طی این چهار دهه در سایه زعامت ولی فقیه، استقلال ایران را حفظ کرده و موقعیت و جایگاه ایران در عرصه جهانی را تحکیم و ارتقا دهد و یکی از دلایل گسترش تفکر انقلاب اسلامی و نفوذ و قدرت نرم انقلاب اسلامی در بین ملتهای منطقه و جهان به خاطر عدم پذیرش سلطه و مبارزه همیشگی با استکبار جهانی است.