حسين گل محمدي
در جايي جملهاي خواندم كه گفته بود: «حرفها سه دستهاند: گفتنيها، شنيدنيها و قورتدادنيها. دوتاي اول انسان را سبك ولي سومي انسان را سنگينتر ميكند.» همه ما در زندگي لحظاتي را داشتهايم كه حرفهايمان را ناگفته باقي گذاشتهايم. حرفهايي كه مثل يك فرياد در درونمان با سكوت مهر و موم شدند. حرفهايي كه يا به دليل مصلحت گفته نشدند يا گوشي براي شنيدنش وجود نداشته است كه به اجبار آنها را قورت دادهايم و اين سكوت باري شد بر دل و روح ما كه فقط فاصله گرفتن و تنها بودن را براي ما رقم زد. تا جايي كه ترجيح داديم فقط بشنويم و در جواب اين شنيدهها سكوت اختيار كنيم، شايد زندگي براي ما راحتتر باشد. آلبرت گرين هوبارد نويسنده و فيلسوف امريكايي ميگويد: «كسي كه سكوت شما را درك نكند، احتمالاً نميتواند گفتههاي شما را هم درك كند. »
سكوت كن، سخن بيجا نگو
اينكه اصل انسان با سخن گفتن است و اين سخن گفتن يكي از راههاي ارتباطي و تعامل با ديگران است در آن شكي نيست اما افرادي هستند كه با صحبت كردن بيجا و نسنجيده خود اصل اين قاعده را به هم ميزنند. حتماً شما هم با اين دست از افراد روبه رو شدهايد يا خودتان در اين موقعيت قرار گرفتهايد. در جايي كه نبايد حرفي بزنيد و بايد سكوت اختيار كنيد، به ناگاه سخني را گفتهايد كه فقط پشيماني و ندامت را برايتان رقم زده است. از قديم گفتهاند:« زبان در دهان پاسبان سر است.» اينكه در كجا و در چه موقعيتي بايد سخن گفت تا مشكلي براي ما و ديگران ايجاد نشود نكته بسيار مهمي است. سخن بيجا عواقب بسياري را به همراه دارد كه قطعاً هر يك از ما اگر مراقب اين زبان سركش خود نباشيم طعم تلخ اين عواقب را از سخن بيجايي كه ميگوييم، ميچشيم. چه روابط دو نفره يا دوستيها و روابط فاميلي كه فقط به دليل يك سخن بيجا تيره و تار شده است. چه حق مسلمي كه فقط به دليل سخن بيجا از فردي گرفته شده است و بسيار موارد ديگري كه فقط به دليل زبان سركش، نه تنها به ديگران كه به صاحب خود نیز آسيب فراوان وارد كرده است.
سخن گفتن يا سكوت كردن هر كدام اگر در جاي مناسب خود نباشد ميتواند آسيبرسان باشد. اميرالمؤمنين عليهالسلام در نهجالبلاغه در باب سخن و سكوت فرمودهاند:«لاَ خَيرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكمِ; كمَا أَنَّهُ لاَ خَيرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ؛ خاموش ماندن از گفتار حكمتآميز فايدهاى ندارد همان گونه كه سخن گفتن نابخردانه.» انسان، حكيمانه و عاقلانه سخن بگويد فضيلت است و ترك آن رذيلت و آنجا كه انسان جاهلانه و نابخردانه سخن بگويد رذيلت است و ترك آن فضيلت.
معمولاً افرادي كه بيهوده و بيجا سخن ميگويند اصولاً به حرفهايي كه ميزنند فكر نميكنند، به اين معني كه وقتي در يك جمع دوستانه يا آشنايان خود هستند فقط دوست دارند صحبت كنند، حال اين صحبت چه عواقبي را به همراه دارد و چه آثاري را از خود به جا ميگذارد اصلاً برايشان مهم نيست، زيرا اگر مهم بود حتماً به صحبتهاي خود فكر ميكردند بعد حرف ميزدند. اين افراد با اين اخلاق و رفتار خود، به مرور از جمع دوستان و آشنايان كنار گذاشته ميشوند و ديگران ترجيح ميدهند از آنها فاصله بگيرند. براي اين افراد تمرين سكوت را پيشنهاد ميدهيم.
سكوت خوب است ولي نه هميشه
سكوت ميتواند جواب بسياري از سخنها باشد. سكوت به ما اجازه فكر كردن قبل از سخن گفتن را ميدهد. سكوت با حرف نزدن بسيار تفاوت دارد، زيرا سكوت معنيدار است. سكوت نشانه شأن و شخصيت فرد است. فرد با تأمل و تفكر و به دليل مشخصي در برابر ديگران سكوت ميكند. از ارزشهاي سكوت بسيار شنيده و خواندهايم. شايد سكوت ارزشمند باشد ولي نه هميشه. گاهي خرد ميشويد زير بار حرفهاي ناگفته، غافل از اينكه به شما تهمت بيجنبگي ميزنند. در چنين مواقعي به جاي سكوت بايد حرف زد و حرفهايي كه در دل داريد را به زبان بياوريد تا هم طرف مقابل خود را از عقايد و نظرات خود آگاه كنيد و هم اين سكوت شما باعث ايجاد سوءتفاهم براي ديگران نشود چون از قديم گفتهاند:«سكوت علامت رضاست.» پس سكوت هميشه بهترين راهحل براي مقابله با ديگران نيست. شايد اكنون با خود ميگوييد بالاخره بايد چه كنيم، حرف بزنيم يا سكوت كنيم؟
يكي از مواقعي كه سكوت به جاي اثر مثبت تأثير منفي ميگذارد، در برقراري روابط با ديگران است. بسياري از افراد تصور ميكنند اگر در مقابل احساسات و نظر ديگران سكوت كنند ميتوانند ارتباط بهتري برقرار كنند و روابط موفقتري داشته باشند. در حالي كه اينگونه نيست. وقتي ما احساساتمان را براي خودمان نگه ميداريم شايد با اين كار موقتاً به حفظ روابطمان كمك كنيم اما در طولاني مدت اين امر موجب دور شدن، جدايي و عدماطمينان شده و عشق و محبت را از بين ميبرد. سكوت بايد هدفمند باشد. شما سكوت ميكنيد تا طرف مقابل متوجه اشتباه خود شود. شما سكوت ميكنيد تا تأثير كلامتان را در مخاطب خود ببينيد. شما سكوت ميكنيد تا افكار خود را براي يك جواب درست و منطقي متمركز كنيد، ولي نبايد با سكوت خود به ديگران اجازه دهيد شما را تحقير كنند.
هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد
براي داشتن يك ارتباط سالم و خوب با ديگران بهتر است در سخن گفتن به چند نكته دقت كنيم، چون هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد. اول از همه زمانشناس خوبي باشيم. از خود بپرسيم اكنون وقت مناسبي براي گفتن اين مطلب است يا نه؟ دوم زمينهشناس يا موقعيتشناس خوبي باشيم. گاهي بستر لازم براي گفتن يك سخن و شرايط كافي براي صحبت وجود ندارد كه در آنجا بهتر است سكوت كنيم. سوم مخاطبشناس خوبي باشيم زيرا همه ظرفيت شنيدن هر حرفي را ندارند. همه، طاقت شنيدن هر خبري را ندارند. هر كسي، قدرت حفظ اسرار ما را ندارد و دل پاك و قلب بيمرض، در همه نيست. پس مخاطب صحبت خود را بايد بشناسيم. چهارم، عالم به صحبتي كه ميكنيم باشيم. يعني اگر نسبت به موضوعي دانش و آگاهي كافي نداريم حرف نزنيم چون اين بيهودهگويي فقط ما را به ورطه نابودي ميكشاند. اگر حرفي كه ميزنيم مستند و دقيق نباشد ما را به مخاطره مياندازد زيرا بايد نسبت به حرفي كه ميزنيم جواب پس بدهيم. در نهايت به نتيجه حرف خود آگاه باشيم. يعني اين حرفي كه ميزنيم چه تأثيري بر ما و ديگران ميگذارد يا اين حرف باعث سرافكندگي ما ميشود يا ما را سربلند ميكند؟ در نهايت انسان عاقل كسي است كه بداند كجا سكوت كند و كجا سخن بگويد.