روزهايي كه برما ميگذرد، عنوان «آغاز قيام شهيد شيخ محمد خياباني» را بر خويش دارد. آن روحاني روشنبين و پيشرو، در دورهاي حساس و تعيينكننده از تاريخ كشور، درمنطقه آذربايجان پرچم آگاهي و مبارزه را بر افراشت و با همتي شگرف وكمبديل و تا پاي جان، اهداف اصلاحي خود را تعقيب كرد. اينك در تكريم اين رويداد ارجمند، كلماتي قصار از آن مجاهد بزرگ را برگزيدهايم كه تا هم اينك داراي حلاوتند و ميتوانند «امروزِ ما» را مددكار باشند. اميد آنكه مقبول افتد:
* اولين لازمه شرافت يك ملت استقلال است.
* استقلال ملتها را فقط فضايل و اخلاق عاليه ميتواند محفوظ بدارد.
* حافظ و نگهبان استقلال هر ملتي شجاعت و قهرماني اوست.
* هرگاه ميخواهيد آزاد باشيد بايد پرستش حقيقت را پيشه خود سازيد.
* بدون حقيقت آزادي ميسر نيست.
* يك ملت نميتواند بدون معارف آزادي خود را محفوظ بدارد.
* در راه زندگي شرافتمندانه بايد از جان و مال گذشت.
* زنده باد ملتي كه براي زنده داشتن آزادي، زندگي را دوست دارد.
* آزادي مستلزم مساوات است، در مقابل قانون همه برابريم.
* هيچ نوع آزادي را نميتوان تصور كرد كه به ما اجازه دهد الي الابد خطاكار باشيم.
* شما هر قدر آزاديخواه باشيد هستند جماعتي كه از شما آزاديخواهترند.
* ايران را ايراني بايد آزاد كند.
* هر زمان اقتضايي دارد كه با ميزان علم و معرفت بشر تغييرپذير است.
* عوام وقتي كه ميخوابد كاملاً ميخوابد و وقتي كه بيدار شد ديگر فعاليت تدريجي را قبول نميكند.
* عوام بياراده و بياختيار است و تابع جريان و تلقينات.
* تمايل عوام به موهومات است، معركه و افسانههاي يك درويش بيشتر از كنفرانسهاي يك دانشمند او را جذب ميكند.
* در تعيين عيار و قيمت ملتها سجيه بالاتر از همه چيز است.
* هر دوره تاريخي كه در حيات يك هيئت اجتماعي رخ ميدهد با قلم يك نفر مورخ يا به فرمان يك زمامدار امور تعيين و تحديد نميشود.
* حوادث اجتماعي محصول و نتيجه عوامل طبيعي است.
* نه ممكن است تاريخ را فريب داد و نه ممكن است زمان را از سير سريع خودش باز داشت.
* انتظام و انضباط يك شرط عمده موفقيت است.
* مقتدرترين فرقههاي سياسي اروپا فقط به انتظام و ديسيپلين خودشان امتياز دارند.
* انسان بايد در حيات طوري مشغول كار شود كه گويا هيچگاه نخواهد مرد.
* ما فداييان اولاد خودمان هستيم. ما خواهيم مرد تا آنان زنده بمانند.
* بايد فداكاري كنيد تا آتيه شما و اولادتان تأمين شود.
* اندوختن سهل است و نگهداري مشكل.
* براي گذشتن از يك حالت موجوده به يك حالت جديد، قدرت و متانت جوهري لازم است.
* هرگاه صميميت و صداقت شما به درجه كفايت و كمال باشد هيچ نيرويي متصور نيست كه بتواند بر شما غلبه كند.
* اضطرابها در حيات افراد و جماعات يك عامل بيداري، احتياط و تدبير است.
* يك اضطراب معقول و عاري از عصبانيت، بهترين استاد سياسي است كه راههاي رفتني و كارهاي كردني را به جماعت نشان ميدهد.
* اقوام مضطرب و دورانديش زحمت ميكشند و رنج ميبرند و ثمرات شيرين آنها را نسلهاي بعد برميدارند.
* طبيعت ميدان يك مجادله عمومي است كه زندگي را پاداش مظفرين و غالبين قرار داده است.
* در اين كارزار بزرگ، ناتوانان و ضعفا نميتوانند بزيند.
* براي تأمين حيات و بقا در اين جهان بايد از ضعف و ناتواني دوري گزيد.
* اعتماد به نفس يك شرط عمده موفقيت است.
* يك تشكيلات محروم از ديسيپلين از عدم موفقيت به عدم موفقيت ميغلتد و هميشه راه سقوط و انحطاط را ميپيمايد.