کد خبر: 844478
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۱:۰۰
خيال پردازي‌هايي كه ما را از واقعيت ازدواج دور مي‌كند
به طور حتم بين جوانان كمتر كسي است كه داستان سيندرلا را در دوران كودكي خود نشنيده باشد...
فاطمه زندي
به طور حتم بين جوانان كمتر كسي است كه داستان سيندرلا را در دوران كودكي خود نشنيده باشد. دخترجواني كه به خاطر شرايط بد زندگي، غرق در مشكلات است و تمام كارهاي سخت و تمام نشدني را بر دوش ناتوان خود دارد. نكته قابل تأمل اين است كه او پيوسته در اين آرزو است كه روزي مرد جوان شايسته‌اي از راه برسد و يك دل نه، كه صد دل عاشق او شود و مانند يك منجي به رنج و بدبختي او پايان دهد. در پايان داستان هم اين آرزو به شكلي فانتزي به واقعيت مي‌پيوندد. چنين داستان‌هايي كه بيشتر به همان داستان و رؤيا تعلق دارند تا واقعيت؛ حكايت از نوعي نگاه اغراق‌آميز نسبت به ازدواج دارند كه شخص بدبخت داستان را از طريق دريچه جادويي ازدواج به خوشبخت‌ترين فرد مبدل مي‌كند.
 
 
بسياري از توقعات و انتظارات غيرمنطقي نسبت به همسر آينده مولود نامبارك اين نوع نگاه غيرواقع بينانه و خيال‌پردازي افراطي نسبت به ازدواج است كه بيشتر گريبانگير دختران است. البته به طور طبيعي همه ما قبل از ازدواج تصوراتي در خصوص همسر ايده‌آل خود داريم كه اين تصورات منجر به تشكيل انتظارات و خواسته‌هايي مي‌شود، اما اگر تصورات ما و بالطبع توقعاتمان نسبت به همسر آينده و ازدواج از دايره عرف، سطح و طبقه اجتماعي ما خارج شود و از حد معقول فراتر رود به طوري كه واقعيت ناديده گرفته شود و در روند عادي زندگي‌مان اختلال ايجاد كند، آنگاه دچار بيماري خطرناك خيال‌پردازي افراطي و ناسازگار در امر ازدواج شده‌ايم.
 
 
به عنوان مثال يك نمونه از خواسته‌هاي غيرمنطقي اين است كه بخواهيم با ازدواج، طبقه اجتماعي خود را تغيير دهيم. اين بيماري وقتي به نقطه اوج خود مي‌رسد كه در شرايط سخت و بدي از خانواده قرار گرفته باشيم، چراكه ذهن ما براي نجات از اين شرايط به طور ناخودآگاه شروع به رؤياپردازي مي‌كند و در اين خيال‌پردازي تنها راه نجات را در ازدواج و از طريق همسر به عنوان يك منجي جست‌وجو مي‌كند. 
 
 
 
هيچ كس كامل نيست
 
 
يكي از علايم بيماري خيال‌پردازي و سيندرلاپنداري اين است كه با چشمپوشي بر عيوب و كاستي‌هاي خود، به دنبال ازدواج با شخصي كامل و به دور از هرگونه نقص باشيم. تصور اينكه همسر ما بايد شبيه اسطوره‌ها در نهايت قدرت، زيبايي، فداكاري، اخلاق، مهرباني و. . . باشد ما را از واقعيت و منطق دور و در غل و زنجير خيالبافي اسير مي‌كند. اين نگرش ايده‌آل محوري ما را به سمتي مي‌برد كه خود را سيندرلاي داستان تصور كرده و با زدن عينك خودايده‌آلي، به دنبال ملاك‌ها و معيارهايي براي ازدواج باشيم كه با توجه به شرايط فعلي ما و با وجود كم و كاستي‌هايي كه داريم، غير واقع‌بينانه است.
 
 
 
 
 رؤیا‌ها را تا درجه واقعیت بچرخانید
 
 
 
پافشاري و سختگيري روي معيارهاي بسيار زياد و در عين حال جزئي، تغييرناپذير و نامعقول كه حتي حاضر نيستيم به خاطر يكي از معيارهايمان از ديگري صرف نظر كنيم، نتيجه‌اي جز انفعال در انتخاب همسر ندارد؛ در اينصورت از سن ازدواجمان مي‌گذرد و در حسرت از راه رسيدن يك همسر كامل و بدون عيب و نقص، مجرد مي‌مانيم. يكي از دلايل اصلي بالا رفتن‌ سن ازدواج در جامعه نيز همين توقعات و انتظارات نجومي و غيرمعقول نسبت به انتخاب همسر است كه به مرور زمان سبب افسردگي، سرخوردگي، منزوي شدن و ريزش ديوار اعتماد به نفس در فرد مي‌شود. از طرفي با اين نوع نگاه خودايده‌آلي، كمتر كمر همت براي ارتقاي موقعيت و مراتب شايستگي‌هاي خود مي‌بنديم، چراكه تنها وظيفه خود را انتظار براي از راه رسيدن شاهزاده سوار بر اسب يا دختر شاه پريان مي‌دانيم!
 
 
طلاق؛ سيلي واقعيت بر رؤيا
 
 
وقتي به دل مطالعات و تحقيقات در حوزه طلاق مي‌رويم، درمي‌يابيم كه برخي افراد نه به دنبال زندگي مشترك، بلكه به دنبال رؤياهاي دست نيافته و كليد قفل‌هاي دوران تجرد خود وارد ازدواج شده‌اند و وقتي با واقعيت مواجه شده‌اند، نتوانسته‌اند فاصله بين رؤيا و واقعيت را تحمل كنند و در نتيجه با اذعان به اينكه «اوني كه مي‌خواستم نيست» اقدام به طلاق كرده‌اند. در واقع اين افراد همسر را ابزاري مي‌بينند براي پر كردن چاله‌هاي دوران تجرد خود و دستيابي به رؤياهاي دست‌نيافته‌اي كه حتي از حد توان همسرشان خارج است و زندگي مشترك را دنيايي رؤيايي بدون مشكلات و سختي با محوريت خود تصور مي‌كنند و چون در واقعيت اين موضوع نمي‌تواند عملي شود قصر رؤياهايشان فرو مي‌ريزد كه در اين فروريختن، همسر خود را مقصر مي‌دانند و در نهايت با جملات «همسرم نمي‌تواند انتظارات مرا برآورده كند»، به طلاق روي مي‌آورند اما آنچه ممكن است بدتر از طلاق رسمي رخ دهد طلاق خاموش يا همان طلاق عاطفي است. در واقع با مقايسه زندگي خود با ايده‌آلي فانتزي تا پايان زندگي حسرت نداشته‌هايي را مي‌خورند كه بدون آنها هم مي‌توانستند خوب زندگي كنند؛ بنابراين در زندگي احساس شكست مي‌كنند و دچار سرخوردگي مي‌شوند و در اين شكست و سرخوردگي كه ساخته ذهن است، همسر خود را مقصر مي‌دانند. در نتيجه احساس دلزدگي نسبت به همسر در آنها تقويت و به تدريج منجر به طلاق عاطفي مي‌شود.
 
 
منطق؛ تنظيم «رؤيا» روي درجه واقعيت
 
 
از دريچه منطق به زندگي مشترك نگاه كردن، از راه‌هاي اصلي دور زدن رؤياپردازي‌هايي است كه با واقعيت فاصله دارند و نامعقول هستند. منظور از نگاه منطقي، كنار گذاشتن تمام رؤياهاي خود نيست بلكه هدف اين است كه با عينك واقع‌بيني به خود، شرايط فعلي خود و توان همسرمان نگاه كنيم و رؤياها، اهداف و انتظاراتي را انتخاب كنيم كه اسباب رسيدن به آن در زندگي واقعي ما وجود داشته باشد. از طرفي زندگي مشترك، ديگر يك زندگي شخصي نيست بلكه قرار است با يك شخصيتي ديگر با ويژگي‌ها و انتظارات متفاوت و به همان ميزان با رؤياپردازي‌هاي متفاوت ذهني خودش ازدواج كنيم كه در صورت عدم تطابق و تفاهم در انتظارات، اختلاف ايجاد مي‌شود. در چنين شرايطي هر دو بايد به تعديل انتظارات خود بپردازيم. بنابراين آنچه اهميت دارد اين است كه زوجين انتظارات متعادل، معقول و واقع‌ بينانه‌اي را تعريف كنند و بر سر آنها به تفاهم برسند كه دربرآورده شدن آن انتظارات مشترك، هر دو بايد تلاش كنند. درغير اينصورت با انتظارات برآورده نشده روبه‌رو مي‌شوند و ضمن سرخوردگي، احساس اعتماد خود را نسبت به يكديگر از دست مي‌دهند و از تفاهم فاصله مي‌گيرند.
 
 
خيالبافي، سد راه چشيدن خوشي‌هاي ازدواج
 
 
شايد بسياري از افراد به اين جمله تكراري اما كاربردي كه «خوشبختي هركس وابسته به ذهن او است» تنها به عنوان يك شعار نگاه كرده باشند اما در حقيقت نوع نگاه ما به زندگي مشترك است كه تعيين مي‌كند ما در دنياي خيالبافي‌هاي غيرواقع‌بينانه خود غرق شويم يا از دنياي خوش خط و خال اما فريبنده خيال به دنياي واقعي قدم بگذاريم و طعم واقعي خوبي‌ها و خوشي‌هاي آن را بچشيم. گاهي يك زندگي خيالي و دست‌نيافتني را چنان در ذهن خود بزرگ كرده و پروبال مي‌دهيم كه از خوشي‌ها و حتي رؤيايي بودن زندگي مشترك خود در واقعيت غافل مي‌شويم.
 
 
طبق علم روانشناسي يكي از مهم‌ترين مشخصه‌هاي زوج خوشبخت، خوش‌اخلاقي، خوش‌خلقي و خوش‌رفتاري بين آنهاست و اين جز با درك و پذيرش تفاوت‌هاي يكديگر و واقع‌بيني در مورد انتظارات و خواسته‌هايمان حاصل نمي‌شود. درك و پذيرش اين موضوع كه زندگي مشترك مسيري همراه با سختي‌ها و حتي شكست‌هاست و اينكه همسرمان نه به عنوان يك منجي بلكه به عنوان يك همراه با تمام ويژگي‌هاي متفاوت، با ما هم مسير است، آنگاه نگاه واقع‌بينانه از ازدواج در ما شكل مي‌گيرد و رؤياها و انتظاراتمان ما را از مسير اصلي ازدواج كه همان آرامش بين زوجين است دور نمي‌سازد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها