در بعد تاريخي، شكي نيست كه ايالات متحده امريكا از پيشگامان پايهگذار كيان صهيونيستي در منطقه خاورميانه است و هنوز در راستاي حمايت و پاسداري از اين ساختار «تحميلي» و «مصنوعي» در اين منطقه حساس و پراهميت، كوشش ميكند. طي شش دهه گذشته، موضوعات حساس خاورميانه به ويژه كشاكش جهان اسلام با رژيم صهيونيستي بر سر قضيه فلسطين، جايگاه ممتازي در سياست راهبردي كاخ سفيد داشته است.
امنيت اسرائيل و مسائل فلسطين، همواره محوري شاخص در كارزار تبليغاتي نامزدان انتخابات رياست جمهوري امريكا بوده و در رقابت انتخاباتي اخير ميان كلينتون و ترامپ، نيز همين امر، مشهود و ملموس بوده است. به نظر ميرسد قبل از پردازش به اصل موضوع، آگاه شدن از حقايق درباره پيشينه سياست واشنگتن در قبال قضيه فلسطين، سودمند خواهد بود:
1- تدوين سياست خارجي امريكا همواره در قالب راهبردي زمانبندي شده، صورت ميپذيرد و رئيسجمهور جديد اين كشور نقش زيادي در تبديل و تغيير آن ندارد.
2- نقش لابيها و محافل صهيونيستي در امريكا در انتخاب رئيسجمهوري و روند تدوين سياست خاورميانهاي اين كشور، قابل توجه است.
3- تجربههاي گذشته نشان داده كه شعارها و اظهارات نامزدان رياستجمهوري امريكا در كارزارهاي انتخاباتي به ويژه در بعد سياست خارجي، لازمالاجرا نبوده و گاهي حتي قابل تغيير بوده است.
4- در كنكاش به عمل آمده پيرامون سياست كاخ سفيد در قبال فلسطين، اين حقايق قابل انكار نيست:
توجه امريكا به امنيت اسرائيل و حفظ منافع آن، همواره سنگ زيرين سياست خاورميانهاي اين كشور بوده است. امريكا از زمان تأسيس سازمان ملل تاكنون 80 بار از حق وتو عليه قطعنامههاي شوراي امنيت اين سازمان استفاده كرده كه 42 وتو عليه قطعنامههايي كه رژيم صهيونيستي را در موضوعات مختلف محكوم كرده و 31 وتو عليه قطعنامههاي به سود قضيه فلسطين بوده است. آخرين آنها در تاريخ 30 دسامبر2014 كه در خصوص پايان دادن به اشغالگري رژيم صهيونيستي در كرانه باختري رود اردن و ايجاد دولت مستقل فلسطيني در آنجا انجام شده است. نقش مذهب به ويژه عقايد و انديشههاي فرقه «مسيحيت صهيونيستي» در تدوين سياست خاورميانهاي امريكا بسيار مشهود بوده، زيرا سنگ بناي اين مذهب بر اين باور پايهريزي شده كه تشكيل دولت اسرائيل در فلسطين را زمينهساز ظهور مسيح، ميداند. دولتهاي امريكا در پرتو هرگونه چالش منطقهاي و بينالمللي، پاسداري از امنيت اين رژيم را يك تعهد اخلاقي و يك مسئوليت سياسي راهبردي، ميدانند. تا اين لحظه، هيچ رئيسجمهور امريكا زير بار مصوبه سال 1995 «سنا» مبني بر انتقال سفارت اين كشور از تلآويو به شهر قدس شريف نرفته است. سياست واشنگتن در قبال مسئله فلسطين از زمامداري هاري ترومن (22آوريل 1945تا 20 ژانويه1953) تا دوران حكومت باراك اوباما (20 ژانويه 2009 تا20 ژانويه 2017) هيچگاه بيطرفانه نبوده، اما همواره پشتيبان سياستهاي ظالمانه و توسعهطلبانه صهيونيستها بوده است. ساكنان كاخ سفيد چه دموكرات و چه جمهوريخواه، هرگونه تعاملي با فلسطينيها را مشروط به پذيرش اسرائيل به عنوان كشوري «يهودي» با پايتختي «بيتالمقدس» ميدانند. آنها بر پيوندهاي ارزشي و منافع مشترك امريكا - اسرائيل تأكيد دارند و طرح تشكيل دو دولت را در سرزمين اشغالي فلسطين همواره به صورت ضمني و غيرشفاف مطرح ميكنند. در باور سياسي آنها، تداوم پيوندهاي راهبردي واشنگتن - تلآويو، حفظ امنيت اسرائيل و برتري نظامي و فناوري آن، اساس سياست خاورميانهاي ميباشد. امريكا از زمان تأسيس كيان صهيونيستي در فلسطين اشغالي سعي كرده كه مديريت قضاياي خاورميانه به ويژه روند سازش در خاورميانه در انحصار خود درآورد، اما هيچگاه به تعهدات خود نسبت به توافقات روند صلح خاورميانه از جمله «اجلاس مادريد1991»، «اوسلو مورخ13 سپتامبر1993»، «نشست كمپ ديويد مورخ 2 ژوئيه 2000 » و «سند نقشه راه مورخ آوريل 2003» وفادار نبوده و در عوض اعراب را جهت برقراري روابط با رژيم صهيونيستي تشويق و آنها براي دادن امتيازات (ابتكار عملهاي خائنانه فهد و عبدالله سعودي) به آن رژيم، زيرفشار قرار داد. قراردادهاي سازشكارانه كمپ ديويد (سادات - بگين در 1978) و وادي عربه (ملك حسين - پرز در1994) نيز با مديريت واشنگتن بوده است. اوباما در در اواخر زمامداري خود در 14سپتامبر2016 با رژيم صهيونيستي توافقنامه حمايت نظامي و تسليحاتي بست. به موجب اين موافقتنامه، امريكا طي 10 سال آينده (2017 تا 2028) كمك نظامي - تسليحاتي به ارزش 38 ميليارد دلار به اين رژيم خواهد داد.
سناريوهاي سياست خاورميانهاي ترامپ
همزمان با پيروزي ترامپ در انتخابات رياست جمهوري، اسرائيل قانون منع پخش اذان (بهوسيله بلندگو) را تصويب كرد و جهان دموكراسي و آزادي به اين اقدام ضداسلامي و ضدفرهنگي و تمدن اعتراض نكرد. حال بايد ديد كه سياست ترامپ در قبال فلسطين و مقدسات آن، فرداي ورودش به كاخ سفيد چگونه خواهد بود. قبل از ورود به اين مبحث، دانستن ديدگاههاي ترامپ در قبال قضيه فلسطين مفيد است. داماد ترامپ (شوهر دخترش) يهودي است اما به دليل انديشه و افكار نژادپرستانهاش بر ضد مهاجرين و مسلمانان و اقوام شرقي، او به ضدسامي و يهوديت متهم است. او سرمايهدار و تاجر پيشه است و اطلاعاتش درباره سياست خارجي و مفاهيم سياسي و حزبي به ويژه خاورميانه و مسائل آن اندك است اما دادهها و آگاهي او در باره تجارت و نفت و انرژي خاورميانه و امنيت اسرائيل مناسب است. ترامپ در شعارهاي انتخاباتي خود پيرامون خاورميانه و قضيه فلسطين اين مطالب را مطرح كرده است:
1- نگفته است كه شهركسازي در سرزمينهاي اشغالي فلسطين، مانعي در راه صلح خاورميانه است.
2- تأكيد كرده كه منازعه ميان اسرائيل و فلسطين طولاني بوده ولي او سعي خواهد كرد در راه برقراري صلح در منطقه كمك كند.
3- اشاره به عدم دخالت در منازعات خارجي كرده كه هزينه كلاني براي امريكا در پي دارد و ضمناً به امكان كاهش حمايت مالي و نظامي از متحدان از جمله اسرائيل، اشاراتي داشته است.
4 - اشاراتي به مخالفت با اجراي«برجام» (مطلوب رژيم صهونيستي) كرده است.
5- در ملاقات با نتانياهو در مورخ 25 سپتامبر2016 براي انتقال سفارت امريكا به قدس شريف قول داده است.
5- اغلب آگاهان به مسائل خاورميانه و قضيه فلسطين بر اين باورند كه پيروزي ترامپ به سود رژيم صهيونيستي بوده و حتي خاخامهاي فرقه حسيديم (يهوديان ضدصهيونيسم) فتوا دادند كه پيروان خود به كلينتون رأي بدهند زيرا ورود ترامپ به كاخ سفيد به سود اسرائيل خواهد بود. اما سناريوهاي مطرح پيرامون سياست ترامپ در قبال قضيه فلسطين چنين است:
1- سناريوي بيطرفي ترامپ:
ترامپ در كارزار انتخاباتي خود بر سياست بيطرفي و دور ماندن از منازعه خاورميانه تأكيد كرد، زيرا مشكلات اين منطقه همواره براي امريكا هزينهساز بوده است. به نظر برخي از تحليلگران عاديسازي روابط ترامپ - پوتين در به حقيقت پيوستن اين سناريو نيز كمك خواهد كرد. در اين رهگذر اعراب خليج فارس به ويژه عربستان سعودي به دليل بحران مالي و اقتصادي نميتوانند بخشي از هزينههاي دخالت ترامپ در خاورميانه را بدهند، لذا احتمال عملياتي شدن چنين سناريويي ممكن است.
2- سناريوي تداوم وضعيت موجود و استمرار بن بست روند صلح خاورميانه:
در پرتوي اين سناريو، حمايتهاي امريكا از سياست يهوديسازي و شهركسازي رژيم صهيونيستي ادامه خواهد يافت و اجراي توافقنامه اوباما مبني بر حمايت نظامي به مبلغ 38 ميليارد دلار بدون مانع خواهد بود.
3- سناريوي مورد نظر صهيونيستها:
در پرتوي اين سناريو، انتظارات دولت صهونيستي نتانياهو برآورده ميشود، از جمله:
الف- انتقال سفارتخانه امريكا از تلآويو به قدس شريف
ب - رها كردن حمايت از انديشه تأسيس «دو دولت مستقل» در فلسطين اشغالي توسط ترامپ
ج - مخالفت ترامپ با تعهدات امريكا نسبت به اجراي توافقات برجام
از ديد اغلب آگاهان به مسائل خاورميانه، سناريوي استمرار و تغيير سياست امريكا در قبال قضيه فلسطين در دوران زمامداري ترامپ، محتملتر ميباشد.
اما در نهايت به نظر ميرسد، هيچ فلسطيني حتي سادهانديش و سطحينگر، بيطرفي امريكا را قبول ندارد و براي حل قضيه سرزمين خويش بدان تكيه نخواهد كرد زيرا هرفلسطيني واشنگتن را شريك صهيونيستها در ايجاد رنج و محنتش ميداند و بهخوبي آگاه است كه كليد حل قضيه مقدس خويش، در مبارزه و مقاومت و پايداري در راه آزادي وجب وجب فلسطين عزيز از دريا تا كرانه است.