رهام- 13 ساله چند رفتار كليشهاي دارد. تكلم ندارد و به هيچ عنوان با اطرافيان ارتباط برقرار نميكند. او در جاي شلوغ آشفته ميشود. ايليا۵ ساله آواسازي هدفمند دارد (صداهايي براي رساندن منظورش به ديگران). دستهايش را مدام تكان ميدهد و فقط با مادر و پدرش ارتباط برقرار ميكند. او هنگام حمام كردن به شدت آشفته ميشود و جيغ ميزند. آرين-۱۱ ساله ميتواند نيازهاي روزانهاش را بازگو كند. با كودكان كوچكتر بازي ميكند و تمام روز حيواناتش را در يك صف قرار دهد و هر از چند گاهي بيعلت ميخندد.
كاوه- ۱۵ ساله كنترلي بر ادرار و مدفوعش ندارد. دايره واژگان محدودي دارد. بيشتر روز را به پنكه سقفي خيره ميشود و وقتي از خانه بيرون ميرود تمام مدت جيغ ميزند. مريم- ۳۲ ساله بسيار وسواسي، كمرو و كمحرف است. هيچ دوست صميمي ندارد. تا حد امكان سعي ميكند هميشه توي گوشهايش پنبه بگذارد.
اوتيسم اختلال رشدي عصبي است كه به صورت مجموعهاي از علائم و نشانهها در يك طيف تعريف ميشود. اختلال اوتيسم نخستينبار توسط كانر در سال ۱۹۴۳ معرفي شد. در اكثر كتب روانپزشكي تعداد پسران مبتلا را چهار برابر بيشتر از دختران گزارش ميدهند و دختران مبتلا داراي علائم عقبماندگي شديدتر و اكثراً داراي سوابق خانوادگي و اختلالات دركي هستند. علائم اين اختلال در سالهاي اول زندگي شروع ميشود. به طوري كه آنها تماس چشمي برقرار نميكنند يا در حد لحظه، تماس چشمي با ديگران دارند. از خصوصيات تقريباً هميشگي اين كودكان گوشهگيري و تمايل شديد به تنهايي، وسواس و اضطراب است. اين كودكان به طور غيرطبيعي ممكن است بينهايت ناراحت، بيقرار و پرخاشگر شوند و صداهاي عجيب از خود درآورند يا خود را زخمي كنند كه نمايانگر اختلالات حسي در اين كودكان است.
اختلال گويايى و تأخير كلام از علائم حتمي اين اختلال است. تقريباً يك سوم مبتلايان كلام ندارند و جملهسازي ناقص، صحبت كردن يكنواخت و طوطيوار و فرهنگ لغات بسيار ضعيف از ويژگيهاي كلامي اين اختلال است. يادآوري اشخاص، شمردن، طرز چيدن اسباببازي در حافظه اين كودكان به خوبي ميماند و حافظه عالي باعث ميشود كه والدين، كودك خود را بيمار ندانند.
اين كودكان به اسباببازيهاي خاصي علاقه دارند. حتي به طرز چيدن و وضع يكنواخت وسايل خانه عادت ميكنند و هر نوع تغييري در منزل باعث ناراحتي آنها ميشود. اين علائم و علائم وسواس و اصرار در يكنواختي از خصوصيات كودك مبتلا به شمار ميآيد و به همين منظور سازش اين كودكان در محيطهاي جديد با اشكال صورت ميگيرد.
75 الي 80 درصد اين كودكان از نظر تحصيلي و آموزشي عقبماندگي دارند و بقيه اين افراد ممكن است بهره هوشي تا حد طبيعي داشته باشند ولي با اين وجود رفتارهاي غيرطبيعي خاص اختلال را دارا هستند. تا به امروز علت اصلي و درمان قطعي اين اختلال كشف نشده است. هدف هر روش يا مداخله درماني بهبود كيفيت زندگي فرد و سوق دادن فرد به سوي داشتن زندگي مستقل است. تنها روش علمي و ثابت شده مؤثر بر اين اختلال، گفتار درماني، كار درماني (تحليل كاربردي رفتار) است.
اين كودكان بيش از هر چيز نياز به صبر، پشتكار و حمايت اطرافيان دارند. اين كودكان كه با اين اختلال بزرگ ميشوند و تبديل به بزرگسالان اوتيستيك ميشوند نياز به مراكز آموزشي و نگهداري دارند، مراكزي كه با مراكز نگهداري از بيماران رواني مزمن مانند اسكيزوفرني يا افسردگي شديد متفاوت است و با مراكز آموزشي مخصوص افراد مبتلا به سندروم داون و ساير اختلالات تفاوت دارد.
خانوادههاي اين كودكان به حمايت مالي و رواني جامعه و مسئولان نياز دارند، حمايت مالي براي تأمين هزينههاي كار درماني و توانبخشي و حمايت رواني براي درك و قبول كودكانشان در جامعه. با وجود انجمنها و مؤسسات مربوط به اين كودكان، با وجود قولهاي مسئولان و افراد ذيربط و با توجه به آمار پيشرفت شيوع اين اختلال، وضعيت اين كودكان در ايران هنوز چندان مساعد نيست.
اوتيسم در كمين همه زوجهاي جوان است. اوتيسم تنها با پذيرش افراد جامعه راه خود را پيدا ميكند. جامعهاي كه شناخت درست و اصولي از اوتيسم ندارد طبعاً نميتواند به كودك و خانواده اوتيسم كمكي كند پس بياييد نگاه گريزانشان را ببينيم و فرياد خاموششان را بشنويم.