
انسان موجودي است كه ادامه زندگي سالم و هدفمند و تكامل وي تنها در ميان جمع و در ارتباط با ساير همنوعانش امكانپذير است. لازمه هر زندگي اجتماعي ارتباط، همكاري و همياري بين افراد آن جامعه ميباشد. از طرفي در هر اجتماعي، افراد آن از همديگر تأثير پذيرفته و بر يكديگر تأثير ميگذارند. اين تأثير و تأثر، حتي در جايي كه افراد آن فاقد شعور، عقل، اراده و اختيار باشند، به چشم ميخورد. به عنوان مثال، در يك جعبه سيب اگر يك دانه سيب فاسد و گنديده باشد، گندیدگی كمكم به ديگر سيبها نيز سرايت ميكند. در زندگي حيواناتي از قبيل زنبورعسل، موريانه و مورچگان كه به صورت اجتماعي زندگي ميكنند، اين تأثيرپذيري و تأثيرگذاري به وضوح پيداست. لذا اين حيوانات با اينكه فاقد شعور و عقل هستند، به نيروي غريزه اين مهم را دريافتهاند، به طوريكه در رابطه با زنبور عسل گفته شده:«اگر يكي از آنها روي نقطه آلوده و كثيفي نشسته باشد و بخواهد وارد كندو شود، قراولها نه تنها از ورود آن جلوگيري ميكنند بلكه براي اينكه به ديگران هم درس عبرتي داده شود كه از اين پس اين موضوع تكرار نشود، آن را با خشونت تمام از بين ميبرند. اما در زندگي اجتماعي انسان اين تأثير و تأثر به حد اعلاي خود ميرسد. انسانها به خصوص نوجوانان و جوانان از اعمال، گفتار، رفتار و حالات يكديگر تأثير ميپذيرند. بر اين اساس ما به عنوان يك فرد مسلمان نميتوانيم و نبايد نسبت به اعمال، رفتار و سرنوشت ديگر هموطنان بيتفاوت باشيم و براي رسيدن به جامعه سالم و نمونه به لحاظ سلامت اجتماعي و معنوي اقدام ننموده و خاموش بنشينيم كه خاموش نشستن گناهي است نابخشودني.
آمادگي براي مقابله با يورش همهجانبه
دين ما اسلام اصرار داد كه زندگي فرد و اجتماع در سايه خداترسي، دانش و بينش واقعي كه با كنترلي قوي براي دوري از رفتارهاي پرخطر و آسيبزا باشد و تقوا عاملي نيرومند براي اداره يك زندگي انساني است كه در سايه آن اعمال انسان تحت ضابطه و كنترل قرار ميگيرد.
در تجزيه و تحليل پديدههاي اجتماعي، تهاجم فرهنگي با شاخصه گرايش به دخانيات، مواد مخدر و تمايل به خشونت از ابزار مهم ايجاد تزلزل در امنيت اجتماعي افراد به خصوص دانشآموزان به شمار ميآيد كه قلمرو تهاجم فرهنگي ايجاد انحراف در اصول امنيتي و اجتماعي جامعه و حمله به تمامي عناصر يك كشور و نمادهاي آن ميباشد.
مهاجمان هم به اقتصاد جامعه و شرايط اقتصادي مردم حمله ميكنند، هم به افكار و آرمانهاي سياسي جامعه هجوم و هم به پديدههاي فرهنگي و آداب و رسوم مردم يورش ميآورند و در نهايت تلاش ميكنند تا تمامي اين عوامل را با اهداف و برنامههاي خويش همسو سازند و از آنها براي پيشبرد نقشههاي خويش و ايجاد ناامني عمومي و در سطحي وسيع بهره گيرند. به اين ترتيب بايد با آموزههاي ارزنده اسلام خود را براي مقابله با يورش همهجانبه به هويتمان مسلح كنيم.
تهاجم فرهنگي به ريشهها ميزند
با اين تعريف كه فرهنگ مجموعهاي از بينشها، باورها، گرايشها و رفتارهاي مادي و معنوي افراد يك جامعه است، در تهاجم فرهنگي و ترويج خشونت و بزهكاري، هم به ريشهها حمله ميشود و هم به ساقه، برگ و ميوهها دستبرد زده ميشود، هرچند غارت ميوهها محسوستر و مشهودتر است ليكن خشكاندن ريشهها خطرناكتر و مهلكتر است. لذا در تهاجم فرهنگي تغيير باورها و گرايشها، اصليترين هدف مهاجمان است تا بهتر بتوانند امنيت و سلامت و در پي آن سعادتمندي را از مردم جامعهاي سلب نمايند.
از سوي ديگر، حيطه تهاجم فرهنگي هم فرهنگ عمومي و هم زيرمجموعههاي آن يعني فرهنگ نهادها و فرهنگ افراد از جمله پدران، مادران و به خصوص فرزندان و دانشآموزان را شامل ميشود. در نتيجه، هر سه فرهنگ در پذيرش يا نفي فرهنگ بيگانه نقش دارند و ميتوانند زمينه پذيرش را مساعد يا بستر سلطهپذيري را نامساعد نمايند.
بيشك هرچه سه فرهنگ مذكور، همسوتر و هماهنگتر باشند، آسيبپذيري و گرايش به رفتارهاي پرخطر و احتمال از خود بيگانگي افراد جامعه به ويژه دانشآموزان ضعيفتر و مقابله با تهاجم دشمنان در سايه وحدت و يكدلي آسانتر ميشود و ميتوانند از ريشهها حفاظت كنند.
ضرورت پرهيز از بيتفاوتي
اگر همه افراد يك جامعه از جمله مجريان تعليم و تربيت، داراي روح تعهد و مسئوليتپذيري باشند، در برابر رفتارهاي خطرآفرين و زشتيها، بيتفاوت نميمانند و اصل پيشگيري، همكاري، تعاون و نظارت مردمي را به كار ميگيرند.
حضرت امام علي(ع) تذكر دادهاند كه در تفكر اسلامي و در محاكمه عمومي روز رستاخيز نه تنها در برابر اعمال و رفتار خويش و در برابر ديگران مسئوليم بلكه در مورد امور خانهها، شهرها و حيوانات نيز محاكمه خواهيم شد.
از طرف ديگر بر همين اساس، سرنوشت و امنيت افراد جامعه به گونهاي با يكديگر گره خورده است كه تصور اينكه در يك جامعه كه اكثريت افراد آن، فاسد و ناصالح باشند، فردي صالح و شايسته از آب درآيد، مشكل و به نظر بعضيها تقريباً محال است، اينطور نيست كه گرايش به مصرف موادمخدر، خشونت، فساد و زشتكاري ديگران تنها به خودشان محدود و منحصر باشد و به ساير افراد جامعه سرايت نكند، بلكه همانگونه كه اگر زخم و جراحتي در يك قسمت از بدن جراحت و ميكروب فاسد، در پيكر جامعه بشري هستند كه اگر فوراً و به موقع درمان نشوند، سراسر جامعه را فرا گرفته و به سوي نابساماني، هلاكت و نابودي سوق خواهد داد.
به خصوص امروز كه دشمنان بشريت و استكبار جهاني براي خاموش كردن اين چراغ هدايت و اين شعله اميد در دل محرومان و ستمديدگان دنيا، به ترفندي جديد، دست يازيده و با انواع شيوهها و حيلههاي شيطاني و مدرن، سعي در رواج خشونت بداخلاقي، منكرات و بيبند و باريها و بيخاصيت نمودن جوانها از طريق انواع مواد مخدر، دخانيات، فيلم و لوحهاي فشرده مبتذل، ماهواره، لباس و آرايشهاي نامناسب و مستهجن دارند، بنابراين اهتمام براي مقابله با همه اين توطئهها، حياتي و ضروري است.
مقابله با تهاجم در سايه همراهي و همدلي
بيشك در سايه همراهي و همدلي، همانگونه كه با بسيج تمامي امكانات، توطئههاي نظامي، سياسي و اقتصادي دشمن را خنثي و بياثر نموديم براي مقابله با اين تهاجم فرهنگي، بسيج تمامي امكانات و ابزار و شيوهها و در رأس آنها ترويج آگاهيرساني، مشاركتهاي مردمي و همياري در زمينه برقراري امنيت اجتماعي واجب و لازم است. در اين راستا آموزش شيوههاي صحيح همياري عمومي در اين زمينه به خصوص اخلاق اجتماعي دختران و پسران نوجوان و جوان كشورمان مطابق با موازين دين مقدس اسلام و بيان اهميت و آثار زندگيبخش آن در جهت حفظ امنيت در جامعه و به ويژه توسط مدارس و رسانهها لازم و ضروري باشد. بدون شك با آموزش و توجيه خانوادهها و سرمايهگذاري در امر پيوند خانه و مدرسه ميتوانيم به نقش و تعهد خويش نسبت به سالمسازي جامعه و برقراري امنيت اجتماعي عمل كرده و الگو و نمونه مناسبي باشم.
*پژوهشگر و مربي پرورشي