در خرابات مغان نور خدا ميبينم
وين عجب بين كه چه نوري ز كجا ميبينم
معبودا! همواره فرمودهاي «در نشانههاي خلقتم تدبر كنيد و در آينههاي روشن آفرينش مرا بيابيد.»
نظاره آسمان و زمين، اختلاف فصلها، شب و روز، برگهاي سبز، شكوفههاي سپيد، سفر در تاريخ و سير در آفاق و انفس عابدان شب، شيران روز و... همه آيات باهره، سرج منيره و صراط مستقيم تو هستند تا پرنده جان از قفس جهل و بيخبري بال گشايد و بر شاخسار يقين آرام بگيرد.
يكي جلوه جمال و ديگري مظهر جلال، يكي تماماً جوشش و خروش و ديگري مصداق آرامش، سكون و... هر كدام جلوهاي از حسن تو و حسن تو مجموعه هر زيبايي است.
اما «حيرانم چگونه در يك وجود ميتواند شهامت و محبت، صلابت و مهر، زهد و جهاد، عرفان و سياست و عشق و كياست به تجلي بنشينند.»
«مبهوتم چگونه در باغچه وجود يك مرد شمشير با گل پيوند ميخورد و در حنجرهاش فرياد با مناجات مأنوس ميشود و در قلبش فولاد با حرير آشتي ميكند...»
ولي اي پروردگار من! ميدانم تو برگزيدگانت را از درگاه قرب خويش به ميان خلايق ميفرستي «يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى الله حُجَّه بَعْدَ الرُّسُلِ»(1) تا لباس عافيت و نور هدايتت را براي خلايق به ارمغان آورند.
نور هدايت در يلداي ظلمت و خفقان: «نور الله في ظلمات و الارض»، نور خدا در دوران ظلمت.
و اماني، هرندي، نيكنژاد و بخارايي حقيقتاً نور خدا بودند كه درخشيدند و نشاط بخشيدند. آنان كه خواب فراموشان را به كابوسي تلخ بدل كردند و شعر بيداري خواندند. آنان كه در خيل منتظران سپيده بودند. «شدن» را معني كردند و در پهنه حيات بر بينش و باور خويش تلاشگرانه ماندند كه زندگي جز معاهدهاي ريشهدار و مجاهدتي ماندگار نيست. همانان كه در نيمههاي شب به راه افتادند تا پگاه «رسيدن» را چشيدند و جان شيرين را بر سر پيمان با جانان گذاشتند. شايد بهترين وصف از حماسه جانبازي اين رادمردان، وصفي است كه از آنان بر زبان رهبر معظم انقلاب، حضرت آيتاللهالعظمي خامنهاي (دام ظله)رفته است:
«اين شهداي چهارگانه (اماني، هرندي، نيكنژاد، بخارايي) كه جناب آقاي مرحوم عسگراولادي از اين بزرگواران ياد كردند، شايد اين تعبير درباره آنها درست باشد كه بگوييم نورالله في ظلمات الارض. به هرحال اينها ستارگان و برجستگاني بودند كه در راه خدا رفتند. راهي را انتخاب كردند و نتيجه اين شد كه مشاهده ميكنيد يعني حاكميت اسلام در دوران سيطره كفر و استكبار بر عالم چيزي كه به افسانه شبيه است. اين شهداي چهارگانه حقيقتاً در دوران ظلمات نور خدا بودند كه درخشيدند، فضا و دلها را روشن كردند، راه را به خيليها نشان دادند.»
در نوشتاري كه درپي معرفي آنيم، نخست جستاري كوتاه بر مسير و علل حركت اين چهار مسافر سپيده داريم و در پي آن نگاه كوتاهي به زندگينامه 20 شقايق مركزيت حزب مؤتلفه اسلامي خواهيم انداخت.
«وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ رَاعُونَ»(2)
روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد.
پينوشتها:
(1) قرآن كريم، سوره نساء، آيه 165
(2) قرآن كريم، سوره مؤمنون، آيه 8 و سوره معارج، آيه 32