
«توافق نهايي زمينه تغيير رژيم را در ايران فراهم ميكند» اين مهمترين بخش از سخنان تاماس فريدمن نويسنده معروف روزنامه نيويورك تايمز است كه اين هفته در اين روزنامه چاپ شده است.
فريدمن با اشاره به سخنان بنيامين نتانياهو نخستوزير رژيم صهيونيستي با تأكيد بر اينكه به نظر وي «تنها روش تأمين امنيت درازمدت براي اسرائيل و همسايگانش و حتي براي بسياري از مردم ايران تغيير رژيم ايران است كه بايد از داخل اتفاق بيفتد» ادامه ميدهد: «به نظر من با توافقي كه اوباما با ايران بر سر مسئله هستهاي انجام ميدهد امكان اين تغيير در داخل ايران فراهم ميشود. البته من نميخواهم در اين خصوص پيشگويي انجام دهم اما دستكم اين امكان وجود دارد كه با اين توافق مشاركت ايران در مسائل جهاني بيشتر شود و در نتيجه آن تغييراتي در داخل ايران رخ دهد.»
البته وي گسترش تحريمها عليه ايران را ناكارآمد ميداند و تأكيد ميكند كه محدوديتهاي بينالمللي نبايد عليه كشورمان ادامه داشته باشد: «اگر شما تحريمها را گسترش دهيد، لزوماً شرايط بهتر نخواهد شد زيرا فكر نميكنم اروپاييها حاضر باشند تحريمها را افزايش دهند چه برسد به اينكه روسيه و چين اين كار را بكنند، بنابراين حتي ممكن است تحريمهاي كنوني نيز سقوط كند.»
توماس در ادامه از ناتواني رژيمصهيونيستي در حمله به ايران اينچنين ميگويد: «سه سال پيش نتانياهو براي حمله نظامي به ايران آماده بود اما دستگاههاي اطلاعاتي اسرائيل و ارتش اسرائيل با نظر نتانياهو مخالف بودند. آنها احساس ميكردند اگر اين جنگ با ايران شروع شود در واقع هرگز پايان نميپذيرد زيرا ايران تلاش خواهد كرد بمب اتمي بسازد و اسرائيل نيز تلاش خواهد كرد تسليحات اتمي خود را حفظ كند و ايران تلاش خواهد كرد عليه اسرائيل از طريق حزبالله مقابله به مثل كند و اين چرخهاي پايانناپذير را ايجاد ميكند كه به شدت به اقتصاد اسرائيل لطمه خواهد زد. بنابراين تنها گزينه بد گزينه نظامي است.»
اگرچه سخنان نويسنده برجسته روزنامه نيويورك تايمز قابل توجه و داراي اهميت است اما بايد گفت اين اولين بار نيست كه رسانهها يا مقامات غربي از تغيير حاكميت در ايران آن هم به بهانه پرونده هستهاي سخن ميگويند، چراكه با بررسي ساده ميتوان دريافت كه طي سالهاي اخير بارها چنين عبارات تهديدآميزي توسط غربيها به گوش رسيده است كه در ادامه به بخش كوتاهي از آن اشاره ميشود.
تحريمهاي ايالات متحده عليه ايران طي اين سالها بهطور كلي به سه بهانه انجام شده است؛ حمايت از تروريسم، حقوق بشر و فعاليتهاي هستهاي.
امريكا مدعي است اين تحريمها براي تغيير رفتار ايران در حوزههاي مورد اشاره وضع شده است اما جان بولتن - سياستمدار امريكايي كه به واسطه سياستهاي ضدايرانياش مشهور است- در مصاحبهاي با فايننشال تايمز در سال ۲۰۰۶ پرده از واقعيت تحريمها برميدارد و ميگويد: «تغيير رژيم «هدف نهايي» از سياست تحريمها بود. سياست تحريم، ايران را از داخل تحت فشار قرار داده و به نيروهاي دموكراتيك كمك ميكند.»
نمونه قابل توجه ديگري كه مقامات امريكايي به صراحت هدف از تحريمهاي بينالمللي را تغيير ساختار حاكميتي ايران عنوان كردهاند، بايد در مقدمه طرح تحريمهاي نفتي - به عنوان يكي از سختترين تحريمهاي تاريخ- جستوجو كرد. در اين پيشنويس آمده است: «هدف از تحريمها حركت ايران به سوي انتخاب دولتي آزاد و دموكراتيك است!»
«رالف اكيوس»، مدير اجرايي كميسيون ويژه سازمان ملل براي عراق از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۷ و مالفريد بروت هگهامر استاد دانشگاه استنفورد، در مطلب خود در نشريه فارين افيرز به روشني اشاره ميكنند كه «تحريمها هدف بلندمدت تغيير رژيم در ايران را دنبال ميكنند. راهكاري كه منافات كامل با راهكار ديپلماتيك دارد.»
تام كاتن سناتور جمهوريخواه امريكايي هم فرد ديگري است كه جديداً در مصاحبهاي ضمن خطرناك ارزيابي كردن سياست «ضعف و تسليم» دولت اوباما، تأكيد ميكند كه واشنگتن بايد آنچه را وي «مذاكرات شرمآور» با ايران بر سر برنامه هستهاي خوانده است، پايان دهد. اين سناتور امريكايي در سخناني بيان ميكند: ما نياز به تغيير در سياست بهسوي يك سياست چشم باز و قدرت بر اساس منافع امريكا داريم و در سياستي كه بر اساس تهديد ناشي از ايران باشد، هدف بايد روشن باشد، تغيير رژيم.
نظر برژينسكي در برخورد با جمهوري اسلامي ايران چيست؟ روزنامه امريكايي «والاستريت ژورنال» هم در سال 88 و در شرايطي كه جريان تجديدنظرطلب بهدنبال براندازي حاكميت بود در گفتوگو با برژينسكي اينگونه مينويسد:«موضوع ايران امروز مهمترين چالش سياست خارجي بوده و يك معما به شمار ميآيد. برنامه هستهاي اين كشور همچنان در حال توسعه بوده و به نظر ميرسد نگراني اين كشور درباره انتقادهاي بينالمللي محدود باشد و هيچ كس نيز نميتواند به اين اطمينان برسد كه شوراي امنيت سازمان ملل اين شجاعت را پيدا كند تا تحريمهاي اقتصادي بيشتري عليه اين كشور تحميل كند.»
اين روزنامه در ادامه مينويسد: بنابراين بايد از اينجا به كجا برويم؟ كمتر كسي درباره اين چالش جديتر از «زبيگنيو برژينسكي» فكر ميكند.
برژينسكي كه در زمان وقوع انقلاب ايران به عنوان مشاور امنيت ملي در كاخ سفيد فعاليت ميكرد در آن زمان به عنوان محرك سياست خارجي امريكا به شمار ميآمد. وي از آن زمان تاكنون موضوع ايران را دنبال ميكند. «جرالد سيب» دبير والاستريت ژورنال واشنگتن اين هفته با «زبيگنيو برژينسكي» گفتوگو كرد و برژينسكي كه مشاور امنيت ملي «جيمي كارتر» رئيسجمهور امريكا بود، توصيههاي خود درباره چگونگي اداره برنامه هستهاي ايران را دوباره بازگو كرد.
در اين مصاحبه برژينسكي جزئيات فرمول خود براي ايران را تشريح كرد و گفت: «تلاش كنيد تا برنامه هستهاي ايران را متوقف كنيد و كاري كنيد كه اگر تهران برنامه خود را پيگيري كند هزينه آن را بپردازد اما زياد روي تحريمها حساب نكنيد، در صورتي كه ايران از خطوط قرمز هستهاي عبور كرد، پيشنهاد ايجاد چتر دفاعي امريكا براي حمايت از دوستان در منطقه را تقويت كنيد. با وجود توانايي محدود امريكا براي كمك به مخالفان در ايران، از آنها حمايت لفظي شود. از فكر كردن به حمله پيشدستانه عليه تأسيسات هستهاي ايران اجتناب كنيد و گفتوگوها با تهران را حفظ كنيد، بالاتر از همه، بازي طولاني مدتي را انجام دهيد، چون زمان، آمار جمعيتي و تغيير نسل در ايران به نفع رژيم كنوني نيست.»
والاستريت ادامه ميدهد: ديدگاههاي برژينسكي باارزش است چون وي با پايگاههاي زيادي كه درباره ايران بحث ميكنند در تماس است.
همانطور كه ديده شد، برژينسكي معتقد است كه امريكا دو هدف را در ايران دنبال ميكند؛ نخست جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح هستهاي با فرض آنكه دستيابي به سلاح اتمي هدف ايران باشد و در صورتي كه ايران به آن دست پيدا كند با چه راهبرد سياسي بايد آن را خنثي كند و هدف دوم و نهايي همان تغيير رژيم در جمهوري اسلامي ايران است.
نگاه ديويدفروم به برنامه هستهاي و تغيير حاكميت در كشورمان چگونه است؟اوايل دسامبر ۲۰۱۲ ـ آذر ماه ۱۳۹۱ - در محافل سياسي و رسانهاي غرب اين احتمال مطرح شده بود كه ممكن است ايران براي اعتمادسازي، غنيسازي ۲۰درصدي اورانيوم را متوقف كند و غرب در قبال آن برخي از تحريمها را لغو كند.
در پي اين احتمال، ديويد فروم، يكي از نظريهپردازان نزديك به كاخسفيد طي مقالهاي در سايت CNN نوشت: «اگر پرونده هستهاي ايران به نقطه پايان برسد، غرب براي حفظ پرستيژ بينالمللي خود چارهاي جز لغو برخي از تحريمها ندارد و حال آنكه تحريمها با دو هدف پلكاني تعريف شدهاند؛ اول تغيير رفتار سياسي ايران - BEHAVIOR - و دوم تغيير ساختار - STRUCTURE - نظام.»
ابزار تغيير رژيم در ايران چيست؟بدون ترديد گزينه واقعي امريكاييها - تغيير رژيم در ايران - نه يك مفهوم تئوريك كه يك دستور عملياتي در حوزه سياست خارجي است و شامل گزينههاي متنوعي ميشود؛ از فعاليتهاي رسانهاي و تبليغي گرفته تا كمكهاي مخفيانه به اپوزيسيون داخل كشور و فراريها كه مهمترين آن را ميتوان همان جريان هواخواه غرب در داخل دانست.
كاندوليزا رايس - وزير خارجه وقت امريكا- در سال ۲۰۰۶ از كنگره تقاضاي ۸۵ ميليون دلار براي كمك به مخالفان جمهوري اسلامي ميكند و در توضيح اين درخواست ميگويد: «اين پول صرف حمايت از آرمانهاي مردم ايران براي آزادي و دموكراسي خواهد شد.» در پايان سال مالي ۲۰۰۶ اعلام ميشود كل اين بودجه خرج شده و به طور سر بسته اعلام ميشود اين بودجه صرف كمك به رسانههاي فارسيزبان، گروههاي طرفدار دموكراسي در ايران و كمك به دانشجويان ايراني در امريكا شده است!
برژينسكي در همان مصاحبه معروف خود با والاستريت – كه به بخشي از آن اشاره شد – به صراحت از نقش تأثيرگذار جريان تجديدنظرطلب در ايران و پيشبرد راهبرد امريكا سخن به ميان ميآورد: «ضمناً براي تغيير رفتار ايران، امريكا بايد نوعي از رفتار تأييدكننده و حاميانه از نيروهاي داخلي در ايران را كه [به ادعاي والاستريت] هم اكنون آشكارا با رئيسجمهور احمدينژاد مخالفت ميكنند، اتخاذ كند. در ضمن امريكا نبايد خود را با انديشه به پيش بردن تغيير رژيم در ايران فريب دهد.»
برژينسكي به طور قاطعانه معتقد است كه نيروهايي در ايران در حال كار هستند كه با گذر زمان رژيم را تضعيف ميكنند و اين موضوع تا هنگامي خواهد بود كه امريكا و غرب اقداماتي را اتخاذ نكنند كه در اين روند تداخل ايجاد شود. بنابراين، اين خيلي مهم است كه تحريمها را به گونهاي پيش ببريم كه باعث تحريك بيشتر احساسات ضد غربي نشود يا آنكه باعث اتحاد اسلامگراهاي افراطي و مليگراها شود. وي ادامه داد كه مسائل اصلي بينالمللي كه به وسيله مذاكرات حل شدهاند در مدت زمان طولاني حل شده است.
برژينسكي به هر قيمتي از [موضوع] حمله به تأسيسات هستهاي ايران اجتناب ميورزد. وي معتقد است كه ايران هيچ تفاوتي ميان حمله اسرائيل يا امريكا قائل نيست. برژينسكي گفت: ايرانيها در افغانستان، در عراق، در تنگه هرمز عليه ما وارد عمل ميشوند و اگر پس از آن قيمتهاي انرژي صعود كند، ما آسيب خواهيم ديد، چينيها آسيب خواهند ديد و روسها از اين وضعيت سود خواهند برد چون اروپاييها براي تأمين انرژي خود به سمت روسها خواهند رفت. برژينسكي معتقد است كه در عمل حمله امريكا به ايران بيش از آنكه باعث انزواي ايران شود، به انزواي امريكا منجر خواهد شد.
3 قالب طرح امريكاييهابه باور امريكاييها اين تغيير ميتواند در سه قالب محقق شود؛ انقلاب، كودتا و اصلاحات و از همين رو است كه جريان و گروههاي متفاوتي ذيل اين گزينه قرار گرفته و مورد حمايت واقع ميشوند؛ از گروهك منافقين كه براي تغيير جمهوري اسلامي دست به اسلحه برده و ترور ميكنند تا برخي كه مشهور به جريان تجديدنظرطلب داخلي هستند.
نمود بارز اين گردهمايي زير يك چتر را ميتوان در فتنه سال ۸۸ ديد كه «همه احزاب و گروههاي ضدانقلاب در داخل و خارج كشور» زير چتر فتنه جمع شدند. نخستوزير رژيمصهيونيستي هم در سخنراني جنجالي اخير خود در كنگره امريكا به همين موضوع اشاره كرد: «امريكا به دنبال توافقي ۱۰ ساله با ايران است اما من فكر نميكنم كه جمهوري اسلامي بعد از اين مدت رژيم بهتري باشد!»
اين نكته سربسته با توجه به موارد فوق گوياي واقعيتهاي بسياري است. اين اعتراف نشان ميدهد امريكاييها به اين توافق نه به عنوان يك قرارداد مرسوم و دوطرفه، بلكه به عنوان ابزاري در جهت اجرايي كردن گزينه اصلي و البته زيرميز خود نگاه ميكنند.