مجید قاضی پور؛
یاد اون روزها بخیر...
سر رو بالا می گرفتیم و خوشحال کادو رو تحویل می دادیم و سعی می کردیم هدیه رو بالای کادوهای دیگران قرار بدیم و تا از خانم ناظم آبنبات نمی گرفتیم همون جا می ایستادیم و به هدیه بقیه بچه های دیگه نگاه می کردیم.
یادمه مادران، بچه های سال اولی را بلند می کردند تا اونها پول و یا کادوها رو هدیه کنند تا رسم هدیه کردن رو از بچگی یاد بگیرند و به آن ها می گفتند این کمک ها به دست دانش آموزان و دوستان نیازمند شما می رسه.
این روزها هوا، مثل هوای همون روزها می مونه و چند روزی بیشتر به جشن احسان و نیکوکاری و به صدا در آمدن زنگ بخشش و نیکی دانش آموزان نمانده.
نواخته شدن زنگ احسان و نیکوکاری در مدارس؛ زنگ عشق به بخشش، زنگ آموزش خودباوری، زنگ احسان و نیکوکاری، زنگ ایثار و گذشت، زنگ ترویج مهربانی کاشت بذر بخشش وگذشت به نفع نیازمندان، آموزش انساندوستی به دانش آموزان و نمایش مهرورزی و سخاوت ماست.
این روزها صدای پای تغییر آرام آرام به گوش می رسد، تغییر طبیعت با بهار، تغییر غصه با شادی عید از راه می رسه و قراره این چهارشنبه 13 اسفند در 55 هزار مدرسه سراسر کشور زنگ شور احسان و نیکوکاری به صدا دربیاد. در این روز همه دانش آموزان، مربیان به همراه خانواده هاشون دست به دست هم در این جشن بزرگ شرکت می کنند و هدایای خودشون رو برای امید دادن به بچه های نیازمند کشور اهدا می کنند.
بعداز این روز نباید دل نازکی بشکنه، قلبی آزرده بمونه، دلی مضطرب و سرد باشه، چراغ خونه ای نباید خاموش بمونه، غروبی نباید غمگین، سکوتی نباید سنگین باشه و چشم کودکی نباید قبل از عید پراز اشک بمونه.
اگه من و تو صدای زنگ رو بشنویم از فردای این روز قطعا صدای این زنگ امید را از خانه ای کودکی به خانه دیگر، از محله ای به محله دیگر، از روستایی به روستای دیگر و از شهری به شهر دیگر می برد و همزمان با عطرآگین شدن بهار در جامعه، صدای پای بچه های شاد پر می شه تو کوچه های عاشقی.
مطمئن باش تقسیم قسمتی از شادی سخت نیست.