دايي كه رفت، قرار بود پنجعلي جاي او روي نيمكت پرسپوليس بنشيند. جلسه هم در اين خصوص گذاشته شد؛ جلسهاي كه عبدي و درخشان هم در آن بودند و قرار بود هر دو در كنار پنجعلي روي نيمكت بنشينند. اما سرپرست پرسپوليس نشستن به جاي دايي را نپذيرفت. البته قابل تصور هم بود. او از همان ابتدا حامي دايي بود و حاضر نبود جانشين او شود. فرصت دوبارهاي هم نبود براي بررسي مجدد و شايد به همين دليل بود كه درخشان شد مربي پرسپوليس!
سياسي كه درخشان را به عنوان سرمربي پرسپوليس و جايگزين دايي معرفي كرد، همه او را مربي موقت خواندند. مسئلهاي كه او هرگز آن را نپذيرفت و هميشه تكذيبش كرد. اما مهر موقت بودن از همان ابتدا روي پرونده درخشان خورد و او خود بهتر از هر كسي ميدانست نميتواند تا پايان فصل روي اين نيمكت دوام بياورد. البته نه به آن دليل كه هواداران از روز اول او را نپذيرفته و عليه او موضعگيري كردند و پيشكسوتان پرسپوليس نيز اين انتخاب را زير سؤال بردند، بلكه از آن جهت كه درخشان هم خوب ميدانست سياسي كه امروز او را انتخاب كرده دمدمي مزاجتر از آن است كه تا پايان به اين همكاري پايبند باشد. علاوه بر آن سياسي دايي را با آن قرارداد سفت و سخت و سنگيني كه داشت كنار گذاشته بود و در مقابل دايي، كنار گذاشتن درخشان حتماً كار سختي براي رئيس هيئت مديره پرسپوليس نبود. جدا از اين مسئله، جاي خود سياسي هم در پرسپوليس خيلي سفت و محكم نبود و از شواهد و قرائن اين گونه بر ميآمد كه در صورت بركناري سياسي، اولين تغييري كه در پرسپوليس ايجاد خواهد شد تغيير كادر فني است.
نتايج قابل قبول درخشان تا قبل از بازي با سپاهان اما جو را اندكي آرام كرد و ماجراي موقتي بودن او را به دست فراموشي سپرد. اما با شروع باختها و ناكاميهاي اين تيم از بازي با سپاهان، اين مسئله بار ديگر بر سر زبانها افتاد. به طوري كه بعد از بازي با سايپا، درخشان خطر جدايي از نيمكت پرسپوليس را جدي تر از هر زمان ديگري حس كرد؛ خطري كه باعث شد او با وجود آنكه معتقد بود تيم جاسوس دارد و خبرهايش به بيرون درز ميكند، اعترافي تلخ در جمع بازيكنانش بكند؛ اعترافي كه ماجراي موقتي بودن حضور او در پرسپوليس را جديتر از قبل ميكند!
گفته ميشود درخشان كه همواره موقت بودن خود را منكر ميشد، پيش از شروع بازي با راه آهن از شاگردانش ميخواهد با تمام توان خود بازي كنند. او به آنها ميگويد كه نهايتاً تا چند بازي ديگر در پرسپوليس خواهد بود و ميخواهد با خاطرهاي خوش از اين تيم جدا شود. البته نميتوان منكر اين مسئله شد كه نتيجهگيري او در پرسپوليس ميتواند تغييراتي در پروسه جدايي او از جمع سرخپوشان ايجاد كند. خصوصا كه زمان زيادي هم تا نيم فصل باقي نمانده است و اين نتيجهگيري ميتواند سرنوشت موقت بودن يا نبودن اين مربي را مشخص كند!
اما دفاع جانانه درخشان از سياسي چند روز بعد از اعترافي كه در جمع شاگردانش به جدايي از پرسپوليس ميكند جالب توجه است. او در مقابل آنچه در خصوص بركناري سياسي طي اين روزها دهان به دهان ميچرخد، به شدت عكسالعمل نشان ميدهد: « همه از شنيدهها مينويسند. اگر سياسي رفت ميتوانيد در اين باره صحبت كنيد. سياسي كسي است كه براي باشگاه زحمت ميكشد و هزينه ميكند. چه كسي بيايد جاي او كه اين روند را ادامه بدهد. با اين وضعيت مطمئن باشيد ديگر كسي به فوتبال نميآيد و همه فرار ميكنند. » دفاعي كه البته ميتواند در صورت عدم بركناري سياسي، به مفهوم ادامه حضور درخشان در پرسپوليس نيز باشد!
اما اين روزها تنها بحث ايجاد تغييرات در كادر فني مطرح نيست. در حالي كه هنوز هم شنيده ميشود درخشان از پرسپوليس ميرود و محتملترين گزينه براي جايگزيني او كرانچار است و سرمربي پرسپوليس خود نيز به گونهاي به اين مسئله اعتراف كرده، حالا بحثي ديگر و اين بار در خصوص جدايي برخي بازيكنان اين تيم مطرح شده است؛ بازيكناني كه گفته ميشود در ليست مازاد پرسپوليس قرار گرفتهاند و شايد قرار باشد نيم فصل همراه درخشان پرسپوليس را ترك كنند.
البته سرمربي پرسپوليس اين مسئله را هم تكذيب كرده و مدعي است پرسپوليس ليست مازادي ندارد، اما شايد نام بازيكناني نظير مهرداد كفشگري، حميد عليعسگري، احمد نوراللهي، ميثم حسيني، رضا نورمحمدي، افشين اسماعيلزاده و احتمالاً رضا نوروزي را كه دوران نقاهت خود را پشتسر ميگذارد نه درخشان، كه سياسي در ليست مازاد قرار داده است! مردي كه اين روزها خود را همه كاره پرسپوليس ميداند و حتي در مسائل فني نيز دخالت ميكند. او حتي مدعي شده قصد دارد يك مربي آلماني براي پرسپوليس بياورد؛ مسئلهاي كه درخشان خود را كاملاً بياطلاع از آن نشان ميدهد و حتي تأكيد ميكند كه به مربي آلماني نيازي ندارد ! اما به نظر ميرسد اگر سياسي در اين خصوص تصميمگيرنده باشد، نيازهاي درخشان خيلي حائز اهميت نباشد، چراكه رئيس هيئت مديره پرسپوليس به هر حال كار خود را ميكند، آن هم بيتوجه به خوشايند ديگران!