
ليبرمن و استراو هر دو نقشهايي متفاوت ولي مكمل را براي تحقق منافع
راهبردي انگليس هم در ارتباط دوجانبه با ايران و هم در قبال گروه 1+5 بازي
ميكنند. در رابطه با ايران، انگليس به دنبال كسب منافع حداكثري در قبال ايفاي نقش معتدل در مذاكرات هستهاي است.
همزمان با حضور استراو در تهران و برخلاف آنچه وي هم در تهران و هم پيش از اين داير بر لزوم لغو تحريمها مورد تأكيد قرار داده بود، ملاقات ويليام هيگ با وزير خارجه رژيم صهيونيستي به صدور بيانيهاي انجاميد كه طي آن اعلام كردند «تحريمها عليه ايران با قوت ادامه خواهد يافت».
معناي بيانيه مذكور و نسبت پيام آن براي جمهوري اسلامي ايران و همچنين تيم استراو در تهران، از دريچههاي مختلف قابل بررسي است. يك برداشت اين است كه نوعي جدال ميان دولت حاكم و دولت در سايه انگليس وجود دارد و استراو كه به دولت در سايه تعلق دارد، با بيانيه فوق به دولت ايران پيام داده است كه مواضع و تلاشهاي وي را چندان جدي نگيرد اما برداشت ديگر را نيز نبايد از نظر دور داشت: تصور چالشهاي دروني در قدرت حاكمه انگليس –هرچند ممكن است قرائني پراكنده و لايههايي ضعيف داشته باشد ـ اما اگر مركز ثقل ادراك راهبردي قرار گيرد ممكن است موجب اغفال راهبردي و انحراف در تصميمگيري منطقي كشور گردد.
به نظر ميرسد كه هيگ و استراو هر دو نقشهايي متفاوت ولي مكمل را براي تحقق منافع راهبردي انگليس هم در ارتباط دوجانبه با ايران و هم در قبال گروه 1+5 بازي ميكنند. آمدن استراو به تهران، هرگز نبايد به عنوان امري خارج از هماهنگي قبلي وزارت خارجه فعلي انگليس تصور شود. با اين حال، ليبرمن با تأكيد مجدد بر سياست چماق، به عنوان جاده صافكن در مسيري كه استراو مأموريت يافته، عمل ميكند. به واقع، با اين تناقضسازيهاي عمدتاً ساختگي، تلاش شده تا به سفر هيئت انگليسي به تهران به عنوان فرصتي براي دولت ايران نگريسته شود.
در اين راستا، اعتبارسازي و افزايش اهميت كنش همگرايانه دولت با استراو و تيم وي، مجرا و زمينهاي براي تقويت امكان حصول به اهدافي است كه در دستور كار اين تيم اعزامي دولت انگليس قرار دارد. يعني وزن مواضع اين تيم افزايش يافته است تا دولت ايران ارزش و اهميت استقبال از كاركردهاي اين تيم را به سطح راهبردي ارتقا دهد. البته سهم رژيم صهيونيستي در تحقق اين بيانيه را نبايد ناديده گرفت و اين رژيم در كنار تاكتيكهاي ديگر مرتبط با توافقنامه ژنو، مسير استمرار تحريمها در پروژه ايرانهراسي جهاني را نه بيشتر بلكه با نتايجي محسوس و سريعتر از گزينه تحكيم اجراي توافق مذكور تعقيب ميكند.
تلاش انگلستان براي احياي موقعيت و ارتباط سابق خود با ايران آن هم در شرايطي كه شواهد ارتباطهاي جايگزين دوجانبه از جمله با امريكا تشديد شده است، مقوله مهمي به نظر ميرسد كه بايد براي سياست خارجي ما هم در كنار پرهيز از شتابزدگي و افراط در اميدواري به ادعاها و نقشهاي فريبنده اين كشور در مناسبات ايران و غرب، از دريچه فرصت هم نگريسته شود. البته در اين رابطه بايد وزن اين كشور در حوزه مسائل هستهاي نيز در مقايسه با ساير اعضاي گروه 1+5 مورد برآورد و سنجش قرار گيرد و صدالبته كه مسئله، تنها مذاكرات هستهاي نبوده و نخواهد بود و بايد از دريچه كلانتري به اين روابط نگريسته شود. گشايش روابط اقتصادي برد ـ برد و برونرفت از چالشها و محدوديتهاي كنوني، ميتواند يكي از زواياي اين روابط كلان باشد.
به نظر ميرسد انگليسيها كه البته تجارب طولاني در سياستبازي و حضور به موقع در بازارهاي منطقهاي و جهاني دارند و پيشينه و روحيه بازرگاني بينالمللي خود را همواره در تصميمات سياسي و امنيتيشان نيز از نظر دور نميدارند، فرصتهاي حضور مجدد در بازارهاي ايران را بيش از پيش درك كردهاند و همين ظرفيتها بايد به عنوان بخشي از مجاري و زمينههاي رويكرد فعال و كنشگر جمهوري اسلام ايران در روابط دوجانبه با آن كشور مورد استفاده قرار گيرد و از اين مقوله به عنوان سرمايهاي براي تعديل مواضع تند انگليس در عرصههاي سياسي و امنيتي عليه كشورمان و متحدين راهبردي كشور بهرهگيري شود.
ماهيت ملاقاتهاي برنامهريزي شده براي تيم استراو هر چه كه باشد، نبايد در برابر استقبال انگليسيها از نزديكي مجدد به امور اقتصادي ايران، به صورت يكسويه و انفعالي برخورد شود. اينكه سياست خارجي و اقتصادي كشور پيش از انجام اين سفر مواضعي روشن، استوار و مبتني بر منافع ملي و خطوط روابط خارجي كشور اتخاذ كرده باشد، انتظار روشن و غيرقابل عدول ملت ايران و همه علاقهمندان به پيشرفت و توسعه منزلت كشور در روابط بينالمللي است. البته در كنار رنگ و بوي اقتصادي اين سفرها، جنبههاي سياسي اهداف تيم مذكور نيز دور از نظر نميماند. انتظار ميرود كه سفر اين تيم از حوادث و حاشيههايي قويتر از متن، آنگونه كه چندي پيش تبلور نمود، دور بماند.