کد خبر: 628786
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۵:۱۹
گپ‌و گفتي بايك برق‌كار خودرو
اگر گذرتان به سه راه تهرانپارس ابتداي خيابان دماوند افتاده باشد درست بعد از پل خاقاني چسبيده به سراي محله تهرانپارس مغازه باتري‌سازي و برق خودرويي (عرب‌زاده) در آنجا ديده‌ايد كه جواني 34 ساله به نام مجتبي تركمن استادكار آن مغازه است.
مسيح خدايي

اين جوان با اينكه در زير آسمان اين شهر نفس مي‌كشد و در كاسبي از مناسبات اجتماعي ‌امروز در زندگي بهره مي‌برد،‌اما سبك و سياق كاسبي او به دوره پدران و پدربزرگان ما بر مي‌گردد چراكه اين جوان شديداً به حرام و حلال معتقد است. گفت‌وگوي ما با آقاي تركمن را در ادامه مي‌خوانيد.

چند ساله هستيد و از چه زماني كار برق‌كشي خودرو را شروع كرده ايد؟

من 34 سال سن دارم و از سال 1372 كارم را شروع كردم و به جز دو سال سربازي، تقريباً هشت، نه سال به كاربرق كشي خودرو مشغول بوده‌ام.

تنها در اين رشته كار كرده‌ايد‌؟

بله. گر چه مدتي هم در برق كشي ماشين آلات راه‌سازي هم كار كرده‌ام.

انگار كار در بخش ماشين آلات سنگين و راه‌سازي وضعيت بهتري دارد و به‌صرفه‌تر است. اين طور نيست‌؟

نه اتفاقا ً اگر كار آنجا بهتر بود كه من همان كار را ادامه مي‌دادم.

شما چقدر به درستكاري و لقمه حلال در كاسبي خودتان معتقد هستيد‌؟

خيلي زياد. كار و كاسبي من جز اين نمي‌تواند باشد. خدا مي‌داند كه من چه اندازه به كار درست و لقمه حلال ايمان دارم.

امروزه برخي جوان‌ها به لقمه حلال و به كاسبي كار بر اساس لقمه حلال اهميت نمي‌دهند. با اين وجود چه كسي اولين بار حلال و حرام را براي شما تعريف كرد و راه درستكاري را به شما نشان داد‌؟

براي اولين بار پدرم حلال و حرام را برايم توضيح داد و باعث شد تا الان من اينگونه كار كنم و ‌امين مردم باشم‌. اميدوارم از اين به بعد هم اين طور كار كنم. البته راهنمايي‌هاي مادر و دايي‌ام و بقيه بزرگان فاميل هم در اين رابطه بي‌تاثير نبوده است.

كار بر اساس درستكاري از لحاظ مالي كمي دست و پاي آدم را مي‌بندد، با اين اوصاف شما از كارتان راضي هستيد‌؟

بله، خدا را شكر. من در حال حاضر شايد 60ميليون تومان سرمايه نداشته باشم. گاهي بچه‌ها به من مي‌گويند: تو عرضه هيچ كاري را نداري و نمي‌تواني بار خودت را ببندي. چون تا به حال به هيچ جا نرسيده‌اي.‌اما من با اين حرف مخالفم. چون وقتي خودم به اوضاع كاري‌ام نگاه مي‌كنم مي‌دانم كه چه كرده‌ام. تنها ماديات نمي‌تواند ملاك موفقيت باشد.

به جز راهنمايي‌هاي اوليا و فاميل‌هايتان خود شما چطور با لقمه حلال عجين شده‌ايد‌؟

همانطور كه من خدا را شناخته‌ام، بايد به دستوراتش عمل كنم كه يكي از دستورات خدا در مورد نان و لقمه حلال است. در اين حالت من بايد هر لحظه‌اي كه مي‌گذرد درستكاري را در كارم در نظر بگيرم تا بتوانم لقمه حلالي براي خانواده‌ام در بياورم.

معمولاً چون خيلي از مردم ما از مسائل فني خودرو بي‌اطلاع هستند، برخي مكانيك‌ها از اين مسئله سوء استفاده مي‌كنند، با اين وجود شما چطور رفتار مي‌كنيد‌؟

من در چنين وقت‌هايي خدا را در نظر مي‌گيرم. شايد يك بنده خدايي از قيمت كاري كه من بايد برايش انجام دهم اطلاع نداشته باشد،‌اما خدا كه مي‌داند و مي‌بيند من چه كار كرده‌ام و براي او چه كاري انجام داده‌ام.

اگر به ياد داريد يك مثال بزنيد.

مثلاً چند روز گذشته آقايي‌ آمدند و گفتند من ماشينم را پيش شما مي‌گذارم و مي‌روم و هر وقت توانستي بخاري ماشين را عوض كن. من نگاهي به ماشين كردم و ديدم مشكل كوچكي دارد و تا‌ آمدم به او بگويم همين الان درست مي‌شود، ديدم رفته است و من با دو قطعه كوچك بخاري‌اش را درست كردم كه قطعه 1000 تومان قيمتش بود. در حالي كه مي‌توانستم خيلي كارها كنم و او را حسابي تيغ بزنم.‌اما نكردم و وقتي او برگشت آنقدر خوشحال شد و تشكر كرد كه حاضر بود چندين برابر دستمزدم به من بپردازد. اين مسائل خيلي براي ما پيش مي‌آيد كه بايد خدا را در نظر بگيريم و فريب شيطان را نخوريم.

تا كنون با همكاران خودتان كه درقبال كار ناچيز دستمزد‌هاي آنچناني از مشتري بگيرند مواجه شده‌ايد‌؟

بله. خيلي زياد. چند وقت پيش در مغازه يكي از همكارانمان بودم كه متوجه شدم براي ماشين بنده خدايي كاري انجام داد كه در نهايت دو يا سه هزار تومان دستمزدش بود.‌اما وقتي كه صاحب ماشين‌ آمد 50 هزار تومان از او اجرت گرفت و ادعا كرد چند قطعه را عوض كرده. در صورتي كه من آن جا بودم و او هيچ قطعه‌اي را عوض نكرده بود.

عكس‌العمل شما با همكارتان چطور بود. اصلا چيزي به او گفتيد يا خير‌؟

بله. اتفاقا من خيلي ناراحت شدم و به او اعتراض كردم و گفتم چرا اين كار را كردي، خدا را خوش نمي‌آيد كه با مردم اين طور حساب كنيم. گفتم در اين زمانه مال حلال خودمان از گلويمان به زور پايين مي‌رود، چه برسد به لقمه حرامي كه‌ امثال تو سر سفره خانواده‌هايشان مي‌گذارند. خلاصه سعي كردم كمي او را نصيحت كنم.

خيلي‌ها معتقدند كه اگر كسي زحمت بكشد و لقمه حلال سر سفره‌اش بگذارد، زندگي‌اش از هر جهت بيمه مي‌شود و نتيجه مثبت اين كار را مي‌بيند. شما به اين حرف معتقديد و آن را قبول داريد؟

بله. كاملاً قبول دارم. ببينيد اگر كسي 1000 تومان يا 10هزار تومان و هر ميزان كه حق كارش است، از مشتري بگيرد كه كاملاً آن پول حلال باشد، مطمئن باشيد آن پول ميزانش مهم نيست. مهم اين است كه در آن پول بركت وجود دارد و شب كه طرف مي‌خوابد و سر روي بالش مي‌گذارد، وجدانش ناراحت نمي‌شود. وقتي مي‌خوابد از خودش نمي‌پرسد كه خدايا چرا من اين كار كردم‌؟ چرا دستمزدي را گرفتم كه حق من نبود‌؟

قديمي‌ها اعتقاد داشتند كه پول حرام خرج بيماري و گرفتاري مي‌شود. به نظر شما اين حرف درست است‌؟

بله كه درست است. من قبول دارم.

نمونه چنين كساني را در اطراف خودتان ديده‌ايد‌؟

بله. خيلي‌ها را ديده‌ام. مثلاً چند سال پيش يكي از دوستانم كه زياد به حلال و حرام معتقد نبود تصادف بدي كرد و مجبور شد تمام زندگي‌اش را بفروشد و خسارت بدهد. وقتي او را ديدم و جريان را برايم گفت، من گفتم اين تصادف نتيجه نان حرامي است كه در سفره‌ات گذاشته‌اي. جالب بود كه خودش هم انگار داشت به اين مسئله فكر مي‌كرد. چون فورا ً حرف مرا تأييد كرد و قسم خورد كه ديگر كارهاي گذشته‌اش را تكرار نمي‌كند.‌اما خيلي كم پيش مي‌آيد كه اين افراد به قول و قسمشان پايبند باشند. چون همين دوستم را دوباره چند وقت پيش ديدم كه باز راه نادرست را در پيش گرفته بود.

به عنوان آخرين سؤال بگوييد كه در دعاهايتان از خدا چه مي‌خواهيد‌؟

من وقتي كه نماز مي‌خوانم از خدا مي‌خواهم يك روزي حلال و بازار كار خوب برايم مهيا باشد و خدا زن و بچه و خانواده‌ام را زير سايه محبت خودش بگيرد. همين.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها