زينب شكوهي طرقي | همه ما نسل جديديها از بزرگترهايمان شنيدهايم كه «اگر كوه پول هم داشته باشي ميشود در يك چشم برهم زدني از دست داد.» خاطرم است مادربزرگم هميشه ميگفت: «هميشه شندرغاز، شندرغاز ميشود يك قران و يك قران ميشود يك ريال و... هميشه ذره ذره پول ميشود سرمايه.» شما را نميدانم اما خودم از آن دسته جوانهايي هستم كه برايم ذرهذره پول جمع كردن معنايي ندارد. يك فكر غلط دارم و آن اينكه با اين خرده پولها نميشود زندگي ساخت! و از همه بدتر اينكه هميشه دنبال اين هستم كه به جاي چندبار خرد خرد پول جمع كردن يك پول هنگفت به دست بياورم.
حداقل 25 روز ماه از صبح تا شب سر كار ميآيم و ميروم به اميد گرفتن پولي كه مطمئناً تا دو هفته بعد حتي يك ريال از آن هم باقي نمانده است! كلي به خودم زحمت ميدهم، كار ميكنم و در چشم برهم زدني همه پولم را خرج ميكنم! اگرچه ميدانم چنين تفكري غلط است، ميدانم با اين رويه پشتوانه اقتصادي ندارم اما به قول يكي از دوستانم «ما ميدانيم چنين طرز فكري اشتباه است اما چاره چيست وقتي نميدانيم دخل و خرجمان را چطور بايد مديريت كنيم؟!» چه بخواهيم و چه نخواهيم بايد بپذيريم كه پول در نگاه ما به زندگي، به خودمان و ديگران تأثير ميگذارد. در سنين نوجواني و جواني، چون معمولاً اين ديگران هستند كه كار ميكنند و به ما پول ميدهند، در نتيجه خيلي راحت خرج ميكنيم و گاهي تبديل به ماشين مصرفي ميشويم كه اصلاً نميدانيم چرا بعضي چيزها را ميخريم و چه مصرفي دارند. به اين ترتيب از همان دوران نوجواني، مصرفگرايي و چشم و همچشمي را تمرين ميكنيم. از همان دوران ياد ميگيريم نه تنها تأمينكننده و درآمدزا نباشيم بلكه يك مصرفكننده و پول خرجكن افراطي بار بياييم. غافل از اينكه اين عادت بد تا دوران جواني و حتي ميانسالي ممكن است دست از سرمان برندارد. براي اينكه بدانيم چطور بايد پول به دست بياوريم و چطور خرج كنيم يا به قولي براي رسيدن به فوت و فنهاي مديريت پول به سراغ دكتر فهيمه قبيطي، جامعهشناس رفتيم و نظرات كارشناسي او را جويا شديم كه در ادامه ميخوانيد.
پايه غلط در خانوادهها بنا ميشود
دوران كودكي، نوجواني و جواني از آن دورانهايي است كه بچهها به شدت از پدر و مادرهايشان تأثير ميگيرند، تأثيرهايي كه اغلب براي آنها جنبه آموزشي دارد. پدر و مادرها در بستر خانواده و در جمع به رفتارهاي غلط كسب و هزينه كردن پول ادامه ميدهند غافل از اينكه آموزش نحوه نگرش بچهها به پول و بودجهبندي، در خانواده شكل ميگيرد.
پدر و مادري كه به محض ديدن قبوض يا صورتحسابهاي مالي ديگر بلافاصله تغيير اخلاق ميدهند، رنگ از رويشان ميپرد، با هم دعوا ميكنند قطعاً با والديني كه از قبل، هزينههاي مختلف را پيشبيني ميكنند تا هنگام وصول قبضها دست و پايشان را گم نكنند، روي فرزندانشان تأثير متفاوتي ميگذارند.
ما پدر و مادرها بدون آنكه بدانيم از اول در ذهن فرزندمان بذر ترس از پول و در عين حال بيپولي و فقر را ميكاريم، فراموش ميكنيم همين بذر به مرور زمان و با بزرگ شدن فرزندمان رشد ميكند و به درخت تناوري تبديل ميشود كه پس از اين بر ساير زمينههاي زندگي انسان هم سايه ميافكند و تا آخر عمر دست از سرش برنميدارد.
از همين حالا شروع كنيم
در همين اول راه بياييم به جاي اينكه فكر كنيم حالا كه به اين دنيا آمدهايم، منت بر سر همه گذاشتهايم و اين دنيا اعم از پدر و مادر و جامعه بايد به ما سرويس بدهند، تلاش كنيم و چه بسا بيشتر از آنچه قرار است از طرف پدر و مادر بگيريم، درآمد كسب كنيم. از همين حالا ياد بگيريم كه درباره پول دچار احساسات عجيب و غريبي چون ترس، حرص، حسادت، احساس گناه و تكبر نشويم و سعي كنيم براي هزينه كردن پولي كه در اختيار ما قرار ميگيرد، برنامهريزي دقيق داشته باشيم، چون اگر مديريت پول را ياد نگيريم، در زندگي دچار دردسرهاي بزرگي خواهيم شد.
يكي از اثرات مهم ترس از پول و در عين حال ترس از بيپولي خرج كردن زياد و بيمحابا و بدون فكر و نيز حرص در جمع كردن بيمارگونه پول است كه هر دو بسيار خطرناكند. بدترين بلايي كه ممكن است بر سر خلاقيت يك جوان بيايد اين است كه دلش را به درآمد اندكي با صرف وقت زياد خوش كند و هميشه در حسرت داشتههاي ديگران به سر ببرد. نيروي جواني نعمتي است كه ميتواند هر ناممكني را ممكن سازد، به شرط آنكه به جاي توقع از والدين يا جامعه، آستينها را بالا بزنيم و ببينيم براي بهتر شدن وضعيت زندگي خود چه كارهايي را ميتوانيم انجام بدهيم.
فهيمه قبيطي در اينباره ميگويد: «من تصور ميكنم قضيه كمي سادهتر از چيزي است كه در ذهنمان ساختهايم. سرمنشأ همه ايدههاي جديد، ذهن و مغز خود ماست. كافي است با دقت بيشتري به پيرامون خود نگاه كنيم تا متوجه شويم با چه ايدههاي ساده و با امكاناتي كه تا به حال داشتهايم و بهراحتي و بيتوجه از كنارشان ميگذشتيم، ميتوانيم پول در بياوريم.
مهمترين اصل آن است كه اول ببينيم به عنوان يك نوجوان يا جوان آيا ميخواهيم تا آخر عمر از ديگران سرويس بگيريم يا بالاخره ميخواهيم يك جا خودمان دستمان را به زانويمان بزنيم و ياعلي بگوييم و بلند شويم؟
اگر بلند شديم و عزممان را جزم كرديم، اگر تصميم گرفتيم خودمان كار كنيم، بايد اصل ديگري را در نظر داشته باشيم و آن اينكه «از كار كردن لذت» ببريم. متأسفانه عادت زشتي در جامعه ما وجود دارد كه كار را معادل سختي و مشقت ميپنداريم، درحالي كه بر اساس آموزههاي ديني و فرهنگي ما، كار جوهر آدمي و نشانه غيرت و توانمندي اوست. با خوشبيني و تصور افق روشن موفقيت، ميتوان كارهاي سخت را آسان كرد و به شيوههاي جديد ارائه خدمات و محصولات پرداخت. براي كسب درآمد ابتدا بايد به مهارتهاي لازم مجهز شويم. آيا تا به حال به فكر افتادهايد فهرست كارهايي را كه واقعاً از دستتان برميآيد، تهيه كنيد و به فكر كسب مهارت در زمينههايي باشيد كه درباره آنها چيزي نميدانيد؟ مهمترين اصل در روند كار و كسب درآمد پرداختن به كارهايي است كه يك: به آنها علاقه داريم و دو: در انجام دادن آن كارها مهارت لازم را داريم.»
به تبليغات نگاه نكنيد
يكي از مصائبي كه اغلب ما گرفتار آن هستيم اين است كه در خريد كردن، سادهلوح هستيم و بهراحتي گول تبليغات را ميخوريم. تصور ما از همه تبليغات اطرافمان كالاهايي با كيفيت بسيار مطلوب است غافل از اينكه در همين بازار تبليغات هم ميشود كالاهاي بسيار آشفته و بيكيفيت به مشتريها قالب كرد! علاوه بر اين گاهي اوقات چشم بازميكنيم و ميبينيم با ورود به يك فروشگاه و هزينه كردن پول قابل توجه تازه كالاهايي را خريداري كردهايم كه هيچ نيازي به آن نداشتهايم!
اين جامعهشناس ميگويد: «مسئله هم در مديريت پول «پسانداز كردن» است. قرار نيست هر پولي را كه در ميآوريم، پسانداز كنيم اما در عين حال كنار گذاشتن كمي پول هم لازم است و به درد زماني ميخورد كه هزينه ضروري و پيشبينينشدهاي پيش ميآيد. مهمترين اصل در پسانداز نظم است. ميزان اندك پسانداز به شكل مستمر، بسيار بهتر از پساندازهاي زياد و گهگاه جواب ميدهد. يادمان باشد كه احساس ثروتمند بودن بيش از آنكه به موجودي جيب يا حساب بانكي افراد بستگي داشته باشد، به ديدگاه آنان و ذهنيتشان از پول مربوط ميشود. هميشه در دنيا كساني هستند كه بيشتر يا كمتر از ما پول دارند ولي همه يكسان به پول نگاه نميكنند.
بعضي از افراد هميشه در هراس از فقر به سر ميبرند و كارشناس نمودارهاي هزينه و درآمد خود و ديگران هستند. آخرين نرخ تمام كالاهاي مربوط و نامربوط را ميدانند و با بالا رفتن قيمت هر بشكه نفت يا پايين آمدن آن يا نرخ ارز و سكه، چهار ستون بدن و نيز پايههاي زندگيشان ميلرزد.
مثلاً اگر طبق محاسباتشان متوجه شوند بهزودي قيمت طناب بالا ميرود، بدون اينكه فكر كنند اصلاً نيازي دارند يا اصلاً به چه دردشان ميخورد، كلي طناب ميخرند! اينها اگر صفرهاي رقم پسانداز بانكيشان قابل شمارش هم نباشد، در اضطراب و ترس دائمي از فقر و ورشكستگي به سر ميبرند و پول بهجاي آنكه گره از كارشان باز كند، برايشان تبديل به قفل بسته ميشود.»
ولخرجي تعطيل
با كسب مهارتهاي مختلف ميتوان با حداقل هزينه، بهترين نتيجه را گرفت. پس بهجاي حسرت خوردن براي داشتههاي ديگران و نداشتههاي خود از جا بلند شويم و سعي كنيم از بهترين دوران عمر خود، يعني جواني، براي شادمانه زيستن، سالم زيستن و خدمت به خود و ديگران حداكثر استفاده را ببريم. فهيمه قبيطي با بيان اينكه يكي از مهمترين مسائل در مديريت پول پرهيز از اسراف، مصرفزدگي، چشم و همچشمي با ديگران، مخصوصاً تازه به دوران رسيدههايي است كه ميخواهند هر چيزي را به صرف جديد بودن يا مد بودن داشته باشند، ميافزايد: «مديريت پول بهويژه در دنياي معاصر كه منحنيهاي عجيب و غريب اقتصادي به شكل حيرتانگيزي بالا و پايين ميروند و البته غالباً سير صعودي دارند، امري ضروري است، وگرنه زندگي انسان دائماً دچار امواج توفاني و همراه با اضطرابهاي غيرقابل پيشبيني خواهد بود. مهم نيست كه چه جايگاه و موقعيتي داريم، آينده پيش روي ماست و جاده امنيت مالي، فراروي شما گشوده است؛ كافي است بدانيم رزاق ما خداست كه غنيترين و بينيازترين است و با كوچكترين خطاي ما، روزيمان را قطع نميكند، همواره اميد به رحمت و بركت از جانب او داشته باشيم.
مهمترين اصل اين است كه در ناتوانيهايمان درجا نزنيم، از كار كردن لذت ببريم و تا ميتوانيم كيفيت كارمان را بالا ببريم كه بهترين تبليغ براي كار، كاري است كه درست و تميز انجام و بهموقع تحويل ميدهيم و به اين ترتيب مشتري بعدي را به سوي خود فرا ميخوانيم.
يادمان باشد كه بايد دخل و خرجمان را ميزان كنيم و بيش از آنچه داريم خرج نكنيم، فرق بين نياز و هوس كردن را بدانيم، به فكر پسانداز هم باشيم و از همه اينها مهمتر، سهمي را هم براي كساني در نظر بگيريم كه ممكن است تواناييها و امكانات ما را نداشته باشند.»
با سلام ميخواستم بدانم آيا بازيكنان فوتبال پولشان حلال است يا حرام؟