پسر جواني كه متهم است سال گذشته در جريان انتقامي كور، مرد جواني را در قبرستان ورامين به قتل رسانده، ديروز پاي ميز محاكمه قرارگرفت.
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران در دفاع از كيفرخواست، به قضات شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران گفت: دو مرد كه همراه مأموران بدرقه از زندان به دادگاه منتقل شدهاند، اسد و نيما نام دارند كه متهم هستند بهمن ماه سال گذشته پسري به نام آرش را در ورامين به قتل رساندهاند. آنها بعد از حادثه بازداشت شدند و در بازجوييها هم جرم خودشان را قبول كردهاند و اتهامشان محرز شده است، بنابراين درخواست ميكنم اسد - 41ساله به اتهام مباشرت و نيما - 28ساله به اتهام معاونت در قتل مجازات شوند. پس از آن وكيل خانواده مقتول در جايگاه حاضر شد و درخواست قصاص كرد.
در ادامه اسد در جايگاه قرار گرفت و گفت اتهام خودش را قبول دارد. او توضيح داد: هفت سال قبل خانواده مقتول از برادرم شكايت كردند. آنها مدعي بودند برادرم به برادر مقتول تعرض كرده است. بعد از آن برادرم بازداشت شد و پروندهاش به دادگاه فرستاده شد. برادرم بعد از محاكمه به اعدام محكوم شد و سال گذشته هم حكم درباره او اجرا شد. يك شب قبل از اجراي حكم همراه خانوادهام به زندان رفتيم و با برادرم خداحافظي كرديم. او آن شب به من گفت كه يك اسلحه كمري را جايي پنهان كرده است و نشاني آن را به من داد.
متهم ادامه داد: خانواده مقتول اگر پيش از اجراي حكم از برادرم اعلام رضايت ميكردند، حكم درباره او اجرا نميشد اما آنها اين كار را نكردند، حتي وقتي براي برادرم مراسم ختم برگزار كرديم آنها آمدند جلوي مسجد و نوار شادي پخش كردند. من از همان لحظه كينه مقتول را به دل و تصميم گرفتم از او انتقام بگيرم. به سراغ محلي كه برادرم نشاني اسلحه را داده بود، رفتم و آن را برداشتم. روز حادثه همراه نيما سر خاك برادرم رفته بودم كه مقتول هم به قبرستان آمد و سر خاك پدرش رفت. وقتي ميخواست سوار ماشين شود، صورتم را با ماسك بستم و چند گلوله به او شليك و فرار كردم. متهم ادامه داد: نيما از نقشه من خبر نداشت و آن روز همراه من به قبرستان آمده بود و نقشي در قتل نداشت. البته به او گفته بودم كه ميخواهم با يك نفر دعوا كنم اما از ماجراي قتل خبر نداشت.
بعد از آن نيما در جايگاه قرار گرفت و گفت: روز حادثه اسد به من گفت ميخواهد با يك نفر دعوا كند. گفت دعوا ناموسي است و خواست همراه او بروم. من نميدانستم ميخواهد مرتكب قتل شود. همراهش رفتم و داخل ماشين نشسته بودم كه به مقتول شليك كرد. بعد هم فرار كرديم.
هيئت قضات بعد از شنيدن دفاعيات متهمان وارد شور شدند.