
اعضاي خانواده به پليس گفتند رحيم، برادر گلنسا مرتكب قتل شده است. بنابراين مأموران او را بازداشت كردند. رحيم در بازجوييها به قتل خواهرش اقرار كرد و توضيح داد: شوهر گلنسا ۱۰ سال قبل به طور مرموزي ناپديد شد.
او همسر و دو فرزندش را رها كرد و به محل نامشخصي رفت. ما به پليس خبر داديم اما از شوهر او هيچ نشاني پيدا نشد. به خاطر همين خواهرم به خانه من آمد و سرپرستياش را بر عهده گرفتم. متهم ادامه داد: از مدتي قبل به رفتارهاي خواهرم مظنون شدم. اهالي محل به من ميگفتند خواهرم با مردهاي غريبه رابطه دارد. البته من خودم نديدم كه با كسي رابطه داشته باشد. چند بار به خواهرم تذكر دادم و از او خواستم به خاطر آبروي خانوادگيمان مراقب رفتار خودش باشد تا كسي درباره ما حرف نزند. خواهرم اما به حرفهاي من توجهي نميكرد و هر طور كه دلش ميخواست رفتوآمد ميكرد. امروز هم بر سر همين موضوع با او حرف زدم. گلنسا گفت هر كار كه دلش بخواهد ميكند و كسي حق ندارد مانع او شود.
من هم عصباني شدم و با چاقو ضربهاي به او زدم كه باعث مرگش شد. مأموران پليس سپس متهم را بازداشت و جسد مقتول را هم به پزشكي قانوني منتقل كردند.
اولياي دم در اولين مراحل تحقيقات از متهم اعلام رضايت كردند و گفتند از او شكايت ندارند. بعد از انجام تحقيقات، پرونده براي رسيدگي به شعبه ۷۴ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. قضات دادگاه با بررسي اوراق پرونده، خواستار رفع نقص در برخي اوراق شدند. بعد از انجام بررسيها، پرونده بار ديگر روي ميز قضات دادگاه قرار گرفت و متهم پاي ميز محاكمه حاضر شد.
در ابتداي جلسه، نماينده دادستان تهران گفت: از آنجا كه متهم موفق به جلب رضايت اولياي دم شده و در حال حاضر هم با قرار وثيقه از زندان آزاد شده است، درخواست ميكنم او از جنبه عمومي جرم مجازات شود. سپس متهم مقابل قضات ايستاد و گفت: من نميخواستم خواهرم را به قتل برسانم و از اتفاقي كه رخ داده، پشيمان هستم. اميدوارم خداوند هم از گناه من گذشت كند. قاضي عبداللهي بعد از شنيدن دفاعيات متهم، با اعضاي دادگاه وارد شور شد و متهم را به يك سال و نيم حبس به صورت تعليق محكوم كرد.