عباسي به زيرکي و با سادهترين ترفندها از استيضاح و پاسخگويي به نمايندههاي مردم گريخت و به وزارت بازگشت. البته توقعي هم نبود که باز نگردد. خانه پر توقعاتمان هم اين بود که فقط اخطاري بشنود و توبيخي شود براي آنکه زين پس قانون را رعايت کند. البته نه قانون خودش را. اما هرچه که بود، استيضاح منتفي شد و جناب وزير به وزارتخانهاش بازگشت و سعي ميکنيم به خود بقبولانيم بحق از اين استيضاح گذشت. هرچند که اينطور نبود. به خود ميقبولانيم که نمايندههاي مردم،به خاطر مردم و شرايط حاد اقتصادي کشور از استيضاح او صرفنظر کردند،هرچند اينطور نبود و خودشان به وضوح گفتند که با قول انجام يکسري کارها در حوزه انتخابيشان از خير استيضاح گذشتند.
با اين وجود اين ماجرا تمام شد. اگر چه اين به خير گذشتن ميتواند باعث شود که وزارتخانه زين پس با خيال راحت به راهي که از قبل ميرفت و نتيجهاي جز تعليق نداشت برود. اما از وزير انتظار ميرود امروز که به عنوان فاتح، بار ديگر به وزارت ورزش بازگشته،ديدش را تغيير داده و به عنوان يک برنده،يک گام به عقب رفته و ادامه راه را به جهتي برود که به سود ورزش و مردم باشد.
اگرچه با توجه به شناختي که از روند کاري وزارت ورزش و معاونان عباسي وجود دارد،تحقق اين انتظار،بيشتر به خواب و خيال ميماند.
اما عباسي اگر کمي زرنگ باشد، ميتواند از اين پيروزي به گونهاي استفاده و بهرهبرداري کند که گذشته و اشتباهاتي را که در آن مرتکب شده به کلي از ذهن مردم و جامعه ورزش پاک کند و خود را به عنوان ناجي ورزش معرفي کند.
اگر چه اشتباهات عباسي و اصرارهايش به عدم رعايت قانون براي ورزش بسيار گران تمام شده است. اما شايد شانس او اين باشد که وادي ورزش با ديگر واديها فرقهاي بسياري دارد و مهمترين آن هم اين است که مردم به راحتي اشتباهات را فراموش ميکنند اگر فرد خاطي سعي در جبران اشتباهاتش کند.
عباسي طي اين مدت، زمان زيادي را از دست داده و ورزش را هر روز بيشتر از روز گذشته به تعليق کلي نزديک کرده و کابوس اين تهديد جدي را به جان مردمي انداخته که شايد اين روزها ورزش تنها دلخوشيشان باشد. اما او ميتواند براي آخرين بار، با نگاهي منصفانه به عقب و قبول اشتباهاتش، در راه درست گام برداشته و با استفاده از آخرين فرصتي که IOC در اختيار ايران گذاشته، پلهايي را که پشت سر خود خراب کرده بود را از نو بنا کند تا برنده واقعي اين ميدان باشد. عباسي بازي در مجلس را برد. حال به هر ترفندي،درست يا اشتباه. اما کمتر کسي است که به او به چشم يک برنده نگاه کند. جز عدهاي که دور او را گرفتهاند و جز بله قربان گفتن نميدانند و نميگويند. اما او ميتواند با يک اقدام منطقي، با سود جستن از اين فرصت پيش آمده، همه اشتباهاتش را جبران کند و خودش را که همه ورزش را به آستانه نابودي کشانده و در مدتي نه چندان طولاني آن را کن فيکون کرده،در اين ۹ ماه باقي مانده به ناجي ورزش تبديل کند تا باورمان شود که بحق از مجلس و پاسخگويي به نمايندههاي مردم گريخته است.
اما بيشك اگر عباسي از اين فرصت پيشآمده نهايت استفاده را نكند براي جبران مافات، علاوه بر اين كه بعد از اين با هجمه انتقادات گستردهتري مواجه ميشود، نامي نيكي هم از خود در ورزش باقي نميگذارد و در آيندهاي نه چندان دور همه او را بحق باعث و باني نابودي ورزش خواهند دانست.