مسئله مهم براي امريكاييها برنامه از سرگيري روابط مشهور به reset بود كه به ابتكار ديمتري مدودف و باراك اوباما ايجاد شد و اوباما آن را توفيق قابل توجه خود در زمينه سياست خارجي ميدانست، اما با بازگشت پوتين ديگر معلوم نيست كه بر سر آن چه خواهد آمد. با تمام اميدهاي امريكا و حتي تحريك مخالفان براي برگزاري اعتراضات ضدپوتين در مسكو، اين پوتين بود كه برنده انتخابات شد و سرانجام به كرملين وارد شد و با اداي سوگند رياست جمهوري كار خود را شروع كرد.
اكنون پوتين سومين دوره رياست جمهور خود را شروع كرده با اين تفاوت كه اين دوره برخلاف گذشته شش سال خواهد بود و براي امريكا و غرب مسئله اساسي اين است كه او در اين شش سال چه نوع تعاملي را با آنان در پي خواهد گرفت. شايد بهتر از هر كسي خود پوتين پاسخ اين مسئله را داده است. پوتين در حالي كار خود را در كرملين شروع كرده كه با امضاي سندي رئوس سياست خارجي خود را در آن اعلام كرده است. اگر برنامه مدودف- اوباما در مورد از سرگيري روابط روسيه و امريكا به معناي همكاري متقابل دو كشور باشد، پوتين نيز چنين برنامهاي را در سند سياست خارجي خود تأييد كرده، اما نكته مهم در اين است كه او در اين سند نشان داده كه چندان اطميناني به طرف امريكايي ندارد. در اين سند به صراحت ذكر شده كه مسكو خواهان روابطي صادقانه و استراتژيك با امريكاست كه «بر پايه برابري، عدم دخالت در امور داخلي و احترام به منافع ديگري باشد». پوتين پيش از اين بارها انتقاد شديدي از امريكا و غرب كرده بود و حتي گفته بود كه امريكا متحد نميخواهد بلكه دست نشانده ميخواهد. اين لحن پوتين در سند سياست خارجه او به صورت عدم اطمينان به امريكا نشان داده و از همين نكته ميتوان دريافت كه پوتين در اولين گام خود reset را به چالش كشانده، به خصوص اينكه در قضيه سپر دفاع موشكي امريكا در اروپا از اين كشور درخواست تضمينهايي كرده تا روسيه مطمئن شود اين سيستم عليه روسيه نخواهد بود. بايد توجه داشت كه روسيه اين سيستم را عليه امنيت ملي خود ميداند و به اين دليل بود كه تمام مقامات عالي رتبه روسيه در همايش بينالمللي سپر موشكي بر اين موضوع تأكيد داشتند و حتي نيكولاي ماكاروف، رئيس ستاد ارتش روسيه، هشدار داد كه براي مقابله با طرح سپر دفاع موشكي ممكن است روسيه دست به يك حمله پيشگيرانه بزند. اين تهديدي جدي به غرب است كه ميتوان گفت در راستاي سند سياست خارجي پوتين است و اعلام آن از سوي ماكاروف نميتواند بدون هماهنگي با پوتين و برنامههاي او باشد.
برنامه reset از جهتي ديگر نيز با چالشي جدي روبهرو است و آن تحولات منطقهاي و به خصوص منطقه خاورميانه است. پوتين در زمان حمله ناتو به ليبي آن را وحشيانه خوانده بود كه حتي مدودف در مقام رياست جمهوري مجبور شد به نحوي سعي كند تا عبارات او را تلطيف كند، اما بعد از آن، پوتين با چاپ مقالات متعددي ديدگاه خود را در مورد موضوعات مختلف و به صورت مبسوطي تبيين كرد كه از جمله آنها تحولات خاورميانه بود. او در اين مقوله به صورت مشخص از توطئه غرب در خاورميانه سخن گفت كه به بهانه انقلاب و آزادي مردم خاورميانه سعي دارد نقشه سياسي منطقه را به نفع خود تغيير دهد و به دنبال بر هم زدن معادلات جهاني است. در واقع، پوتين در معادلات جهاني اصل را بر ظهور جهان چند قطبي ميداند و از نظر وي، مداخله امريكا در خاورميانه در تعارض با چنين اصلي است. به اين جهت بود كه او هم با نوع مداخله امريكا و غرب در ليبي مخالفت ميكرد و هم آنكه با شك و ترديد به تحولات ديگر كشورهاي عربي مينگرد. وتوي دو قطعنامه شوراي امنيت در مورد سوريه از سوي روسيه بنا بر اين اصل انجام شده و روسيه آشكار اعلام كرده كه اجازه نخواهد داد تا سناريوي ليبي بار ديگر در سوريه اتفاق بيفتد. از اين جهت، پوتين با شدت بيشتر از گذشته در مقابل مداخلات امريكا و غرب در خاورميانه خواهد ايستاد و اين ايستادگي به صورت طبيعي بر برنامه reset تاثير خواهد گذاشت.
جهت ديگري از سياست خارجه پوتين كه بر reset تاثير خواهد گذاشت، روابط روسيه با قدرتهاي نوظهوري همانند چين، هند و برزيل در قالب پيمان شانگهاي و بريك يا سياست اوراسياگرايي اوست. روسيه سعي ميكند در قالب اين دست پيمانها نه تنها موازنه بينالمللي را به سوي جهان چند قطبي سوق دهد، بلكه با كشاندن اين قدرتها به بازيهاي بينالمللي در عمل اين روند را تسريع كند. سياست اوراسياگرايي او باعث ميشود كه روسيه بيشتر از دوره مدودف در صدد نزديكي روابط با كشورهاي اوراسيا برآيد و تقويت قدرتهاي منطقهاي را مد نظر داشته باشد. به عبارت ديگر، پوتين توجه به حوزه قدرتهاي جديد را سرلوحه برنامههاي خود قرار داده تا آن كه همانند مدودف تن به بازي reset بدهد و به همين جهت، تقريباً كسي شك ندارد كه اوراسياگرايي يكي از برنامههاي اصلي پوتين در دوره جديد رياست جمهوري او خواهد بود. در واقع، پوتين اصل همكاري با امريكا را رد نكرده، اما اين همكاري را با شرط و شروطي ميخواهد كه نه امريكا ميخواهد و نه ميتواند بپذيرد و به همين جهت، پوتين با نام همكاري با امريكا به دنبال تقويت حوزههاي رقابت با امريكا خواهد بود.