
حالا اين دو جبهه كه ليست هايشان در تهران يكي نشده هيچ، هر روز هم كه به تعداد ليستها و جبهههاي انتخاباتي جريان اصولگرا افزوده ميشود. واقعيت آن است كه هر كس متوقع بوده اسمش در يكي از اين دو ليست باشد و نبوده، دست به تاسيس يك جبهه و يك گروه زده كه همه كاركردش هم در همين ايام انتخابات است. كاركردي كه به يقين، تأسيسكنندگانش آن را مثبت ميانگارند، اما بايد ديد آيا در واقع هم اين تعدد جبههها و ليستها و كانديداها مثبت است؟ منظورمان از مثبت بودن، فايده داشتن چنين تعددي براي انقلاب و نظام است، نه اينكه منافع شخصي و جناحي كسي را مدنظر داشته باشيم. بنا را هم ـ علي الحساب و از سر خوشبيني ـ بر اين گذاشته ايم كه اصل در نظر گرفته شده در اين تعدد ليستها و جبههها منفعت نظام و انقلاب اسلامي است.
سردرگمي مردم به شكستن آرا ميانجامد
اولين اتفاقي كه در ميان چنين تعدد ليستهايي روي ميدهد، سردرگمي مردمي است كه اين ليست ها، از قرار، براي آنها ارائه ميشود. مردم ميمانند كه واقعاً كدام يك ليست اصولگرايان است و بايد به كدام اينها رأي دهند. اگر همه اينها اصولگرا هستند، چطور ميشود تشخيص داد كه بايد كدام را انتخاب كرد؟ اگر بحث ماندن بر سر ارزشها و اصول انقلاب است كه همه اين افراد چنين داعيهاي دارند، اگر هم قرار است به عملكرد ايشان استناد شود، واقعيت آن است كه مردم در جريان ريز آنچه اتفاق ميافتد، نيستند. نتيجه اين سردرگمي، شكستن و پخش شدن آرا ميان چندين گروه است؛ آرايي كه متوقع بوديم همه در يك سبد ريخته شود. در چنين حالتي، ريسك از دست دادن كرسيهاي مجلس و واگذاريشان به رقيب بالاست. از سويي، كساني هم كه به مجلس راه مييابند، با رأيي به مراتب كمتر از زمان تك ليست بودن اصولگرايان، راهي مجلس ميشوند و همين امر از وزن و اعتبار سياسي نماينده مجلس ميكاهد، يعني نهايت آنكه گروهي با آراي پايين و بدون قدرت مانور بالا راهي مجلس ميشوند.
ضرر چنين اتفاقي در مرحله اول به خود اصولگرايان به عنوان يك جناح اصلي سياسي در جامعه ايران برميگردد.
خوابي كه دشمنان ديدهاند
حالا بياييد نگاهي بيندازيم به آنچه دشمن – معجوني از ضدانقلاب سنتي و فتنهگران و امريكا و اروپاييها و. . . ـ براي انتخابات در سر دارد. نااميد كردن مردم از حضور در انتخابات اولين هدف اين جماعت است؛ امري كه اميدوارند با القاي فرمايشي بودن انتخابات، بحراني نشان دادن اوضاع اقتصادي كشور و پررنگ كردن اختلاف ميان مسئولان و نمايش آن به عنوان منازعه قدرت بين مقامات به آن دست يابند.
هدف ديگر دشمنان آن است كه اگر در مرحله اول، موفق به كم كردن حضور مردم نشدند، در مرحله دوم انتخابات را به يك تهديد امنيتي براي نظام تبديل كنند؛ تا اين نقطه قوت نظام را به گونهاي تبديل به چالش و نقطه ضعف عليه نظام كنند كه نظام اسلامي خود از آن دست بردارد و آن وقت در بوق و كرنا كنند كه نظام اسلامي دموكراتيك نيست! اينكه آنها به اين نقطه نخواهند رسيد، بحث ديگري است؛ اينجا ميخواهيم وسعت افق ديدشان را بيان كنيم. (و بعد در دلمان نگاهي به وسعت افق ديد خودمان بيندازيم!)
مرحله سوم هم آن است كه ميكوشند كرسيهاي مجلس به كساني برسد كه پايبنديشان به اصول ناب جمهوري اسلامي كمتر است و شايد بشود بعدتر از آنها بهرهاي هم برد!
اين ميانه تشتت اصولگرايان و شكستن آرايشان و از دست دادن حتي يك كرسي مجلس از سر چنين تعدد ليستي، كمك كردن به تعبير خوابي است كه خارج از اين مرزها، دشمنان نظام براي اين ملت و اين نظام ديدهاند!
لازم است سياسيون گرامي و كانديداهاي محترم اصولگرا توجه داشته باشند كه مرحله اول اين نقشه را مردم خنثي خواهند كرد و مرحله دوم را هم باز مردم و نيروهاي امنيتي، اما قسمت زيادي از مرحله سوم در دست همين خواص اصولگراست كه انگار براي خدمت به مردم و نظام جايي جز مجلس را مناسب نميدانند!
تعدد ليستها شايد از جنبه گرم كردن تنور رقابت و بالا بردن قدرت انتخاب مردم مثبت تلقي شود، اما معايب آن بيش از محاسني از اين دست است و اصلش رقابتي هم اگر از سر اين تكثر كانديداها پديد بيايد، درون گروهي است و رقابت درون گروهي، در حالي كه رقباي خارج از گروه نيز در رقابت حاضرند، وجهي براي حسن برشمردن ندارد. نه تنها وجهي از حسن ندارد كه خود آب گلآلودي است كه باعث ماهيگيري رقباي اصلاحطلب و جريان انحرافي ميشود.
اتحاد نشد، ائتلاف كنيد
آدمهاي اصولگرا، با همه ادعاي پايبندي بر اصول و ارزشهاي اسلام و انقلاب، معصوم نيستند و گاهي ممكن است آنقدري كه شعارهايشان ميگويد، در عمل اصولگرا نباشند و كوتاهي هايي داشته باشند كه لازم است بعضي وقتها با ديده اغماض به اين اشتباهات بنگريم تا وحدت حاصل شود. نه اينكه توبيخشان نكنيم و باب انتقاد و اعتراض را ببنديم، اما از دايره اصولگرايي هم اخراجشان نكنيم، ضمن آنكه خودمان هم كلاً ژست خيلي عليه السلام بودن نگيريم، هر كس اشتباهاتي دارد ديگر! (روضه را باز نكنيم كه كنايه فهمهاي مجلس خود ميدانند چه ميگوييم!) ضمن آنكه وقتي اتحاد عملي نشد، ميشد ائتلافي تشكيل داد كه لزوماً به مفهوم گذشتن از اصول خود نباشد، مقصود آن است كه دو طرف، ضمن ماندن بر سر عقيده با هم ائتلاف كنند و يك ليست ائتلافي بيرون بيايد تا نه تشتت آرا باشد و نه سردرگمي مردم. در ليست ائتلافي هم مشخص شود هر فردي كه در ليست آمده، مربوط به كدام جبهه است.
مردم را بدبين نكنيد
اتفاق بد ديگري كه اين ميانه ميافتد، نگاه بدبينانه مردم به نيت دروني چنين تعدد ليستهايي است. ما شايد، اما مردم همه نميتوانند چنين خوشبين باشند كه اين تعدد ليستها و اين مدام جبههاي تازه تأسيس شدنها، همه از سر شيفتگي خدمت به مردم باشند و از سر دلسوزي در راه آرمانهاي نظام. اين نوشتار نميخواهد به كسي از ميان اصولگرايان تهمتي بزند، اما حق بدهيم به مردم، اگر از اين شلوغي گروههاي در آستانه انتخابات سربرآورده، بوي منيت و سهمخواهي به مشامشان برسد. مهم نيست اين فكر مردم تا چه حد مستند و صحيح است مهم تأثيري است كه در كميت و كيفيت حضور مردم دارد و اگر هم اين دنيا كسي نتواند مؤسسين اين همه جبهه را به پاسخگويي در باب كرسيهاي از دست رفته مجلس نهم بكشاند، آن دنيا هر كس به قدر مسئوليتش بايد جوابگو باشد.