زهرا چیذری | در آغاز كار باید خود را به گونهای معرفی میكردند. پیدا كردن یك نام مناسب میتوانست فعالیتها و جهتگیری مورد نظرشان را به مخاطب بقبولاند؛ نامی كه بتواند ایدئولوژی مورد نظرشان را القا كند. نامی كه در ذهن مخاطب این تداعی را به وجود آورد كه آنها میخواهند در جهت سیر وسلوك معنوی گام بردارند. اولین چیزی كه از آنها بر سر زبانها میافتاد نامشان بود، پس یك نام تأثیرگذار برایشان مهم و حیاتی مینمود. برای جذب حداكثری مخاطب به ویژه مخاطبانی با ریشههای فكری مذهبی و معنوی عارف بودن را برطبل ادعا كوبیدند. میخواستند تا از راه فطرت الهی انسان او را به انحراف بكشند. مقصودشان از عرفان تقرب الهی و از همان راهی كه خداوند رهنمون شده، نبود. مقصد و مقصود آنها سیاهچالههای پوچی وقهقرای ظلمت و خط مشیشان اتصال به غیر از دهلیز شعور كیهانی بود. آغاز شكلگیری حلقههای زنجیر بردگیاز حدود 13سال پیش بود كه فعالیت گروه مدعی عرفان شعور كیهانی مثل همیشه با یک ادعا آغاز شد. ادعای فردی درباره متصل بودن به شعور كیهانی. مطابق با ادعاهای او با این اتصال حلقههای زنجیرهای برای یک جریان متافیزیکی شكل میگرفت. آغاز فعالیتهای این گروه با برگزاری كلاسهای عرفانی در نقاطی از تهران و برخی شهرهای دیگر شكل گرفت؛ كلاسهایی كه به صورت ترمیك و هفتهای یك جلسه برگزار میشد و اگرچه در ابتدای امر به نظر میرسید به شكلی قانونی عمل میكنند ولی با بیدار شدن مسئولان امر از خواب غفلت و دستگیری و محاكمه این مدعی عرفان و فرادرمانگری، این كلاسها به طور زیرزمینی و در خانهها همچنان تشكیل میشود. روند كار به این صورت است كه یك نفر آموزش دیده به عنوان مستر(مربی) آموزش و درمان فرادرمانگیران(به كسانی كه در كلاسهای عرفان كیهانی شركت میكنند، فرادرمانگیرمیگویند) را بر عهده دارد. این كلاسها معمولاً هفتهای یكبار برگزار میشود و برای شركت افراد در یك ترم ( كه شش جلسه دو ساعتی است) مبلغی در حدود 50 هزار تومان دریافت میشود. نحوه برگزاری این كلاسها این چنین است كه ابتدا فرادرمانگر (مستر، مربی) در مورد عرفان كیهانی توضیح میدهد و سپس به طور عملی همه افراد چشمها را بسته و به كمك مستر از کائنات انرژی دریافت میكنند و اگر كسی دچار بیماری باشد، مستر با انرژی دادن یا لمس اعضای فرد بیمار (روش پولایتی) فرد را مثلاً درمان میكند! در این كلاسها به طور صریح و غیر صریح القا میشود كه انسان به غیر از خود به فرد دیگری احتیاجی ندارد.
ریشههای فراماسونی شبكه مدعی عرفان کیهانیدكتر علیاكبر رائفیپور محقق و استاد دانشگاه در رابطه با عرفان کیهانی مطالعات بسیاری داشته واز نزدیك با مسترها و اعضای این گروه مدعی عرفان ملاقات و صحبت داشته است. وی این شبکه مدعی را دارای دو وجه میداند. یكی وجهی كه سعی دارد همه چیز را خوب و ایدهآل نشان دهد و وجه دیگر و در واقع چهره اصلی این فرقه، گرایشات عمیق و ریشههای فراماسونی این شبكه مدعی عرفان است. دكتر رائفیپور در رابطه با ریشههای اصلی عرفان کیهانی میگوید: «ما باید بپذیریم موجودی به نام ابلیس و از جنس جن وجود دارد؛ موجودی كه از روز خلقت انسان با او دشمنی ورزید و مدیریت تمام فتنههای عالم بر عهده اوست؛ «انه كان لهم عدوا مبینا». همچنین ما در نص صریح قرآن داریم كه شیاطینی از جنس جن وارد حوزه ملائك شده و اخبار غیب را میگرفتند و به افرادی میدادند كه آن افراد هم از این طریق بازاری برای خود ساخته و كارهایی را انجام میدادند. در واقع ما نمیتوانیم بگوییم جادو وجود ندارد و افرادی هستند كه با كمك شیاطین و جن این كارها را انجام میدهند، ولی این جادو تنها بر افراد خاصی اثر میگذارد و باز مطابق نص صریح قرآن جادو بر كسانی كه ایمان دارند و بر خدا توكل میكنند نمی تواند تأثیرگذار باشد و شیاطین به هیچ عنوان قدرت نفوذ و تأثیرگذاری بر زندگی این افراد را ندارند.»
رشتههای شعور كیهانی در دست موجودات غیرارگانیكاما دلیل انتخاب نام شعور كیهانی برای یک شبكه مدعی عرفان چیست؟این شعور كیهانی از كجا میآید و قرار است افراد را به كجا متصل كند؟دكتر رائفیپور معتقد است: «این شعور كیهانی حدود4، 5 هزار سال سابقه دارد و هم اكنون نیز این مسئله ادامه دارد. وی با اشاره به قرآن كریم از استراق سمع جنیان در اخبار ملكوت و رمیشان توسط شهابهای ثاقب و توسط ملائك میگوید. موجوداتی كه در عرفان کیهانی از آنها به موجودات غیرارگانیك یاد میشود.» این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه برخورد و صحبت با یكی از مسترهای این جریان انحرافی میگوید :« من میدانستم آنچه اینها از آن به عنوان موجودات غیرارگانیك نام میبرند، همان جن است ولی میخواستم تا از زبان یكی از خودشان این را بیرون بكشم، به همین خاطر در بحث با این فرد از او پرسیدم: موجودات غیرارگانیك یعنی چه؟و او گفت در واقع این موجودات همانی هستند كه در عربیاز آنها به جن تعبیر میشود.»به گفته این محقق در طول تاریخ برخی از کافران جن را میپرستیدند. وی در این خصوص به آیه 40و 41 سوره سبا اشاره میکند. « روزی كه خدا همه آنها را جمع میكند، به فرشتگان میگوید آیا اینها شما را بندگی میكردند؟ فرشتگان میگویند تو پاکی، تو یاور ما هستی نه آنها. » « آنها جنها را بندگی میكردند و بیشترشان به جنها ایمان داشتند.»رائفیپور میگوید: «شما نام بسیاری از خدایانی که در باستان پرستش میشدند را در کتب کهن یهود «عهد عتیق» مشاهده میکنید که به عنوان شیاطین از آنها یاد شده است مانند مرداک، مردوک یا مردوخ، ایشتار، اینها خدایان بینالنهرین هستند و نام ایشتار یا عزرائیل به عنوان شیاطین در تورات آمده است. در واقع راه اتصال به شعور كیهانی در این جریان مدعی ارتباط با همین موجودات غیرارگانیك یعنی جن است.»
در جهان موازی با جهان ما چه خبراست؟به گفته دکتر رائفیپور در کنار جهانی که ما در آن زندگی میکنیم یک جهان موازی وجود دارد. جهانی که موجودات هوشمند دیگری در آنجا ادامه حیات میدهند. هیچ کدام از ما مجاز به ورود به دنیای یکدیگر نیستیم اما برخی از انسانها بر خلاف فرمان خداوند مرز بین این دو جهان موازی را شکستند و در این شکسته شدن و ورود به دنیای جن آن کسی که استیلا پیدا میکند، جن است نه انسان و در واقع این افراد بنده و برده جن میشوند. این محقق به حدیثی از امام صادق(ع) استناد میکند که از امام سؤال میشود دلیل ارتباط با جن چیست و ایشان میفرماید: انسانها به شهوت میرسند، شهوت قدرت، شهوت ثروت، شهوت مقام و آنها کارهایی را از طریق وسوسه افرادی که به ایشان تن در میدهند انجام میدهند و در قبال آن شیاطین کارهای فیزیکی و پراگماتیسمی را که به لحاظ ماهیتشان نمیتوانند انجام دهند، توسط این انسانها انجام میدهند. وی خاطر نشان میکند: «با نگاهی به تاریخ مشاهده میکنید که قربانی کردن انسانها همیشه وجود داشته و انسانها این کار را تحت تأثیر شیاطین و جن و در ظاهر برای خدا انجام میدادند.» دکتر رائفیپور تأكید میکند: «از 44 رئیس جمهور امریکا تنها دو نفرشان در جوامع مخفی شیطانپرستی عضو نبودهاند که آن دو نفر نیز ترور میشوند. جان اف کندی در مدار 33 درجه زمین و آبراهام لیکنن در صندلی شماره 33 تئاتر ترور میشود . جالب این است که عدد 33 از نمادهای شیطانگرایی است. همچنین باید متذکر شد که پشت پرده بسیاری از مذاهب و فرقههایی چون همین عرفانهای دروغین دستگاه تمرکززدایی و شبکهسازی یهود قرار دارد.»
پلاریزه کردن ادیان، بهترین راه برای حذف و سیطره بر آنهاهمه شما نام شبکه صهیونیسم جهانی را شنیدهاید. شبکهای که شالوده تمام فتنههای جهان ریشه در تفکرات و جهان بینی آنها داشته و به گونهای از طریق آنها هدایت میشود. شبکهای که گستردهترین و قویترین ابزار یعنی رسانه را در اختیار دارد و از سوی دیگر نیز نبض اقتصاد دنیا را در دست گرفته است، اما این شبکه زیرزمینی با تمام وسعت و قدرتش از نیروی اسلام و مسلمانان وحشت دارد زیرا قدرت ایمان ومبانی اعتقادی مسلمانان نمیگذارد تا تحت استثمار چنین شبکههایی در بیایند. از این رو برنامههای گستردهای را برایمان در نظر دارند. به گفته دکتر رائفیپور یکی از این برنامهها شبکهسازی و تمرکززدایی است. آنها به این نتیجه رسیدهاند که باید ادیان را پلاریزه و تکه تکه کرد، در این صورت راحتتر می توان آنهارا تصرف نمود. همان کاری که با برخی از کشورهای جهان انجام دادند. به طور مثال امروز دیگر خبری از امپراتوری عثمانی با وسعت از مصر تا فلسطین نیست و به جای آن ترکیه، مصر، عراق، عربستان و سوریه و... را داریم. برنامه امروزی صهیونیستها برای ادیان نیز همین است با این تفاوت که در برابر دین بزرگ و کاملی همچون اسلام نمیتوان به راحتی چنین کاری كرد. وی با اشاره به ماجرای تحریم توتون و تنباکو از فتوای تاریخی مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیتالله میرزا ی شیرازی یاد میکند که چگونه با یك فتوای صحیح و به جای ایشان، نقشه یک شرکت یهودی برای ایران باطل میشود. دکتر رائفیپور میافزاید: شکلگیری فرقههایی چون بهاییت و وهابیت و بابیه و ... همه دلالت بر تلاش صهیونیستها برای تکهتکه کردن دین ما دارد. در ایران امروز نیز این مسئله با پدید آمدن فرقههای مدعی عرفان شکل گرفته که عرفان شعور کیهانی یکی از آنهاست.
پیوند شعور کیهانی با فقره کابالااما به گفته دكتر رائفیپور این شبكه مدعی عرفان نوپدید دارای ویژگیهایی است كه ریشههایش كاملاً به عرفان یهودی یعنی كابالا برمیگردد. از جمله ریشههای كابالیستی عرفان کیهانی اشتراک اعتقادی آنها به عقیده انحرافی تناسخ است. بنابر باور پیروان این فرقه اگر كسی دروغ بگوید در واقع روح قبلی فرد دروغگویی بوده و این شخص در امر دروغگویی بیتقصیر است و دست خودش نبوده است. بنابراین اعتقاد شما در انجام اعمالتان اختیاری ندارید و جبر مطلق حكم فرماست. اما نكته جالب، وجه مشترك اعتقاد به تناسخ در میان بسیاری از فرقههای انحرافی است . اما دلیل این باور چیست؟ ما اگربه دنیای متافیزیكی اعتقاد داشته و وجود موجودات غیر ارگانیك یعنی همان جن را بپذیریم، ناگزیر از پذیرش روح هستیم و با پذیرش روح باید وجود خدا را قبول كنیم. در اسلام یكی از راههای اثبات وجود خدا رویاهای صادقه است كه به وسیله آن روح و سپس خدا را اثبات میكنند. این فرقههای انحرافی روح را میپذیرند ولی خدا را نمیپذیرند. در كنار پذیرش روح مباحثی چون معاد و برزخ و وحشت نیز وجود دارد، حال با این مباحث باید چه كنند؟ این فرقهها برای توجیه موقعیت روح پس از مرگ حلول روح در كالبدی دیگر را مطرح میكنند تا به این صورت روح را پس از مرگ دوباره به دنیا ارجاع دهند و ما مشاهده میكنیم كه این عقیده انحرافی در عرفان شعور كیهانی نیز وجود دارد.
ارواح شریر را از شما دور میكنیم!اگر شما هم با اعضای گروه مدعی عرفان شعور كیهانی مواجه شده باشید، حتماً به عضویت در این حلقه دعوت شدهاید. در ابتدای این عضویت، مستر یا مربی یعنی همان حلقه بالایی باید شمارا به شعور كیهانی متصل و ارواح شریر را از وجودتان دوركند! برای این كارشما باید در جای خلوتی به شكل چهار زانو نشسته و چشمهایتان را ببندید و این حلقه بالایی شماست كه با انجام حركاتی ارواح شریر را از وجودتان دور میكند! بنا بر مشاهدات عینی برخی از افراد در ارتباط با اعضای عرفان حلقه گاهی در حین انجام اتصال حالات خاص و بعضا جنونآمیزی به افراد دست میدهد كه مدعیان این فرقه از آن به دورشدن ارواح شریر تعبیر میكنند. اما دكتر رائفیپور درباره این انرژیدرمانی و یا دور كردن ارواح شریر از بدن انسان میگوید: در 4 هزار سال پیش نیز كاهنان مصر باستان چنین ادعاهایی داشتند؛ ادعای ارتباط نزدیك با جن و جنگیری. به گفته این پژوهشگر نباید گول اسمهای ظاهری پر مسمایی همچون فرادرمانی یا انرژی درمانی یا دادن انرژیهای مثبت را خورد، چون در واقع اینها همان جنگیری است. وی اضافه میكند: ما بر اساس تعالیم اسلامی معتقدیم روح اجازه بازگشت به این جهان را ندارد و كلمه فوت از ریشه استیفاست كه به معنی كامل گرفته شدن چیزی است. روح چگونه پس از مرگ میتواند برگردد یا چگونه میتواند نام شریر داشته باشد؟ اینها تنها بازی با كلمات است تا از این طریق مردم را اغوا نمایند. وی یكی از ویژگیهای مهم عرفان شعور کیهانی را استفاده از مفاهیمی زیبا و جذاب در آغاز كار برای جذب افراد و سپس ارائه دستورات و دوركردن آنها از دین میداند. دكتر رائفیپور یادآور میشود: «از ویژگیهای رؤسای گروههای مدعی عرفان توجه به علوم غریبه است، به گونهای كه این افراد معمولاً مقدار زیادی وسایلی نظیر رمل و اسطرلاب و از این قبیل در دم و دستگاه خود دارند.» این استاد دانشگاه ورود به این حوزهها را راهی بیبازگشت میداند كه ممكن است زندگی فردی و خانوادگی افراد جامعه را نابود سازد.
شبكهای مدعی عرفان با عقاید ایجابیدین مبین اسلام مكتبیجامعنگر و مطابق با فطرت و سرشت انسان است و شاید اساسیترین اصل در این دین توجه به تعادل درمبانی و اصول باشد؛ چیزی كه در فرق و مكاتب ساختگی به هیچ وجه نمیبینیم و همواره با افراط و تفریطهایی مواجهند؛ افراط و تفریطهایی كه بیتردید یكی از دلایل نا كارآمدی و انحرافات در این شبكههای مدعی است. دكتر رائفیپور با تأكید بر تعادل و توازن میان سلبیات و ایجابیها در دین اسلام به حد و مجازات و جهاد و قصاص در كنار بخشش و نرمخویی و مهربانی اشاره كرده و میافزاید: «سلبیات در اسلام مطابق آیات قرآن كریم نقش بازدارنده دارند. این در حالی است كه امروز اكثر عرفانهای نوظهور كاملاً ایجابی هستند كه همه چیز را خوب و عالی و قشنگ معرفی میكند و اگر هم قرار باشد امر به معروف و نهی از منكر داشته باشیم، مطابق نظریات این شبكه مدعی تنها باید امر به معروف را انتخاب كرده و نهی از منكر را كنار گذاشت. عقایدی مانند به تو چه ربطی دارد كه فلانی چه میكند و اینكه وقتی آسیب اجتماعی میرسد و فرهنگ ما را نابود میكند، مهم نیست. در این باور فرد در برابر جامعه مسئولیتی ندارد، در حالی كه مطابق تعالیم اسلامی همه افراد در مقابل جامعه مسئولند زیرا فرد و جامعه رابطهای متقابل دارند و از همین است كه نیمی از احكام اسلام ایجابی و نیم دیگر سلبیاست.» به باور دكتر رائفیپور گسترش این نوع برخوردهای انفعالی در یك جامعه منجر به جبرگرایی شده و مطابق اسناد تاریخی هر گاه كه استكبار جهانی میخواهد به كشوری حمله نظامی داشته باشد از طریق گسترش شبكههای عرفان كاذب تلاش میكند تا جبرگرایی و انفعال در قبال جامعه را در بین مردم آن كشور گسترش داده و از این طریق بسیار آسانتر بر آنها تسلط یابد. وی عقاید جبرگرای بودیسم و هندوئیسم را مثال زده و حتی انقلاب هند را انقلابی ایجابی میخواند. در واقع وقتی كه جامعه یكدست نباشد، میشود به راحتی به آن جهت داد. هر كجا كه شبكهسازی شكل میگیرد میتوان ردپای یهودیان صهیونسیم را در آنجا ردیابیكرد. دكتر رائفیپور بر این باور است كه شبكهسازی یا كار فرد معصوم است یا صهونیستها زیرا تنها معصومین هستند كه میتوانند مسئولیت اعمال تك تك اعضای شبكه را بر عهده بگیرند، همانگونه كه تمام ما مسلمانان عضو شبكه اسلام هستیم، اما برای این عضویت هیچگاه سازماندهی این چنینی نداشته و فرم پرنكردهایم، اما صهیونیستها با برنامهریزی و اهداف پلیدشان شبكهسازی را پیگیری میكنند؛ شبكههایی كه بنیان خانواده و ریشه ارزشهای جاری در جامعه اسلامی ما را هدف گرفته است. وی تأكید میكند: «در همین عرفان کیهانی اگر ما فرض را بر این بگذاریم كه مؤسس آن فرد خوبیاست، او كه تا ابد زنده نیست، پس از مرگ او تكلیف شبكهای كه تشكیل داده چه میشود. از جمله فرقههایی كه در ابتدا با نیت ظاهری خوب به وجود آمده و در نهایت به انحراف كشیده شدند، همین فرقه حجتیه است كه در مقابل بهائیت به وجود آمد اما در نهایت منجر به آسیبهای جبرانناپذیری به جامعه شد. اینها در واقع شكل جدید جنگ نرم است و در پروتكلهای24 گانه یهود به این اصل اشاره شده كه ما میخواهیم تمام ادیان را از بین ببریم و آنگاه دین خود را حاكم كنیم و دین آنها چیزی نیست جز كابالا.»
طبلها به صدا درآمده و ما هنوز خوابیمشاید تصور كنید افرادی كه حلقهای از حلقههای شیطانی عرفانهای دروغین شدهاند، چگونه آدمهایی هستند. شاید فكر كنید آنها صهیونیست، عامل دشمن یا جاسوس هستند، اما واقعیت این است كه آنها نیز افرادی مانند من و شما هستند كه حتی در مواردی با نیت پاك و صادقانه وارد چنین شبكههایی میشوند اما «زین لهم الشیطان أعمالهم.» شبكههای صهیونیستی میكوشند تا از طرق مختلف از جمله فرقهسازی، تزریق بیتفاوتی به جامعه و درنهایت كشیدن جامعه به سوی تفكرات اومانیستی آسیبهای غیرقابل جبران فرهنگی و اجتماعی را به ما وارد كنند و ما انگار عادت كردهایم تا رخ دادن فاجعه آسوده خاطر باشیم و علاج واقعه را نه قبل از وقوع كه بعد از وقوع چارهجویی كنیم.