کد خبر: 443624
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۷:۳۵
اجتماعات میلیونی مردم مصر علیه مبارك را چه كسی سازماندهی می‌كرد؟
هنوز گرد و غبار ناشی از فروافتادن هیبت حسنی مبارك بر خاك میدان التحریر فروننشسته ولی افق نگاه احزاب و گرو‌ه‌های سیاسی، آرام آرام آسمان قاهره را شفاف می‌كند. كم نیستند آنهایی كه هنوز هم می‌گویند مواضع اخوان‌المسلمین در طوفان اعتراضات مردم مصر به زهر محافظه‌كاری آلوده بود ولی رودخانه تحولات مصر هر قدر كه بیشتر به سمت جلو حركت می‌كند، پس‌زمینه رویداد‌هایی كه به سرنگونی مبارك منجرشد؛ بیشتر نمایان شده و افق نگاه گروه‌های سیاسی به آینده شفاف‌تر می‌شود. به راستی اخوان‌المسلمین در مصر بعد از مبارك به كدام سمت خواهد رفت؟ آیا آنطور كه كسانی مثل «فیلیپ مود» تحلیلگر سیا در مجله « آتلانتیك» نوشته‌اند «صعود اخوان‌المسلمین برای امریكا فرصتی است كه اوباما نباید آن را از دست بدهد؟» و «واشنگتن باید وارد تعامل با اخوان‌المسلمین شود؟» یا اینكه اخوان‌المسلمین به محض دستیابی به اسب قدرت، نیزه اسلام‌گرایی در دست خواهد گرفت و بر سینه خصم اسرائیلی خواهد كوفت؟ اخوان‌المسلمین از زیر عینك غربفرضیه حاكم بر تحلیل‌های غربی این است كه اخوان‌المسلمین در طول دهه‌های 1980 تا 1990 زیر و رو شده و بعد از شكافی چند باره و خروج بنیادگرایان القاعده‌ای، به یك گروه اسلام‌گرای مسالمت‌جو و حامی جدایی دین از دولت تبدیل شده است. تلاش رهبران اخوان‌المسلمین برای ورود به صحنه سیاسی مصر در طول دهه 1990 و تنش‌زدایی آنها با حكومت مبارك در طول دهه اول هزاره سوم میلادی كه در نهایت منجر به ورود 88 نماینده اخوان به مجلس‌الشعب مصر در انتخابات سال 2005 شد، به این تحلیل غربی‌ها دامن زده است. درباره پایبندی اخوان‌المسلمین به توافقنامه كمپ دیوید بین تل‌آویو و قاهره هم بحث‌های زیادی مطرح شده، ولی كفه ترازوی ذهن غربی‌ها به سمت این فرض سنگینی می‌كند كه اگر غرب بتواند اخوان‌المسلمین را به گردونه قدرت جذب كند، اسلام‌گرایان مصری ممكن است به طور رسمی زیر بار پذیرفتن مشروعیت اسرائیل كمر خم نكنند، ولی عملگرایی آغشته به محافظه‌كاری آنها باعث خواهد شد كه دست رد به توافقنامه كمپ دیوید نزنند. مجموع این تحلیل‌ها، باعث شده در روزها و هفته‌های بعد از سقوط مبارك، بحث مصالحه با اخوان‌المسلمین در محافل غربی و به خصوص امریكا در سطح وسیعی مطرح شود. خانم كلینتون از حضور اخوان‌المسلمین در مذاكرات ملی در مصر استقبال كرده و گفته است كه «امریكا از گذار به سمت انتخابات آزاد و سالم با حضور فراگیر گروه‌ها حمایت می‌كند.» خیلی‌ها این سخنان كلینتون را به معنی چراغ سبز وزیر امور خارجه امریكا به حضور اخوان در قدرت سیاسی در كنار سایر گرو‌ها می‌دانند. این دیدگاه‌ها فقط مربوط به سطوح رسمی حكومت در امریكاست، در حالی كه تمایل به مصالحه با اخوان‌المسلمین مصر در بین سطوح غیررسمی به شكل واضح‌تری قابل رصد كردن است. چارلز سنوت در مقاله‌ای كه روز هجدهم فوریه برای گلوبال پست نوشت، اخوان‌المسلمین را نیرویی میانه‌رو توصیف كرده كه امریكا می‌تواند وارد معامله با آن شود. او می‌نویسد: «این لحظه تاریخی در خاورمیانه برای سیاست خارجی امریكا گشایشی به وجود آورده تا برای حمایت از شكوفایی دموكراسی، طرف معترضین را بگیرد. زمان آن رسیده كه امریكا روابط خود با جنبش‌های اسلام‌گرای میانه‌رو مانند اخوان‌المسلمین را بازنگری كند.» چندی پیش انور ابراهیم معاون سابق نخست‌وزیر مالزی هم در سفری كه به واشنگتن داشت، تأكید كرد كه امریكا نباید از اخوان‌المسلمین بترسد و باید با آن وارد گفت‌وگو شود.زیر پوست این شهر طوفانیدر ورای عینك مراكز مطالعاتی و میز‌های تصمیم‌سازی در غرب و امریكا اما، تحولات مصر به سمت و سویی دیگر حركت می‌كند، حركتی كه شاید در كوتاه مدت با نوع نگاه و تمایلاتی هماهنگ باشد كه دولت امریكا دنبال می‌كند ولی در بلند و حتی میان‌مدت باب میل تصمیم‌سازان كاخ سفید نخواهد بود. در كشاكش اعتراضات گسترده مردم مصر طی روز‌های منتهی به 11 فوریه (روز سقوط مبارك) رویدادهایی در حال رخ دادن بود كه از چشمان بسیاری از ناظران غربی مخفی ماند، ولی برخی دیگر با تیزبینی این تحولات را رصد كردند. اگر این حوادث و اتفاقات در كنار سناریوهایی قرار بگیرند كه آینده منطقه با آنها روبه‌رو خواهد شد، احتمالاً تحولات مصر و به خصوص رفتار اسلام‌گرایان اخوان‌المسلمین به سمت جهتی متفاوت از افق مدنظر امریكا و غرب حركت خواهد كرد. البته منظور این نیست كه غرب و امریكا باید در مصر با كابوسی شبیه انقلاب 11 فوریه 1979 ایران دست و پنجه نرم كنند ولی رویداد‌های مصر در بستری گسترده‌تر به نام خاورمیانه، جایگاه سیاسی- استراتژیك امریكا در خاورمیانه را با چالش جدی روبه‌رو خواهد كرد. در روز‌های طوفانی قاهره، اسكندریه، پورت سعید و دیگر شهر‌های مصر، خیلی‌ها از خودشان می‌پرسیدند كه اخوان‌المسلمین كجاست؟ محمد حبیب، عصام العریان، محمد بدیع، عصامه رشدی و دیگر رهبران نام‌آشنای اخوان‌المسلمین مصر در طول طوفان مصر هر از گاهی بیانیه‌هایی درباره لزوم ادامه اعتراض‌های مردمی صادر می‌كردند ولی در خیابان‌های قاهره و میدان التحریر اثری از پلاكار‌دهای معروف اخوان‌المسلمین كه شعار «الاسلام هو الحل» ‌ روی آن نقش بسته است و قرآن‌های كوچك دستی كه اسلام‌گرایان مصری به طور سنتی در دست می‌گیرند، دیده نمی‌شد. آیا به راستی می‌توان باور كرد كه همه نماد‌های اسلام‌گرایی طی 18 روز توفانی از اعتراضات مردمی در كشوری كه طبق آمار رسمی 90 درصد جمعیتش مسلمانند، محو شود؟! كم نبودند كسانی كه در روزهای توفانی میدان التحریر، به درستی فرضیه‌های غربی درباره تبدیل شدن اخوان‌المسلمین به یك نیروی محافظه‌كار ایمان آوردند ولی در پشت صحنه، حوادث و تحولات دیگری در حال رخ دادن بود. رهبران نسل قدیم و جدید اخوان‌المسلمین این واقعیت را به خوبی درك كردند كه اگر «برچسب اخوان» روی قیام مردم مصر بخورد، مبارك و حكومت او به راحتی این قیام گسترده را به یك حركت حزبی ساده تقلیل داده و كل غرب، امریكا و حتی سكولارهای داخل مصر را علیه آن تحریك می‌كنند. استراتژی اسلام‌گرایان در طول اعتراضات مصر، استفاده از نمادها و مواضعی بود كه تقریباً همه مردم مصر (مسلمانان و مسیحیان) بر آن توافق داشتند: پرچم، نفی دیكتاتوری، حركت به سمت حكومت مردمسالارانه و ده‌ها چیز دیگر شبیه اینها. پشت پرده قیام میلیونی التحریردر پشت پرده اما، فعالیت‌های اخوان‌المسلمین به طور گسترده‌ای جریان داشت. مجله FrontLine اخیراً با همكاری گلوبال پست، یك تحقیق میدانی در قاهره انجام دادند كه تا حد زیادی حركت‌های پشت پرده اخوان‌المسلمین در روزهای توفانی مردم قاهره و مصر را نشان می‌دهد. به گفته نویسندگان این تحقیق میدانی، نسل قدیم اخوان‌المسلمین در روزهای اول اعتراضات مصر مواضع نسل جدید را قبول كرد ولی هر چه روند اعتراضات افزایش پیدا می‌كرد و سطح خشونت‌ها بیشتر می‌شد، نسل جوان آرام آرام نسل قبل را متقاعد می‌كرد كه یك انقلاب واقعی در حال رخ دادن است و باید با 600 هزار عضو و قدرت سازمان‌دهی ماهرانه‌اش به خیابان‌ها بیاید. بنا بر این گزارش میدانی، از چهارم فوریه به بعد، اخوان به طور جدی به خیابان‌ها آمد و درست یك هفته بعد بود كه مبارك كناره‌گیری كرد. در طول این مدت، تمام تلاش اخوان‌المسلمین این بود كه از به خشونت كشیده شدن اعتراضات در خیابان‌های قاهره و میدان التحریر جلوگیری كند. روز چهارم فوریه، زمانی كه یكی از بزرگ‌‌ترین راهپیمایی‌ها به سمت میدان التحریر سازماندهی شد، برای خیلی‌ها این سؤال مطرح بود كه واقعاً جوانانی كه در مبادی ورودی میدان التحریر ورود تظاهرات‌كنندگان را كنترل می‌كنند و حتی آنها را بازرسی بدنی می‌كنند، چه كسانی هستند؟ آن روز‌ها برخی این اقدام را به حكومت نسبت می‌دادند وبعضی‌ها هم می‌گفتند كه این به خاطر سازماندهی قوی معترضین است، ولی پژوهش میدانی Frontline و Global Post نشان می‌دهد كه اعضای اخوان‌المسلمین سازماندهندگان اصلی این كار بودند: «اخوان‌المسلمین برای جلوگیری از خشونت طرفداران مبارك، یك سری محل ایست و بازرسی (در مبادی ورودی میدان التحریر) ایجاد كرد تا اوضاع تحت كنترل باشد.» گلوبال پست و فرونت لاین، داستان جالبی را از این ماجرا نقل می‌كنند: «محمد عباس یكی از اعضای جنبش جوانان اخوان‌المسلمین و جزو مسئولان میدان التحریر كه با دوستان سكولار خود در طراحی رویدادهای 25 ژانویه همكاری داشت، مرد جوانی را مشاهده كرد كه قرآن جیبی‌اش را به همراه نماد اخوان‌المسلمین (دو شمشیر متقاطع) در جلوی دوربین فرونت لاین تكان می‌دهد. عباس با ادب دست مرد را پایین كشید و به او گفت: برادر به خاطر خدا هم كه شده قرآن خودت را بالا نگیر. یك پرچم مصر در دستت بگیر. تورا به خدا این را به رسانه‌ها نشان نده.» این فقط بخشی از خویشتنداری اسلام‌گرایان مصر در وانفسای قیام مردم این كشور علیه رژیم مبارك بود، خویشتنداری كه هدفی جز نگه داشتن همه گروه‌های معارض در زیر چتر فراگیر قیام مردمی نداشت. براساس برآورد‌هایی كه خود اسلام‌گرایان اخوان‌المسلمین انجام داده‌اند، چیزی بین 40 تا50 درصد كسانی كه در اعتراضات علیه مبارك شركت می‌كردند، از اعضای اخوان‌المسلمین بودند. ممدوح حمزه از فعالان سیاسی مصر كه از نزدیك در داخل اعتراضات بوده است، می‌گوید: «ما به آنها نیاز داریم. آنها برای مقاومت مهم هستند. معترضین به خاطر قوای اخوان‌المسلمین قوام پیدا كردند. نصف یا شاید 40 درصد مردمی كه اینجا هستند از اعضای اخوان‌المسلمین هستند.» اخوان این دیكته را می‌نویسدحتی اگر به گزارش‌های میدانی كه در طول و بعد از حوادث مصر نوشته شده اعتماد نكنیم، هیچ دلیلی وجود ندارد كه نگوییم اخوان به عنوان مهم‌‌ترین نیروی سیاسی در مصر بعد از مبارك فعالیت خواهد كرد. صرفنظر از برخی تحلیل‌های جهت‌دار، تقریباً همه ناظران و آشنایان مسائل سیاسی مصر قبول دارند كه اخوان‌المسلمین سازمان یافته‌ترین نیروی سیاسی در دوران حسنی مبارك بوده است. براساس نظرسنجی سال 2009 مؤسسه افكارسنجی Pew 64 درصد مردم مصری‌ها نگاهی مثبت به اخوان‌المسلمین دارند و تنها 16 درصد مصر به این گروه نگاه منفی دارند. وقتی نتیجه این نظرسنجی را در كنار نظرسنجی مؤسسه افكارسنجی Pew قرار دهیم، شاید بتوان دلیل نقش رو به‌ تزاید اسلام‌گرایان اخوان‌المسلمین در مصر بعد از مبارك را بهتر درك كرد. نظرسنجی Pew نشان می‌دهد كه به عقیده مصری‌ها 85 درصد مردم معتقدند كه نفوذ اسلام در سیاست مثبت است و 48 درصد نیز می‌گویند كه اسلام در تحولات سیاسی مصر نقش اساسی ایفا می‌كند. همچنین نظرسنجی Zogby بیان كننده این است كه دو سوم مصری‌ها معتقدند كه اگر روحانیون نقش مركزی بیشتری در زندگی سیاسی این كشور ایفا كنند، وضعیت مصر بهبود خواهد یافت. اما یك سؤال اساسی همچنان باقی مانده است. آیا خود اسلام‌گرایان اخوان‌المسلمین برای نقش‌آفرینی در آینده سیاسی مصر و بازگشودن پای اسلام در تحولات سیاسی این كشور انگیزه كافی دارند، یا اینكه آن را مؤثر می‌دانند؟ تقریباً هیچكس، حتی جمهوری اسلامی هم توقع ندارد، در قاهره حكومتی شبیه حكومت تهران بناگذاری شود ولی درباره این فرضیه غربی كه اخوان‌المسلمین یك گروه سكولار معتقد به جدایی دین از دولت است، چون و چرای جدی وجود دارد. رهبران اخوان‌المسلمین در اولین گام اعلام كردند كه قصد دارند یك حزب سیاسی تأسیس و در رقابت‌های انتخاباتی شركت كنند. نفس این اقدام به معنی ورود یك حزب سیاسی «مذهب پایه» به فضای سیاسی مصر بعد از حسنی مبارك و درنوردیدن اصول حكومت‌های سكولار غربی است. از این گذشته، رهبران اخوان تأكید كرده‌اند كه به اصول دموكراسی و رقابت سیاسی پایبند خواهند ماند ولی كسی اعلام نكرده است كه اسلام را وارد عرصه حكومت نخواهد كرد. عصام العریان از رهبران بلندپایه اخوان‌المسلمین فقط چند روز بعد از سقوط مبارك اهداف گسترده اخوان‌المسلمین را با این جملات تشریح كرد: «هدف و مهم‌ترین مأموریت ما نوعی تجدید حیات اسلامی در جامعه و متقاعد كردن مردم نسبت به این موضوع است كه می‌توانند یك كشور و دوران جدید براساس عقاید اسلامی‌شان ایجاد كنند. ما نه تنها یك گروه سیاسی، بلكه یك سازمان اسلامی هستیم. اسلام با سیاست، با اقتصاد، مسائل اجتماعی، یكپارچگی مردم و مسائل آموزشی و در كل همه جنبه‌های زندگی تعامل دارد.» در حالی كه برخی گزارش‌های اولیه حاكی از شروع مباحث جدی و رقابت‌های داخلی اخوان‌المسلمین بر سر گستردگی و نحوه نقش‌آفرینی مذهب در مسائل سیاسی و اجتماعی مصر است، به سادگی می‌توان پیش‌بینی كرد كه دستور كار مذهبی اسلام‌گرایان طی ماه‌های آینده به شدت تقویت خواهد شد. برای تحلیل عمق و سطح حضور اسلام‌گرایان اخوان‌المسلمین در آینده سیاسی مصر، فقط نباید سطح تحلیل را به تفكرات تاریخی این گروه یا روند تحول اندیشه رهبران آن در تعامل با جامعه سیاسی مصر محدود كرد. فضای حاكم بر سیاست بین‌الملل در روند تحول افكار اخوان‌المسلمین نقش كلیدی و تعیین‌كننده ایفا خواهد كرد. سناریویی را در نظر بگیرید كه فضای سیاسی خاورمیانه در اثر رویارویی فلسطینیان با اسرائیل رادیكالیزه شود و حوادثی مانند جنگ 22 روزه غزه یا جنگ 33 روزه لبنان به وقوع بپیوندد. در چنین شرایطی آیا اخوان‌المسلمین قادر خواهد بود دستوركار سیاسی خود را در چارچوب گفتمان لیبرال دموكراسی پیش ببرد؟ بدون شك پاسخ به این پرسش منفی است، بلكه شرایط سیاسی مصر و فضای بین‌المللی، دستور كار دینی را به اخوان‌المسلمین دیكته خواهد كرد. «دانی آیالون» معاون وزیر خارجه رژیم صهیونیستی روز اول مارس بعد از 20 روز سكوت نگرانی تل‌آویو از اخوان‌المسلمین را با این جملات منعكس كرد: «ترس (ما) این است كه آنها (رویدادهای كشورهای عربی)‌ با مدل ایران، حماس، غزه و حزب‌الله لبنان ربوده شوند... اسرائیل با تبدیل شدن اخوان‌المسلمین به بخشی از حكومت آینده مصر مخالف است و تلاش خواهد كرد كه این گروه از حضور در انتخابات آینده بیرون بماند.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار