
سمانه مسلمی - دیگر مارکهای ایرانی بر روی لباسها نقش نمی بندد؛ هر چه هست مارک خارجی است که بازار را در قبضه خود نگه داشته. بسیاری از تولیدکنندگان داخلی حتی این حق را برای خود قائل نیستند که نام تولیدی خود را روی لباسهایی که محصول عرق جبین خیاطانشان است درج نمایند؛ چرا که این روزها همه به دنبال برندهای خارجی هستند تا سری در سرها درآورند. این گفته را بسیاری از فروشندگان بازار کویتیها و کوچه برلن تایید میکنند. آنها میگویند جوانان یا عروس و دامادهایی که پا به مغازه میگذارند قبل از اینکه به کیفیت کار نگاه کنند و به نوع دوخت اجناس موجود توجه کنند نام مارکی از لباسهای تولید خارج از کشور را میآورند که این نشان دهنده اقبال بیشتر لباسهای آن سوی مرز نسبت به تولیدات داخل است. بسیاری از کارشناسان بر این باورند موریانهای که به جان تولیدات داخل افتاده ناشی از کیفیت نه چندان بالا و عدم دقت در تولید است که پایین بودن نرخ حقوق و عوارض گمرکی نیز به آنها اضافه گردیده است. این دو عاملی شده تا تولیدات داخل به انزوا کشیده شوند و بستر مناسب برای حضور بی محابای لباسهای خارجی یا به عبارت بهتر مارکهای خارجی روی لباسهای ایرانی فراهم شود. شاید این دو عامل از نظر کارشناسان اقتصادی تاثیر شگرفی در خارج شدن بازار از دست ایرانیان داشته باشد اما عامل اصلی این موضوع را میتوان به گردن بسیاری از افرادی که برای تهیه لباسهای مارک دار به بازار میآیند انداخت. کسانی که با این حرکت میخواهند مکنت و توانایی مالی خود را به رخ بکشند و خود را در بین این و آن خوش پوش معرفی کنند. کوروش یکی از این جوانان مارک پوش است که برای خرید به کوچه برلن آمده. او میگوید: «هر بار برای خرید کردن به بازار میام دنبال مارک D&G هستم. این مارک بهترین مارکی است که تا به حال تونسته نیاز روز من رو جواب بده.» کوروش در پاسخ به این سؤال که چرا جنسهای داخلی را امتحان نمیکنی، میگوید: «من که میخوام پول خرج کنم؛ پس بهتره یه جنسی بخرم که هم تو چشم باشه و هم چند بار بتونم ازش استفاده کنم. تازه وقتی لباس مارک دار میپوشم بین برو بچ میتونم بیشتر خودنمایی کنم.» کوروش در حالی که بسیاری از هم سن و سالهای پایین شهریاش یک لباس را چندین و چند سال میپوشند و به عبارتی صورتشان را با سیلی سرخ نگه میدارند، از خریدهای رنگ و وارنگ ماهانهاش سخن به میان میآورد: «پدرم در بازار آهن مغازه داره و حسابی برای خودش برو بیایی دارد. منم کنارش کار میکنم و درآمد خوبی دارم. ولی با این وجود نسبت به خیلی از دوستام وضعیتم بدتره. من هر ماه چیزی در حدود 300 تا 400 هزار تومن خرید میکنم و به قول مادرم عاشق رنگ وارنگ پوشیدنم.» بر خلاف بچههای بالای شهر که هر بار اراده میکنند و خود را با پوششی جدید از نوع مارک دلخواه در جمع حاضر مینمایند، بازی برای بچههای پایین شهر رنگ و رویی دیگر دارد. حقوق پایین، کرایه خانه، کمک کردن به خانواده همه از جمله عواملی هستند که باعث میشود تا آنها کمتر به سر و وضع خود برسند و به عبارتی خانواده را به خود ترجیح دهند. بیژن یکی از جوانان منطقه 15 است که در مکانیکی واقع در محله اتابک کار میکند. وی بر خلاف کوروش که پول پدرش از پارو بالا میرود پدری دارد که بعد از 50 سال زندگی و کار و تلاش شبانه روزی به تازگی توانسته خانهای 70 متری در کیانشهر خریداری کند. بیژن که دستانش از روغن ریخته بر روی زمین سیاه تر است میگوید: «من معمولا برای خودم هر یک سال خرید میکنم. هر بار هم که لباس نیاز داشته باشم منتظر میمونم تا یک شنبه برسه و یه سری به یک شنبه بازار کنار فرهنگسرای جوان بزنم و پوشاک مورد نظرم رو تهیه کنم.» او میافزاید: «من نهایتاً در سال شاید بتونم تا 80 هزار تومن برای خود خرید کنم. اونم ذره ذره جمع میکنم و هزار جور دستمو میکشم که خدای نکرده بیشتر نشه که بعداً کم بیارم.» بیژن در حالی که با لبخند تمام حرفهای خود را تحویل میدهد مارک پوشی را نمی پسندد: «ما بچه این آب و خاکیم. هر چی هست مال خودمونه. ما باید تولید کننده داخلی رو حمایت کنیم تا بعدا بتونیم مستقل کار کنیم. من زیاد از بازار لباس اطلاع ندارم ولی تا جایی که میدونم تولید کنندههای ما همه زمینگیر شدن. خوب این همه ناشی از اینکه ما تو بازار به دنبال مارکیم. مگه اسم ایرانی چشه که ما دوس نداریم پوشش تنمون بشه.» گفتوگو در مورد نوع پوشش با دو قشر متفاوت تفاوتها را نمایان میکند. بعضی از جوانهای همین شهر، خوش پوش بودن را به هر چیز دیگر ترجیح میدهند. استفاده از مارک را تمام دنیایشان میپندارند و همیشه در هراس هستند که مبادا لباسی که به تن میکنند مارک نداشته باشد غافل از اینکه بسیاری از همین لباسهایی که عامل افتخارشان در بسیاری از مجالس میشود زحمت کشیده و سوزنزده شده همین تولیدکنندگان داخلی است. تولیدکنندگانی که حاضرند برای خرید مارک، کیلویی 50 هزار تومان هزینه کنند. بسیاری از این دست از تولیدکنندگان که به تولید خود ایمان ندارند در محله پاچنار اتراق کردهاند. کارگاههای خیاطی این محله مملو از مارکهای مختلفی است که کیلو کیلو معامله میشوند و به کف پوش خیاطیها مبدل شدهاند. یکی از کسبه پاچنار میگوید: «لباسهایی که در این محل تولید میشود عمدتا فلهای فروخته میشوند و کمتر کسی تک فروشی میکنه.» احمد ولی زاده میافزاید: «بیشتر مارکهایی که اینجا خرید و فروش میشه زارا، آدیداس و دی اند جی است. وقتی میبینم با این حجم وسیع کالاهای داخلی به اسم خارجیها تمام میشود تمام وجودم گر میگیرد و با خود میگویم مگر ما چه کم داریم که افتخار خودمان را به نام دیگری سند میزنیم.» یوسف یکی از خیاطهای این بازار پر قیل و قال نیز میگوید: «مشتریها به دنبال مارک و کیفیت خوبن. ما فقط باید سعی کنیم که دوخت عالی داشته باشیم که تابلو نشه جنس داخلیه.» وی در جواب به این سؤال که چرا مارک خودتان را در بازار جا نمی اندازید میگوید: «ای بابا دلت خوشه. ما نونمون از همین مارکهای صدتا یه غاز در میاد. مارکهایی که برای خیلیها از نون شب هم واجب تره. تازه ما اگه بخوایم مارک خودمونو جا بندازیم باید هزار بار ورشکست بشیم تا شاید بعدا یکی بیاد دنبال ما و بخواد دنبال جنسمون تو بازار بگرده. با توجه به این موضوع بسیاری از مارک پوشها بهتر است به جای اینکه وقت گرانمایه خود را صرف بالا و پایین کردن پاساژهای مختلف کنند سری به بازار پر هیاهوی پاچنار بزنند و به واقع تولید آن چیز که گاهی به اندازه جانشان ارزش دارد را از نزدیک مشاهده کنند.