تبریزی: اگر فیلمساز به ارزشهای موضوع اعتقاد داشته باشد، این باور بهصورت طبیعی در اثر حضور پیدا میکند. اما وقتی اثر بر اساس دستورالعمل، ممیزی و نگاه سفارشی مدیران پیش میرود، کلیشه جای جهان فیلمساز را میگیرد و اثر قدرت ارتباط خود را از دست میدهد جوان آنلاین: جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت همانند دیگر رویدادهای فرهنگی و هنری در معرض آسیبهای متعددی قرار دارد که هر کدام از آنها به تنهایی میتواند آن را از حیز انتفاع ساقط کند؛ آسیبهایی مانند عدم توجه به تحقیق و پژوهش، برنامهریزی نکردن برای تولید اثر، افتادن در دام مباحث شبهروشنفکری مانند سینمای ضد جنگ یا مقاومت یا داشتن نگاه ویترینی که هر کدام به تنهایی میتوانند این ژانر کاملاً ایرانی را دچار خمودگی کنند. در کنار این مباحث دو آسیب احتمالی دیگر هم وجود دارد که منتقدان و سینماگران معتقدند عدم ایجاد تناسب در بین آنها میتواند برای سینمای مقاومت ضعف محسوب شود؛ یکی ناهمخوانی فرم و محتوا و دیگری افتادن در دام شعار و کلیشه است؛ نکاتی که کمال تبریزی و مسعود فراستی در کارگاههای انتقال تجربه این رویداد به آنها اشاره کردند.
سینمای مقاومت یا دفاع مقدس یک ژانر کاملاً ایرانیساخت است که بعد از پیروزی انقلاب و همزمان با بروز جنگ تحمیلی هشتساله رژیم بعث علیه کشورمان متولد شد و در کنار دیگر ژانرهای مرسوم سینمایی دنیا نضج و ریشه گرفت.
آسیبهای سینمای مقاومت
بر خلاف رویه معمول تولید آثار متنوع، و البته متعدد این ژانر سینمایی در کشورمان باعث شد تا از آنچه به عنوان سینمای جنگ در جهان شناخته میشود عبور کند و با ترسیم یک شخصیت کاملاً مستقل و قابل احترام خودش را ذیل عنوان سینمای دفاع مقدس مطرح کند. روند روبهرشد و بالنده تولیدات این ژانر سینمایی باعث شد با عبور از برگزاری در بخش جانبی جشنوارههای دیگر، نیاز به شکلگیری یک جشنواره مستقل برای آن احساس شود. متأسفانه طی سالهای اخیر هم تولید آثار سینمایی در این ژانر و هم برگزاری جشنواره فیلم مقاومت با نوسانهای سینوسی همراه بوده است.
بسیاری از سینماگران و کارشناسان همواره در مورد آسیبهایی که ممکن است گریبان تولیدات این ژانر و جشنواره را بگیرد، هشدارهایی میدهند که توجه به آنها از سوی سینماگران و مسئولان و تصمیمگیران سینمایی امری ضروری است. یکی از مهمترین اقداماتی که میتواند سینمای مقاومت و جشنواره را همچنان سرپا نگه دارد برنامهریزی درست و منطقی برای تولید آثار متنوع است تا جایی که برگزاری یک رویداد مستقل مثل جشنواره را توجیهپذیر کند.
تناسب فرم و محتوا
کمال تبریزی کارگردان نامآشنای سینمای کشورمان در کارگاه انتقال تجربه جشنواره مقاومت با اشاره به اینکه گروهی تحت تأثیر هیجان واقعه تلاش میکند عقب نماند و هرچه سریعتر آنچه را که رخ میدهد ثبت کند، میگوید: اگر فیلمسازی اثری را دوست دارد و تمام تلاشش را صرف ساخت نسخهای نزدیک به همان اثر کند، در نهایت چیزی به سینما اضافه نکرده است. فیلمساز موفق باید زبان، قواعد ارتباطی و جهان خودش را بسازد، جهانی که حتی بدون دیدن تیتراژ، بتوان رد صاحب اثر را در آن تشخیص داد. این اصل در سینمای مقاومت اهمیت بیشتری دارد، زیرا انبوه شعارها، تصویرهای تکرارشونده و قالبهای از پیش تثبیتشده میتواند فیلمساز را در جریان غالب حل کند و امکان بروز ویژگی فردی او را از بین ببرد.
تبریزی در ادامه میافزاید: کارگردان نباید هنگام خلق هر لحظه دائماً به این فکر کند که چه چیزی «مجاز» یا «غیرمجاز» تلقی میشود و کدام پلان ممکن است چه کسی را ناراضی کند بلکه باید بر اساس جهانی که واقعاً به آن باور دارد فیلم بسازد. اگر فیلمساز به ارزشهای موضوع اعتقاد داشته باشد، این باور بهصورت طبیعی در اثر حضور پیدا میکند. اما وقتی اثر بر اساس دستورالعمل، ممیزی و نگاه سفارشی مدیران پیش میرود، کلیشه جای جهان فیلمساز را میگیرد و اثر قدرت ارتباط خود را از دست میدهد. هیچ فیلمسازی نباید به نقطهای برسد که تصور کند ساختن فیلم برایش به کاری کاملاً قابل پیشبینی و بیاضطراب تبدیل شده است. هر فیلم مختصات خودش را دارد و کارگردان باید برای آخرین فیلمش همان هیجان و دلهرهای را داشته باشد که هنگام ساخت فیلم اول تجربه میکرد.
کارگردان فیلم سینمایی «لیلی با من است» خاطرنشان میکند: تناسب فرم و محتوا در تاریخ سینما یکی از عوامل شکلگیری ژانرها و شیوههای مختلف بیان بوده است. از نظر من مسئله اصلی این است که کارگردان برای آنچه در فیلمنامه میخواهد بیان کند، زبان تصویری متناسب با جهان مورد نظرش را کشف کند.
مقاومت و نقد
مسعود فراستی منتقد شناختهشده سینما نیز در یکی دیگر از این کارگاههای انتقال تجربه معتقد است که سینما پیش از هر چیز نیازمند تسلط بر تکنیک و رسیدن به فرم است.
او با تأکید بر اینکه امروز برای بازسازی سینمای مقاومت باید هم سینما را جدی آموخت و هم فرهنگ نقد و نقدپذیری را تقویت کرد، میافزاید: مقاومت فقط مربوط به جنگ نیست. اصلاً انسان بدون مقاومت معنا ندارد. مقاومت میتواند در برابر یک ایده غلط، در برابر وضعیتی که انسان را متوقف میکند یا در برابر شرایطی باشد که اجازه رشد نمیدهد. اگر مفهوم مقاومت را فقط به میدان نبرد محدود کنیم، دامنه انسانی و اجتماعی آن را کوچک کردهایم.
فراستی خاطرنشان میکند: نقد اساس کار است؛ در جنگ، صلح و هر وضعیت دیگری. اینکه بگوییم «الان نقد نکنید، چون اختلاف ایجاد میشود» منطق درستی نیست. وقتی اختلافها گفته نشوند، فقط پنهان میشوند. انسان بدون مقاومت معنا ندارد و بدون نقد هم معنا ندارد؛ مقاومت و نقد دو بال حرکتاند. کسی که همیشه فقط «آری» میگوید، ممکن است وضع موجود را تثبیت کند؛ اما «نه» گفتن، حتی اگر گاهی با خطا همراه باشد، میتواند امکان حرکت ایجاد کند.
بسیاری از فیلمهای دفاع مقدس، بخصوص در دهه ۶۰ و ۷۰ از بهترین فیلمهای سینمای کشورمان محسوب میشوند، این مسئله گویای ظرفیت بالا و اقبال مخاطب به آنهاست، البته اگر فرم و محتوا، دوری از کلیشه و همچنین وجوه احساسی و حماسی اثر مورد توجه فیلمسازان قرار بگیرند. سوژههای زیادی درباره جنگ و وقایع بعد از جنگ یا آثار وضعی آن بر ابعاد مختلف جامعه و مردم وجود دارند که هنوز به آنها پرداخته نشده است و میتوانند موضوعات بسیار خوبی برای فیلمهای این حوزه باشد.