جوان آنلاین: پهلوی با نقاب ایراندوستی، عامدانه درست همان مسیر ایرانستیزی را دنبال میکند که کارفرمایانش یعنی رژیم اسرائیل و امریکا میخواهند. اسناد صریح و انکارناپذیری وجود دارند که هدف نهایی امریکا از دشمنی با ایران را تجزیه و فروپاشی سرزمینی معرفی میکنند. اسنادی که هرگز در رسانههای وابسته معاند بازتاب نمییابند تا مقلدان کوکورانه جز روایتهای تحریفشده، چیزی از جنایتها و توطئههای فاجعهبار پیشرو ندانند.
در تمام رویدادهای تلخ تروریستی از جمله آشوب که طی این سالها پهلوی مانند عروسک خیمهشببازی برای امریکا و رژیم اسرائیل میدانداری کرد، با هدف تجزیه و تکهتکه کردن ایران بود. به این خیال که شاید امریکا بعد از راهانداختن دریای خون که خود پهلوی آن را ضروری میدانست، برای آنها هم یک سهم در ایران چندپاره کنار گذاشته باشد، اما این نیات شوم با وجود همه پنهانکاری، بارها در اظهارات کارفرمایان امریکایی و اسرائیلی و حتی نزدیکان رضا پهلوی، موجب رسوایی این فرقه ضدایرانی شدهاست.
دنیل لوی، رئیس پروژه امریکا و خاورمیانه و مذاکرهکننده پیشین اسرائیل در مذاکرات صلح به تازگی اذعان داشته که خاندان پهلوی ابزاری برای اسرائیل در راستای ایجاد آشوب در ایران بودند. هدف کلان اسرائیل، فروپاشی دولت، ایجاد هرجومرج و تجزیه ایران است، اما برنامههای آنها تاکنون همگی با شکست روبهرو شدهاند. پهلوی پیش از این، وقتی در نشست شورای روابط خارجه امریکا به او گفته شد که رژیم اسرائیل به فکر تجزیه ایران است، از اتخاذ موضع و پاسخگویی طفره رفت و با طرح مسائل غیرمرتبط آن را به حاشیه کشاند.
پیش از این محمد منظرپور، سردبیر سابق بیبیسی فارسی و اینترنشنال به نقل از منابع اسرائیلی گفته بود اسرائیل نمیخواهد هیچیک از رقبای اپوزیسیون در ایران بر دیگری غلبه و هژمون شود، چون هدفش فروپاشی ایران است. در همین راستا، اسرائیل همزمان به پهلوی و گروههایی مثل مجاهدین خلق (منافقین)، جریانات پانترک، حزب کومله و حزب دموکرات کردستان، خلق عرب الاهواز و جیشالعدل کمک میکند. در نتیجه، پهلوی نمیتواند تناقضات کلامی و رفتاری خود را پنهان نماید. گرچه وی سعی دارد در برابر تجزیهطلبی موضعی اتخاذ کند که خودش را از این جریانها جدا نشان بدهد، اما همسویی کامل وی با سیاستهای امریکا و رژیم اسرائیل و آمد و شد آن به سرزمینهای اشغالی، نشان میدهد که پهلوی نه خودش به تنهایی بلکه همراه با دیگر گروهکهای تروریستی به فکر تجزیه ایران است.
یکی از نمودهای آن، شکست طرح امریکایی منشور همبستگی در دوران پساآشوب ۴۰۱ با هدف ائتلاف تمام نیروهای اپوزیسیون از جمله عبدالله مهتدی، رهبر تروریستهای کومله و حامد اسماعیلیون نماینده منافقان علیه ایران بود، اما این منشور عمری نداشت و اعضا پس از آن شدیداً با هم درگیر شدند. پس از انتشار منشور، منتقدان متعلق به اپوزیسیون آن را به دلیل نبود و عدم درج ملیت ایرانی، زبان فارسی و تمامیت ارضی کشور، «منشور تجزیه» نامیدند. درخواست تشدید تحریمها و حمایت از حمله نظامی به ایران نیز از دیگر انتقادهای مطرحشده علیه امضاکنندگان آن بود. اما اصل و ریشه این اقدامات در راهبرد کلان امریکا همچون طرح خاورمیانه جدید برای تجزیه ایران نهفته است. مقامات بلندپایه امریکایی بارها و بارها در سخنان خود بر این موضوع تأکید کردهاند که در صدد هستند نظام جمهوری اسلامی ایران را از درون متلاشی و به کشورهای کوچکتر تقسیم نمایند. اظهارات ترامپ مبنی بر مسلح کردن تجزیهطلبان نمونه جدیدی از این تلاشهاست. در سال ۲۰۰۳ نیز ویلیام بیمن استاد دانشگاه براون، طرح دولت بوش برای تغییر رژیم ایران را بر اساس حمایت از گروههای تجزیهطلب، حمایت از سازمان مجاهدین خلق و سلطنتطلب و دخالت نظامی در صورت لزوم را معرفی کرد. این طرح بر پایه شکافهای سیاسی- اجتماعی داخل ایران و با ابزارهایی مانند عملیات پنهان، کمک مالی به اپوزیسیون، حمایت از گروههای داخلی، انزوای دیپلماتیک و تخریب روند بازسازی اقتصادی طراحی شدهبود. طرح اسرائیل بزرگ رژیم صهیونیستی هم در بطن طرح خاورمیانه جدید قرار دارد. طرحی که رژیم صهیونیستی در سالهای آخر به شدت آن را دنبال میکند و نتانیاهو هم بارها پیادهسازی آن را برای بقای اسرائیل ضروری دانست.
تحولات کنونی و جنگهای جنایتباری که پهلوی و هوادارانش از امریکا و رژیم اسرائیل برای ایران میخواهند نیز در همین چهارچوب قرار دارد. پهلویها همچون پدران فاسد و وابستهشان، پیشدستانه خواهان هر آن چیزی هستند که دشمن برای تجزیه ایران میخواهد. خاطره پرویز خسروانی درباره روایت حسین فردوست رفیق دیرین شاه از نقشه امریکا برای تجزیه ایران نشان میدهد سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، ایالات متحده به همراه پهلوی به فکر تجزیه ایران بود. بر اساس این روایت، همان شب با طرحی روی کاغذ به او نشان داده شده که شاه باید برود. این طرح که دو سال پیش در امریکا تهیه شده بود، ایران را تجزیه میکرد: شمال فدرال، کردستان مستقل، آذربایجان تابع روسها و جنوب زیر نظر یک سازمان بینالمللی نفت. همچنین اصفهان، شیراز و تهران بهعنوان ایران باقی میماند و از مسیر بلوچستان نیز راهی به خلیج فارس برای شوروی در نظر گرفته میشد.