کد خبر: 1383308
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۰
*نیره محمودی

ساعت نزدیک هشت شب است. پسرک روی زمین اتاقش دراز کشیده و تبلت را با دو دست گرفته است. مادر صدایش می‌زند: «علی، شام حاضره.» جوابی نمی‌آید. دوباره صدا می‌زند: «علی! بیا دیگه، سرد شد.» این بار یک «الان میام» از اتاق بیرون می‌آید. همان «الان» معروفی که ممکن است پنج دقیقه باشد یا نیم ساعت. مادر وارد اتاق می‌شود. صفحه تبلت پر از رنگ و صداست. یک بازی در جریان است و پسرک با جدیت تمام روی صفحه ضربه می‌زند. پسرک سرش را بالا می‌آورد و می‌گوید: «مامان! الان نمی‌شه. وسط بازی‌ام.» چند دقیقه بعد، شام سرد شده، تکلیف فارسی هنوز نوشته نشده و کفش‌های ورزشی گوشه اتاق خاک می‌خورند. بدون شک تکنولوژی در این خانه دشمن نیست. اتفاقا می‌تواند آموزشی و سرگرم‌کننده باشد. مسئله از جایی شروع می‌شود که ابزار، آرام‌آرام جای تجربه‌های دیگری را می‌گیرد. این شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌های دوران کودکی امروز باشد: آیا کودک از تکنولوژی استفاده می‌کند یا تکنولوژی دارد شکل استفاده کودک از زندگی را تعیین می‌کند؟
 
تکنولوژی برای کودک می‌تواند شبیه یک مداد باشد. وسیله‌ای برای ساختن چیزی که در ذهن دارد. می‌تواند با یک تبلت نقاشی بکشد، با یک برنامه زبان جدید یاد بگیرد، درباره یک موضوع علمی جست‌و‌جو کند، یک داستان صوتی گوش بدهد یا حتی یک ویدئوی آموزشی درباره ستاره‌ها و سیاره‌ها ببیند. در این حالت، تکنولوژی یک ابزار است، اما همان تبلت می‌تواند تبدیل شود به چیزی که هر خلأیی را پر می‌کند. کودک دیگر برای سرگرم شدن ایده‌ای ندارد جز اینکه صفحه را روشن کند. اگر پنج دقیقه بیکار بماند، کلافه می‌شود. اگر در ماشین باشد، گوشی می‌خواهد. اگر در رستوران باشد، گوشی می‌خواهد. اگر میهمانی باشد، گوشی می‌خواهد. اینجا دیگر با یک ابزار ساده طرف نیستیم. تکنولوژی دارد نقش یک «محیط زندگی» را پیدا می‌کند. تفاوت این دو شاید در ظاهر کوچک باشد، اما در تربیت کودک بسیار مهم است. استفاده ابزاری، یعنی کودک بداند برای چه کاری سراغ تکنولوژی می‌رود و بتواند بعد از انجام آن کار از صفحه فاصله بگیرد. غرق شدن، یعنی خود صفحه تبدیل به مقصد شود. بدون اینکه کودک حتی بداند برای چه چیزی آن را باز کرده است. کودک دبستانی هنوز در حال کشف جهان است. استفاده بیش از حد از رسانه‌های دیجیتال ممکن است بخشی از تجربه مستقیم کودک با محیط را کنار بزند. اگر یک ساعت صفحه، جای یک ساعت بازی با دوستان را بگیرد، فقط یک ساعت صفحه اضافه نشده، یک ساعت بازی واقعی هم از زندگی کودک کم شده است. اگر تماشای ویدئو جای گفت‌و‌گو با پدر و مادر را بگیرد، فقط یک ویدئو دیده نشده. یک فرصت ارتباطی هم از بین رفته است. 
گاهی در بحث درباره فضای مجازی، آنقدر درباره خطر‌ها حرف می‌زنیم که یادمان می‌رود تکنولوژی چه فرصت‌هایی هم برای کودکان ایجاد کرده است. یک کودک می‌تواند با دوربین گوشی از گیاه خانه عکس بگیرد و درباره رشد آن تحقیق کند. می‌تواند صدای خودش را ضبط کند و یک قصه کوتاه بسازد. می‌تواند با ابزار‌های دیجیتال نقاشی کند، یک انیمیشن ساده بسازد یا درباره موضوع مورد علاقه‌اش اطلاعات پیدا کند. حتی می‌توان تکنولوژی را وارد بازی واقعی کرد. مثلاً کودک از حیاط عکس بگیرد و بعد با کمک والدین درباره گیاهان مختلف آن تحقیق کند. یا برای یک داستان که خودش نوشته، صداگذاری کند. در این حالت، صفحه پایان کار نیست. پل رسیدن به یک تجربه دیگر است. تفاوت بزرگی است میان کودکی که دو ساعت ویدئو تماشا کرده و کودکی که ۲۰ دقیقه یک ویدئوی علمی دیده، سؤالی برایش ایجاد شده و بعد رفته چیزی را در دنیای واقعی امتحان کرده است. هر دو از صفحه استفاده کرده‌اند، اما فقط یکی از آنها از تکنولوژی به عنوان ابزار استفاده کرده است. 
شاید بهترین راه برای نگاه‌کردن به تکنولوژی در کودکی، پیداکردن یک تعادل ساده باشد. کودک باید بازی دیجیتال را بشناسد، اما بازی واقعی را هم تجربه کند. باید بتواند از اینترنت چیزی یاد بگیرد، اما کتاب هم بخواند. باید بتواند با دوستانش آنلاین ارتباط داشته باشد، اما دوستی در حیاط مدرسه و کوچه را هم بشناسد. باید بلد باشد با ابزار‌های دیجیتال چیزی بسازد، اما با دست‌های خودش هم چیزی بسازد و مهم‌تر از همه، باید بتواند گاهی هیچ کاری نکند. این «هیچ کاری نکردن» شاید در دنیای امروز بیش از همیشه مهم باشد. کودکی که همیشه با صدا، تصویر، بازی و اعلان احاطه شده، فرصت کمی برای شنیدن صدای ذهن خودش پیدا می‌کند. گاهی باید پنجره را باز کرد. گاهی باید توپ را برداشت. گاهی باید با مداد روی یک کاغذ خط کشید، بدون اینکه معلوم باشد قرار است چه چیزی از آن بیرون بیاید. تکنولوژی قرار نیست از زندگی کودک حذف شود. چنین چیزی نه ممکن است و نه لزوما مطلوب. بازی دیجیتال می‌تواند بخشی از کودکی باشد، نه تمام کودکی و شاید معنای واقعی سواد دیجیتال برای یک کودک دبستانی همین باشد: اینکه بداند هر چیزی که روی صفحه روشن می‌شود، ارزش ماندن ندارد. شاید بد نباشد به جای پرسیدن اینکه «چطور بچه‌ها را از تکنولوژی دور کنیم؟»، سؤال دیگری بپرسیم: چطور به آنها یاد بدهیم تکنولوژی را در دست بگیرند، بدون اینکه تکنولوژی دست آنها را بگیرد؟ کودکی هنوز باید دویدن را یاد بگیرد، زمین خوردن را تجربه کند، دوست پیدا کند، دعوا کند، آشتی کند، کتابی را ورق بزند، چیزی بسازد و از سر بی‌حوصلگی یک روز کامل را با یک ایده عجیب بگذراند. صفحه دیجیتال می‌تواند کنار همه اینها باشد. فقط نباید جای همه آنها بنشیند. چون کودکی، برخلاف یک بازی دیجیتال، دکمه ری‌استارت ندارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار