دانشآموزان سراسر فرانسه از کمبود منابع و نابرابری فرصتها، شلوغی کلاسها و فرسوده بودن مدارس آشوب کردهاند. در انگلستان معلمان و مدیران از فشار نظام ارزیابی و ضرورت توجه به تفاوتهای اجتماعی مدارس هشدار میدهند. اینها را میتوان آشوب «مشق» نامید، مشق هم در معنای تکلیف درسی و هم در معنای سختی روزگار که نسل جدید زیربار آن نمیرود جوان آنلاین: گاه از نقاط مختلف جهان، دانشآموزان و حتی معلمان، از نظام آموزشی کشور خود گلایه میکنند. منتقدان هم میگویند که بخشهایی از نظامهای آموزشی همچنان با معیارها و روشهایی اداره میشوند که بهطور کامل با تغییرات اجتماعی و نیازهای نسل جدید هماهنگ نیستند. به تازگی در فرانسه، هزاران دانشآموز در اعتراض به کمبود معلم، فرسودگی مدارس و نابرابری آموزشی به خیابانها آمدهاند، و در انگلستان، فشار نظام ارزیابی مدارس بر سلامت روان معلمان و بیتوجهی به تفاوتهای اجتماعی مدارس، دولت را به بازنگری دوباره در نظام بازرسی واداشته است، این دو رویداد اخیر نشان از یک چالش جهانی در آموزش دارد، و فاصله میان ساختارهای تصمیمگیری و نسلی که بیش از گذشته درباره عدالت آموزشی، فرصت برابر و حق شنیدهشدن خود مطالبهگر شده را به دنیا نشان داده است.
اعتراض دانشآموزی در فرانسه
اعتراضات دانشآموزی در فرانسه که ابتدا از دبیرستانهای مناطق محروم حومه پاریس آغاز شد، اکنون به یکی از جدیترین چالشهای آموزشی این کشور در سالهای اخیر تبدیل شده است. دانشآموزان معترض، مشکلاتی مانند کمبود معلم، فرسودگی ساختمانهای مدارس، کلاسهای شلوغ و شرایط نامناسب آموزشی را دلیل حضور خود در خیابانها اعلام کردهاند، مسائلی که به گفته آنها، بیش از همه دانشآموزان مناطق کمبرخوردار را تحت تأثیر قرار میدهد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، دامنه این اعتراضات به صدها مدرسه در سراسر فرانسه رسیده است. وزارت آموزش فرانسه اعلام کرده که در جریان این اعتراضات، از میان حدود ۳۷۰۰ دبیرستان این کشور، بیش از هزار دبیرستان تحت تأثیر قرار گرفتهاند. همزمان، برخی تجمعات با درگیری میان معترضان و نیروهای پلیس همراه شده و مقامهای فرانسوی از بازداشت هزاران نفر در جریان این ناآرامیها خبر دادهاند.
فراتر از مسائل فوری مانند کمبود معلم و وضعیت ساختمان مدارس، یکی از محورهای اصلی اعتراضها، نگرانی درباره نابرابری فرصتهای آموزشی میان مناطق مختلف فرانسه است.
در دبیرستان «لیسه لو کوربوزیه» در اوبرویلیه، در شمال پاریس، دانشآموزان میگویند مدارس مناطق فقیرنشین با مشکلات بیشتری روبهرو هستند. مائیسا، دانشآموز ۱۷سالهای که قصد دارد در آینده معلم زبان انگلیسی شود، در توضیح شرایط مدرسه خود گفته که سال گذشته بدون داشتن معلم زبان فرانسه در آزمون این درس شرکت کردهاست. او همچنین گفته که حضور معلم تأثیر مستقیمی بر موفقیت دانشآموزان دارد و چنین شرایطی محیط مناسبی برای یادگیری ایجاد نمیکند.
یکی دیگر از محورهای اصلی اعتراضات، تفاوت میان شرایط آموزشی مناطق مختلف فرانسه است. آملیا، دانشآموز ۱۵ سالهای که در این تجمعات شرکت کرده، با اشاره به وضعیت مدارس مناطق محروم گفته که دانشآموزان این مناطق خواهان همان فرصتهایی هستند که دیگر دانشآموزان کشور از آن برخوردارند. روی پلاکاردی که او در دست داشت، نوشته شدهبود: «نباید نشانی خانه ما آینده ما را تعیین کند.» شعاری که البته یکی از نگرانیهای مطرحشده از سوی معترضان را بازتاب میدهد، اینکه شرایط اجتماعی و اقتصادی محل زندگی نباید فرصتهای آموزشی دانشآموزان را تعیین کند.
اولیس راباته، پژوهشگر علوم سیاسی دانشگاه پاریس ۸، معتقد است این اعتراضات نشان میدهد مناطق بهحاشیهراندهشده فرانسه بیش از گذشته در حال اثرگذاری بر سیاست عمومی هستند. او اظهار داشته که وقتی خدمات عمومی و آموزش عمومی تضعیف میشوند، گروههایی که از نظر اقتصادی آسیبپذیرترند، بیشترین فشار را احساس میکنند.
زخمی قدیمی در قلب نظام آموزشی فرانسه
یکی از مهمترین دلایل شکلگیری این اعتراضات، کمبود نیروی آموزشی عنوان شده. دانشآموزان، والدین و معلمان میگویند نبود معلم باعث لغو کلاسها و کاهش فرصتهای یادگیری شدهاست.
در استان سن- سن- دونی، یکی از مناطق محروم اطراف پاریس، اتحادیههای آموزشی اعلام کردهاند که شمار قابلتوجهی از مدارس با کمبود معلم مواجه هستند. برخی والدین نیز گفتهاند از آغاز سال تحصیلی، کلاسهایی مانند ریاضی، زبان انگلیسی، علوم انسانی و ورزش به دلیل نبود نیروی آموزشی کافی برگزار نشدهاست.
معلمان و کارکنان آموزشی علاوه بر کمبود معلم، به نبود نیروهای حمایتی مانند پرستار مدرسه و مددکار اجتماعی نیز اعتراض دارند. آنان معتقدند مشکلات دانشآموزان تنها با تدریس در کلاس حل نمیشود و مدارس به مجموعهای از خدمات حمایتی نیاز دارند، بهویژه در مناطقی که خانوادهها با مشکلات اقتصادی و اجتماعی بیشتری روبهرو هستند.
اختلاف بر سر اولویتها
اما اعتراضات دانشآموزی در زمانی رخ داده که دولت فرانسه درگیر بحث درباره بودجه سال آینده است. دولت اعلام کرده بودجه آموزش در سال آینده افزایش خواهد یافت، اما منتقدان میگویند این افزایش کمتر از نرخ تورم است و نمیتواند پاسخگوی نیازهای واقعی مدارس باشد.
وزارت آموزش فرانسه اعلام کرده که آموزش همچنان یکی از اولویتهای دولت است و کاهش رشد بودجه به دلیل کاهش جمعیت دانشآموزی بودهاست. با این حال، منتقدان معتقدند مسئله فقط میزان بودجه نیست، بلکه نحوه توزیع منابع میان مناطق مختلف نیز اهمیت دارد.
بر اساس آمار وزارت آموزش فرانسه، اگرچه این کشور در میان کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی از نظر هزینه آموزشی در سطح میانی قرار دارد، متوسط هزینه سرانه دانشآموزان دوره متوسطه در دهه گذشته کاهش جزئی داشتهاست.
نسل جدیدی که خواهان تعریف تازهای از آموزش است اعتراضات فرانسه در کنار بحثهای اخیر درباره اصلاح نظام بازرسی مدارس در انگلستان، تصویری گستردهتر از چالشهای آموزش در اروپا ارائه میدهد.
در فرانسه، دانشآموزان درباره کمبود منابع و نابرابری فرصتها اعتراض میکنند، در انگلستان نیز، معلمان و مدیران درباره فشار نظام ارزیابی و ضرورت توجه به تفاوتهای اجتماعی مدارس هشدار میدهند.
هر چند مسئله در کشور انگلستان نه با اعتراض خیابانی دانشآموزان، بلکه با انتقاد فزاینده مدیران مدارس و معلمان از شیوه ارزیابی مدارس مطرح شدهاست، اما این انتقادات نیز نظام آموزشی قدیمی و فرسودهای را نشان میدهد که پاسخگوی نیاز امروز جامعه نیست.
روزنامه گاردین در گزارشی در تاریخ ۲ اکتبر ۲۰۲۶ نوشت که نظام بازرسی مدارس انگلستان، موسوم به Ofsted، قرار است برای دومین بار در کمتر از یک سال مورد بازنگری قرار گیرد. این تصمیم پس از افزایش نگرانیها درباره فشار روانی ناشی از فرآیندهای ارزیابی بر مدیران و کارکنان مدارس و همچنین بحث درباره میزان عادلانه بودن این شیوه سنجش اتخاذ شدهاست.
بر اساس این گزارش، لوسی پاول، وزیر آموزش بریتانیا، از Ofsted خواسته است چارچوب ارزیابی مدارس را دوباره بررسی کند تا شرایط اجتماعی و اقتصادی هر مدرسه در قضاوت درباره عملکرد آن نقش بیشتری داشته باشد.
منتقدان معتقدند مدارس در مناطق محروم یا مدارسی که با تعداد بیشتری از دانشآموزان دارای نیازهای آموزشی ویژه روبهرو هستند، شرایط متفاوتی دارند و ارزیابی آنها بدون در نظر گرفتن این تفاوتها ممکن است تصویر کاملی از عملکرد واقعی مدرسه ارائه ندهد.
یکی از محورهای اصلی این انتقادها، تأثیر نظام ارزیابی بر سلامت روان مدیران و معلمان است. گاردین در این رابطه به نتایج یک نظرسنجی از اعضای اتحادیه ملی آموزش (NEU) اشاره کرده که در آن، سهچهارم پاسخدهندگان گفتهاند بازرسیهای مدارس تأثیر منفی بر سلامت روان آنها داشتهاست! در واقع نظام جدید ارزیابی Ofsted که با هدف ارائه تصویری دقیقتر از عملکرد مدارس طراحی شدهبود، اما پس از اجرا با انتقادهایی از سوی بخشی از مدیران و معلمان روبهرو شد.
حال اتحادیههای مدیران مدارس از بازنگری در این نظام استقبال کردهاند و میگویند که یک نظام بازرسی مؤثر باید ضمن حفظ استانداردهای آموزشی، شرایط واقعی فعالیت مدارس را نیز در نظر بگیرد.
فاصله میان اهداف رسمی آموزش و دنیای واقعی دانشآموز.
اما چرا نظامهای آموزشی در جای جای جهان نتوانستهاند خود را با تغییرات نسلی هماهنگ کنند؟ دکتر آزاد محمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، معتقد است: «گاه در نظام تعلیم و تربیت، فاصله میان آرمانها و اهدافی که مسئولان نظام آموزشی دنبال میکنند با ویژگیهای واقعی دانشآموزان دچار نوعی تعارض میشود.» به گفته این استاد دانشگاه، این فاصله در شرایط امروز به دلیل گسترش فضای مجازی و شبکههای اجتماعی پیچیدهتر شده، چراکه دانشآموزان دیگر تنها از طریق مدرسه، خانواده و معلم با جهان بیرون ارتباط نمیگیرند.»
محمدی توضیح میدهد: «در دنیای ارتباطات و شبکههای اجتماعی، مواجهه کودکان و نوجوانان با سبکهای مختلف زندگی، ارزشها و الگوهای رفتاری بسیار گسترده و مستقیم شدهاست. این محرکهای شناختی و عاطفی، نیازمند قدرت تحلیل و داوری بالایی هستند و طبیعی است که گاهی میان آنچه نظام آموزشی دنبال میکند و آنچه دانشآموز در جهان پیرامون خود تجربه میکند، چالش بسیاری ایجاد شود.»
او بر این باور است که کاهش نقش انحصاری مدرسه و معلم بهعنوان تنها منبع شناخت و الگو، یکی از تغییرات مهم عصر جدید است که باید بدان توجه شود: «در گذشته مدرسه و معلم از مهمترین منابع شناخت و الگوسازی برای کودکان و نوجوانان بودند، اما امروز با حضور گسترده شبکههای اجتماعی، بلاگرها، اینفلوئنسرها و چهرههای رسانهای، منابع الگویی دانشآموزان تغییر کردهاست. این تغییر، یک واقعیت اجتماعی است و نظام آموزشی باید آن را در سیاستگذاریهای خود مورد توجه قرار دهد.»
ضرورت پرورش توانایی فکر کردن
محمدی معتقد است پاسخ به این تغییرات، صرفاً افزودن محتوای جدید به کتابهای درسی نیست، بلکه نیازمند بازنگری در اهداف آموزشی است: «ما باید بیش از گذشته بر پرورش تفکر نقادانه، تفکر خلاق، تفکر مراقبتی، قدرت قضاوت و داوری تمرکز کنیم. دانشآموز امروز باید یاد بگیرد چگونه اطلاعات را تحلیل کند، چگونه احساسات خود را مدیریت کند و چگونه در موقعیتهای مختلف تصمیم بگیرد.»
به گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، مهارتهایی مانند مدیریت هیجانات، گفتوگوی مؤثر، شناخت احساسات و کنترل خشم باید به بخش جدیتری از آموزش تبدیل شوند، چراکه نوجوان امروز با مسائل و فشارهایی روبهروست که نسلهای گذشته با این شدت تجربه نمیکردند. او با بیان اینکه اگر این مهارتها در دانشآموزان تقویت نشود، ممکن است با چالشهایی در زندگی فردی و اجتماعی مواجه شوند، اظهار میدارد: «آموزش که فقط انتقال اطلاعات نیست، آموزش باید به انسان کمک کند خودش را بشناسد، دیگران را درک کند و بتواند درباره مسائل مختلف قضاوت کند.»
کتاب درسی باید مسئله واقعی دانشآموز را ببیند
محمدی یکی از مسائل مهم نظامهای آموزشی را بیتوجهی احتمالی به «عاملیت دانشآموز» میداند، یعنی اینکه دانشآموز بهعنوان انسانی دارای انتخاب، نیاز، تجربه و دغدغههای شخصی دیده شود.
او معتقد است: «مطلوبیتهای آموزشی نباید فقط مطلوبیتهایی باشد که از نگاه برنامهریزان و نویسندگان کتابهای درسی تعریف شدهاست. نیازها و تجربههای خود دانشآموزان نیز باید در نظر گرفته شود.»
به گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، زمانی که دانشآموز احساس کند آموزش با مسائل واقعی زندگی او ارتباط دارد، امکان شکلگیری ارتباط عمیق با مدرسه و یادگیری افزایش پیدا خواهد کرد.
محمدی هشدار میدهد: «اگر عاملیت دانشآموز را نادیده بگیریم و فقط بخواهیم محتوا را به شکل انتقالی ارائه کنیم، ممکن است نتیجه معکوس ایجاد شود، یعنی دانشآموز از مدرسه و نظام آموزشی فاصله بگیرد. این اتفاق در واقع نقض هدف تربیتی است.»
به گزارش «جوان» شاید مسئله اصلی امروز آموزش، تنها مربوط به کمبود معلم، نبود بودجه یا حتی شیوه ارزیابی مدارس نباشد، بلکه مسئله این است که مدرسه تا چه اندازه میتواند صدای نسلی را بشنود که در جهانی متفاوت از گذشته زندگی و رشد میکند.
اکنون تجربه اعتراضات دانشآموزی در فرانسه و بازنگری در نظام ارزیابی مدارس انگلستان به جهان نشان میدهد که چالش آموزش در امروز، بیش از هر چیز به رابطه میان مدرسه و دانشآموزانی بازمیگردد که نیازها، تجربهها و دغدغههای متفاوتی دارند.
نسل جدید میخواهد دیده و شنیده شود و آموزش را با مسائل واقعی زندگی خود پیوند بزند. بنابراین آینده نظامهای آموزشی به توانایی آنها در شناخت ابعاد انسانی، اجتماعی و فرهنگی این نسل و بازتعریف نقش مدرسه در زندگی دانشآموزان وابسته است و بس.