در روزهای اخیر، خبر اجرای حکم قضایی علیه یکی از فعالان سیاسی و نمایندگان مجلس، فضای سیاسی و رسانهای کشور را تحتتأثیر خود قرار داده است. در روزهای اخیر، خبر اجرای حکم قضایی علیه یکی از فعالان سیاسی و نمایندگان مجلس، فضای سیاسی و رسانهای کشور را تحتتأثیر خود قرار داده است. طبیعی است که در هر پرونده قضایی و طرح شکایت، دو طرف شاکی و متشاکی وجود دارند و ممکن است هر فردی نسبت به یکی از این طرفین موضع حمایتی یا انتقادی داشته باشد، یا به هر دلیلی حکم قضایی صادرشده را صحیح نداند و نسبت به آن موضوع انتقاد کند. حتی فراتر از این، ممکن است کسی نسبت به مرجع و فرایند دادرسی نیز نقد داشته باشد.
مقصود این نوشتار قضاوت در مورد اصل حکم و یا اجرای آن و یا حتی در مورد موضعگیری سیاسی رسانهای له یا علیه آن نیست. مسئله این است که در شرایطی که دشمن غدار در مقابل ما مترصد تضعیف کشور و ضربه زدن به آن از طریق اختلافات داخلی و فشار بیرونی است، آیا باید واقعاً این موضوع به مسئله اول کشور تبدیل شود؟ و از آن فراتر، آیا باید تجمعات ملت انقلابی تحتتأثیر این موضوع قرار گیرد و بخشی از تمرکز معدودی از تجمعات، متأثر از این حکم و احیاناً موضعگیری در مورد آن شود؟
به یاد داریم رهبر شهید انقلاب در زمان حیات پربرکتشان دو نکته را موردتوجه قراردادند. معظمله فرمودند: «بصیرت در این دوران و در همهی دورانها بهمعنای این است که شما خط درگیری با دشمن را تشخیص دهید؛ کجا با دشمن درگیری است؟ بعضیها نقطهی درگیری را اشتباه میکنند؛ خمپاره و توپخانهی خودشان را آتش میکنند به سمت یک نقطهای که آنجا دشمن نیست، آنجا دوست است. بعضیها رقیب انتخاباتی خودشان را «شیطان اکبر» بهحساب میآورند! شیطان اکبر امریکاست، شیطان اکبر صهیونیسم است؛ رقیب جناحی که شیطان اکبر نیست، رقیب انتخاباتی که شیطان اکبر نیست. من طرفدار زیدم، شما طرفدار عمرویی؛ من شما را شیطان بدانم؟ چرا؟ به چه مناسبت؟ درحالیکه زید و عمرو هر دو ادعای انقلاب و اسلام میکنند، در خدمت اسلام و در خدمت انقلاباند. خط درگیری با دشمن را مشخص کنیم.» بنابراین اگر نسبت به یک فعل یا فردی انتقادی داریم، نباید باعث شود دشمن اصلیمان، یعنی نظام سلطه، را فراموش کنیم و انرژی و توان انقلابی خود را صرف اختلافات سیاسی در داخل بکنیم.
نکتهی دیگری که ایشان پس از حوادث دیماه ۱۴۰۴ و حدود یکماه قبل از شهادت خود فرمودند: «به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» منظور از این «حادثه» که منجر به بعثت عمومی میشود، چیست؟ در واقع، بعثتی که در امت اتفاق افتاد و این تجمعات پرشور و بهطورکلی حرکت عمومی که پس از جنگ آغاز شد، یک بعثت عمومی مبتنی بر یک امر ملی بود. امام مجاهد شهید نیز در یکی از بیانات خود پس از جنگ ۱۲ روزه فرمودند: «یک نقطهی دیگر در این حادثه [جنگ ۱۲ روزه]وجود دارد که بسیار مهم است، و آن، نقطهی ملی است؛ غیر از جنبهی سازمانی و نظامی و اطلاعاتی و امنیتی و غیره، آنچه در این حادثه اتفاق افتاد، «امر ملی» بود.... مردم وارد میدان شدند، اما درست در نقطهی مقابل آن جهتی که دشمن محاسبه کرده بود و نقشه کشیده بود؛ در جهت حمایت از نظام، در جهت پشتیبانی جانی و مالی. در تلویزیون، اظهارات افراد مختلف را مشاهده کردید دیگر، که با ظاهرهای گوناگون، چهرههای گوناگون، لباسهای گوناگون.» یعنی تمام کسانی که به ایران علاقهمند بودند، با همه گرایشها و تنوع سلایق و پوشش و رفتار و سبک زندگی، به مفهوم واحدی به نام ایران علاقهمند بودند و خود را به صحنه رساندند و فعال شدند. طبیعی است که این یک امر ملی است و هر موضوع دیگری، هرچند به نظر ما صحیح باشد، نباید جای امر ملی را بگیرد.
بنابراین، ازیکطرف دشمن اصلی را تحت هیچ شرایطی نباید فراموش کرد و از طرف دیگر، هیچ اشکالی ندارد که فعالان سیاسی، احزاب و رسانهها در چارچوب خود به نقدونظر بپردازند؛ البته با حفظ حرمت مقام قضایی و پرهیز از تخریب دستگاه قضایی، و نظر خود را درباره یک مسئله بیان کنند. اما باید اجازه دهیم که تجمعات و حرکت امت مبعوث در چارچوب امر ملی باقی بماند و منازعات و اختلافات و چنددستگیها و اختلاف سلایق و تفاوت دیدگاهها در این مسئله چنبره نزند. به یاد داشته باشیم که رهبر معظم انقلاباسلامی تأکید نمودند که «قاطعانه اعلام میکنم که ارتکاب هر آنچه بهضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.»